گر که خود خوب می شناختیم حق کشی شایع نبود
حق هر کس مال او بود، نی کس دیگر زِ سود
در بهائم غیر از این دان، صاحب حق غالب است
از دهان لقمه رباید، داند خود را طالب است
گر جنین خصلت در آید، در میان مردمان
جامعه را جنگلی دان، نَی کم و بیشی از آن
ایراد گرفته می شود :
تو زِ بهره گو چه داری با چنین ترسیمی بد
بدی گفتن هنری نیست، گو سخن تا بر دهد
پاسخ :
وقتی گفتم جنگلی دان، یک چنین جامعه ای
واقعی را گفته ام من، تو بیندیش چاره ای
تا د گر گون سازی آن را با توان عقل و هوش
آنگه بینی لقمه دزدان ره به سوراخند چو موش