تقدیر در جهان

      هشدار قرآن به انسان ها در حفظ جوامع ومحیط زیست .

      تفسیر آیۀ 41 سورۀ الروم :

      با ذکر مقدمه ای، به تقدیرات حاصله از کردار ما در جهان خواهیم پرداخت .

آنچه که در مقدمه لاذم است به میان آورده شود، بیان گوشه ای از کلام خدا در قرآن است .

      بنا به آیۀ 30 از سورۀ البقره « اذ قال ربک للملائکة انی جاعل فی الارض خلیفة ... آن گاهی که پروردگارت به ملائکه می گوید : من تصمیم دارم جانشینی ( آدم زا ) بر روی زمین قرار دهم ... » به خوبی روشن می شود که هدف اولیۀ ( نه غائی ) خلقت آدمی آنست که انسان به جانشینی خدا بر روی زمین زیست کند تا در دوران کوتاه زندگی ثابت سازد از این موقعیت ارزندۀ جانشینی ( که باید آن را امانت الهی دانست ) چگونه بهره برداری کرده است تا در واپسین روز پاسخ گوی کردار خود باشد . چون بنا به آیۀ دوم  سورۀ الملک « الذی خلق الموت و الحیواة لیبلوکم ایکم احسن عملا و هو العزیز  الغفور -  او خدائی است که مرگ و زندگی را خلق کرده است تا شما را ( که مفتخر به جانشینی خود آفریده است ) آزمایش کند که کدام نیکوکارترید . واو خدای توانمند و آمرزنده ایست » . بنابراین آدمی باید به گونه ای عمل کند که پروردگار، مولای او در مسیر خلقت کردار دارد .

      برای شناخت راه کارهای لازم این جانشین، خداوند پیامبرانی را فرستاده، و دستور العمل هائی را هم  ارائه فرموده است تا در گزینش آنها آزادانه عمل کند واز آزمون زندگی به در آید.

      مشاهده می فرمائید که پروردگار عالم در قرآن که به حق پایه گذار اخلاق و حکمت است، آیات و اشاراتی دارد که با دقت در آنها به راه کارهای لازمۀ زندگی پی برده خواهد شد، که ما به پاره ای از این راه کارها خواهیم پرداخت . توجه فرمائید :

      خداوند در آغاز سورۀ القلم، به سه چیز سوگند یاد کرده است : ن و القلم وما یسطرون .

      حال باید دید مصادیق این سه سوگند پروردگار چه بوده واز جانشین خود چه می خواهد ؟

     سوگند به ن،  سوگند به نور که ذات خود اوست ونظم که تمام امور خلقتش بر آن استوار و پایدار است . بنابراین با این سوگند از جانشین خود می خواهد که در  نور الهی که عقل است زیست کند، و نظام خلقت اورا هم زیر پا نگذارد ( که متاسفانه به راحتی گذاشته واثرات شوم آن  هم دارد تر و خشک را می سوزاند، و غافل است از اینکه این پی آمد ها که دامنگیر بی گناهان شده است، بر بار نکبت او خواهند افزود . و نکتب ما قدموا و آثارهم آنچه کردند می نویسیم وآثار و پی آمدهای آن را هم می نویسیم )  بنابراین نظمی که مورد توجه وسوگند الهی قرار گرفته است، بی حکمت نیست، و تفاوت انسان با حیوان هم از همین جا ظاهر می شود . زیرا حیوان می خورد و در زیر پای خود دفع فضولات می کند،  اما انسان اگر در حد انتظار طبیعت خود عمل نکند، با زیر پا گذاشتن اعتبار وجودی خود، « اولائک کالانعام بل هم اضل انان هم چون چهارپایان و شاید فروتر خواهند بود » 

      دز این جا مفاهیم سوگند به قلم و نوشته های آن به عنوان راه کارهای زندگی، ظاهر می شوند . و باید ادمی با توجه به مفاهیم نون به این سوگند هم پای بند باشد تا از آزمون زندگی به در آید.

      اما مفاهیم قلم و نوشته های آن :

      بشری که به جانشینی خدا بر روی زمین درآمده است، باید مورد امانت را پاس دارد  تا به ممیزۀ خود با حیوانات دست یابد . بنابراین باید طابق النعل بالنعل به اصول زیست پایبند باشد و گر نه به نسبت تخطی موجبات سقوط اعتبار خود را فراهم خواهد نمود .

      قلم وترشحات آن که پایه گذار زیست طبیعی آدمی و موضوع سوگند الهی قرار گرفته اند، ابزار الهی شناخته می شوند که توسط اندیشمندان بشری به کار می آیند و راه کارهای زندگی را به انسان ها عرضه می دارند .

      از این جاست که پروردگار عالم در آیۀ 41 سورۀ الروم به تهدید پرداخته، و فرموده است :

      متن آیه « ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون -  بر اثر عمل کرد آدمیان  موجبات ظهور تباهی در خشکی و دریا فراهم شده است که ما پاره ای از آثار این تباهی را به آنان خوا هیم چشاند . باشد ( به خود آیند ) و برگردند »

      ممکن است ایراد گرفته شود که چرا در آیه ذکری از جو زمین نشده است . که درر رد آن می توان گفت : هر آثاری که از اقدامات آدمی در جو مشاهده می شود، صرفا ناشی از عمل کرد آدمی بر روی زمین استت وبر خلاف دریا که مفهومی جدا از زمین دارد، جو بدون وجود زمین عاری از آن خواهد بود .

      حال به تجزیه و تحلیل آیه می پردازیم :

      ظهر الفساد تناهی اشکار شد .

      چه تباهی و چگونه ؟

      هر پدیدۀ ضد زیست طبیعی، اعم از دمیبشر

 انسانی وحیوانی وحتی خود طبیعت که ناشی از عمل

کرد خود انسان ها باشد، مشمول این هشدار خواهد بود . که به چند مورد آن اشاره ای خواهیم

داشت .

      لطفا توجه فرمائید :  

      اخیرا اعلام شده است که یک نهنگ اقدام به خودکشی کرده است و برای شناخت علت

آن، دست به کالبد شکافی نهنگ می زنند . در کالبد شکافی متوجه می شوند که نهنگ خود

کشی نکرده است، بلکه براثر سد راه تغذیۀ آن از گرسنگی مرده است . علت سد راه تغذیۀ آن

هم ناشی از آلودگی دریا با پس ماندهای پلاستیکی بوده که مردم در طول زمان به دریا ریخته اند.

      با بررسی زیست شناسان چه بسا اب زیان وا زنسل پاره ای از جانوران زیست گاه های وحش

کلا از بین زفته وعلت آن را هم ناشی از عمل کرد انسان ها می دانند .

      علاوه بر جانداران خود طبیعت زمین و دریا هم مصون از این تجاوز بشری نمانده است . و به

جای ترمیم ضایعات عمل کرد خود، بر تشدید آن صایعات پرداخته وموجبات تغییر در آب و هوا و

طبیعت زیست خود را فراهم ساخته است .

     آدمی  با این تغییرات غیر طبیعی، محیط زندگی خود را نا متناسب ساخته، و نا خواسته در دام

بیماری ها و نا ملایمات ناشناخته می افتد که نتیجۀ آن همان  اعمال ناسنجیدۀ خود آدمی است

که در آن آیه آورده شده است : « بما کسبت ایدی الناس این تباهی ناشی از دست آوردهای

آدمی است » که در ادامه آیه به آن پرداخته است « لنذیقهم بعض الذی عملوا تا پاره ای از

کردار شوم آنان را به آنان بچشانیم ».  

      پس باید گفت : از ماست که بر ماست ! و تقدیر عمل کرد ها جز این هم نخواهد بود .

      این جا مواجه با این پرسش می شویم که چرا در آیه تهدید به چشاندن پاره ای از خطاها شده

است، و نه به همه ؟

      در پاسخ می توان گفت : با توجه به آیۀ 45 سورۀ فاطرکه می گوید : « و لو یؤاخذ الله الناس

بما کسبوا ما ترک علی ظهرها من دابة ولاکن یؤخرهم الی اجل مسمی فاذا جاء اجلهم فان الله کان

 بعباده بصیرا اگر خدا بخواهد مردم را به خاطر خطاهائی که مرتکب می شوند، بگیرد ( هلاک

کند ) جنبنده ای بر روی زمین نخوااهد گذاشت . اما آنان را تا گاه معینی خواهد گذاشت . و چون

آن گاه فرا رسد، خدا بر بندگاه خود بینائی کامل دارد . پس علت این چشم پوشی از پاره ای از

خطا ها حفظ و تداوم زیست آدمی بر روی زمین، و جلوگیری از انقراض نسل او بوده است،  که در

پایان آیۀ 41 مورد سخن آمده است « لعلهم یرجعون شاید برگردند » و در اصلاح ضایعات اعم از

 اجتماعی و زیست محیطی خود تجدید نظر کنند .که خود این برگشت یک سرفصل بزرگ

تاریخی  و جامعه شناسی را می طلبد که ارتباط چندانی به سخن ما نخواهد داشت، و از ادامۀ آن

پوزش می خواهیم 



تاريخ : یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۷ | 0:50 | نویسنده : عبدالمجید زرگر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.