اندیشه در تضاد ها به سوی جهان آینده :  

        نوابغ عزیز بشریت دگرگون کنندگان ارزشمند طبیعت !

  اندیش مندان گرامی فیزیک : این مقال خاص شما عزیزان است تا زودتر جهان را دگرگون سازید انشاالله !

       سخن ما بر آیۀ 41 سورۀ الذاریات دور می زند که جلال الدین مولوی در داستان ملاقات آ ن عاشق با صدر جهان آورده و به این نظر می رسد :

       هیچ عاشق خود نباشد وصل جو        که نه  معشوقش بود جویای او

        لیک عشق عاشقان تن ره کند        عشق معشوقان خوش وفربه کند

       وصال جوئی عاشق ناشی از جویندگی معشوق است عاشق خویش را !

       پس از آوردن آیۀ شریفه به تجزیه و تحلیل آن می پردازیم :

       آیۀ 41 سورۀ الذلریات « و من کل شی ءٍ خلقنا زوجین لعلکم تذکرون -  از هر چیزی جفتی ( نر وماده ) آفریدیم تا شاید شما ( به آن دست یابید ) متذکر شوید »  

       جلال الدین مولوی با توجه به دو بیت شعرآورده شده، همانند توصیف مجازی شاعران از طبیعت بیک دیدگاه عرفانی دست می آید که تا واکنش معشوق در بین نباشد، عشقی به بار نخواهد نشست، واین جذبه را به هر طالب و مطلوبی در تمام کائنات تعمیم می دهد . مثلا هر تشنۀ ( طالب) آبی، خود آب ( مطلوب ) اورا به خود می کشد . و چنین رابطه ای را همان زوجین ( نر و ماده ) موضوع آیۀ یاد شده می داند .             

     در حالی که چنین نیست و مثال بارز آن عشق زلیخا به یوسف است که چنین حالتی در معشوق که یوسف باشد وجود نداشته است .

   از همه مهمتر همان گونه که شادروان استاد محمد تقی جعفری درتفسیر و نقد و تحلیل خود از مثنوی مولوی در بارۀ این آیه در صفحۀ 154 جلد نهم نهایتا می آورد، این برداشت عارفانه را در بارۀ جمادات قابل پذیرش نمی داند، و فهم آن آیه را به آیندگان می سپارد و می گوید « از مضمون آیۀ شریفه چنین بر می آید که بشر می تواند جفت بودن اجزای هستی را متذکر شود، بنابراین فرهنگ عالی بشری در بارۀ این مساله بانتظار فردا نشسته است »

    این آیۀ در چهارده قرن پیش نازل شده است . آیه ای که دانشمندان ومتفکرین وفلاسفه بدون توجه به وجود آن در تکوین کائنات سخن ها داشته اند که نهایتا با رشد فکری بشر به نتائج زیر می رسند :

    هگل المانی که در قرن هجده زیست داشته است در فلسفۀ دیالکتیک خود می گوید : در هر شیء ضدی پنهان شده در جنس خود دارد که آن را بعنوان فصل نام می برد، و می گوید که با ترکیب جنس و فصل، حالت دگرگونی وبه قول فلاسفۀ اسلامی صیروره تحقق می یابد و از این ترکیبات، نواع حادث می شوند ، وموجبات دگرگونی های جهانی را فراهم می سازند . و در آیۀ 14 الذاریات زوجین همان فصل و جنس است که انواع از ترکیب یا تلقیح آنها ابداع می شوند . وبه عبارتی آیات و رموزی است که در بسیاری از آیات قرآن برای متفکرین جهانی به آنها اشاره شده است تا بشر بتواند متناسب با رشد فکری وفرهنگی خود، انواع گوناگون جهانی را از شکم طبیعت شناسائی و استخراج و موجبات تحول جهانی را فراهم سازد .

   آگاهی هگل هم مانند بسیاری از متفکرین بر اثر بررسی در ادیان الهی و مطالعۀ وی در خود  قرآن بوده است  که متاسفانه بر خلاف سایر دانشمندان بدون ضرورت هر گونه اظهار نظری، قرآن آن را دینی متروکه می داند، و بدین ترتیب علیرغم برداشت نظریۀ سه پایۀ خود از آن ، وانمود می سازد که ارزش علمی برای او نداشته است که این نفی بی جا مبین بهره گیری از قرآن و کتمان ارزش آن را دارد !

 در حالی که در سال 1951 میلادی در کنگرۀ جهانی بررسی ادیان الهی در پاریس قرآن را اساسنامۀ قابل اجرائی جامع و مانع از هر گونه کاستی برای هر جامعه و در هر زمانی اعلام می دارند !

   اما خوش بختانه تلاش های علمی که برای جوامع مانند نفس کشیدن آدمی وقفه پذیر نیست، نخبگان بشریت ( که در قرآن بعنوان متفکرین و اولو الالباب و مترادفاتی مشابه نام برده شده اند و بدون توجه به باورهای آنان متازه های بشری شناخته می شوند ) هم در دورانی که جامعۀ انسانی به بلوغ فرهنگی پا می نهد، خود را در ظرف دو قرن به آسمان رسانده و به تسخیر نسبی ماه و مریخ دست می یابند که انشاالله طولی نخواهد کشید که با گذر از ماده پا به ضد ماده که طلیعۀ آن هم از قرن بیستم ظاهر شده است گذلشته خواهد شد وبه سوی امواج به حرکت در خواهد آمد،و حد اقل با حذف سوخت فسیلی از روی کرۀ زمین وتکنولوژی وابسته به آن، نسبت به دو قرن پیش با الان جهان دگرگونی هائی را تجربه خواهد کرد و توان آدمی به جائی خواهد رسید که بجز خدا نداند، که داده های او چه آثاری در پی خواهند داشت  !

    رسد آدمی به جائی که بجز خدا نبیند         بنگر که تا چه حد است مکان ادمیت !

    وقتی که طبق آیۀ 39 سورۀ فاطر جانشین خدا بر روی زمین باشد، معلوم است که به کجا خواهد کشید .

   به آیات 39 فاطر و77 القصص و 13 جاثیه در پاورقی مراجعه فرمائید تا به جایگاه کنونی ما و آیندگان آشنا شوید . البته حفظ و پایداری این داده های الهی مستلزم ترقی و تعالی فرهنگ متناسب با آنها را دارد، و گر نه ایراد ملائک در آیۀ 30 سورۀ البقره به کرسی خواهد نشست، وبشر با یک کن فیکون خود را با دنیائی منهدم به قبل از خلقت با باری از آتش خواهد کشاند !

   پس از حواشی میان بیان، در ادامۀ مفاد آیۀ 41 الذاریات، و حرکت بی وقفۀ اندیشمندان، با مژده به هم وطنان گرامی، فرهیخته متفکرعزیزی ازاولوا الالباب های ایران زمین نظری داده است که با مضمون آیۀ مورد سخن ما انطباق دارد .  ذیلا آورده می شود تا با افتخارخوانده شود، واز مجموع مطالب در یابیم که آن خواهیم که فقط خدا تواند داد و دید . آمین !

 بر اساس نظريه‌ي جديد ماده و پاد ماده؛ وجود ضد كهكشان‌ها و ضد انسانها در جهان هستي مطرح شد .

دكتر محسن فرشاد، استاد دانشگاه و محقق در فلسفه‌ي علوم در يك مقاله‌ي علمي با عنوان « ضد ماده، اسرار بزرگ كائنات » به بررسي نظريه‌هاي ماده و ضد ماده و اثرات آنها بر يكديگر در جهان هستي پرداخته است. به گزارش گروه فني مهندسي ”ايسنا”، در اين مقاله آمده است: پل موريس ديراك، فيزيك‌دان انگليسي در سال 1928 ميلادي، وجود ضد ماده را پيش‌گويي كرد. البته او با كشف ريشه‌ي منفي معادله‌ي انرژي كلي انيشتين به اين نتيجه رسيد. ديراك مدعي شد كه هر ذره از ماده‌ي معمولي، داراي ضد ذره‌ايست با همان جرم، اما با بار مخالف. اين ضد ذرات با پيوستن به يكديگر مي‌توانند، ضد اتم را به‌وجود آورده و به آن شكل دهند و ضد اتم‌ها يا پاد اتم‌ها مي‌توانند، پاد ماده را در هر چيز در عالم پديد آورند. مانند ضد ستارگان، ضد كهشكان‌ها و حتي ضد انسان‌ها يا پاد انسان‌ها. اگر يك ذره از ماده با يك ذره از ضد ماده به هم برخورد كنند، يكديگر را نابود كرده و به شكل انرژي درآمده كه اشعه‌ي ”گاما“ گسيل مي‌كنند. اگر يك انسان با يك پاد انسان دست بدهد، انفجاري كه از آن حاصل مي‌شود، معادل يك انفجار هسته‌اي به مقدار هزار مگاتن است كه هر يك مي‌تواند، شهر كوچكي را نابود كند. اين نظريه‌ي فوق‌العاده‌اي در فيزيك كوانتومي بود. چهار سال بعد كارل آندرستن، فيزيك‌داني از موسسه‌ي تكنولوژي كاليفرنيا، نخستين ضد ماده را كشف كرد. او از يك اتاقك ابر استفاده كرد تا پرتوهاي كيهاني را مطالعه كند. پرتوهاي كيهاني، ذراتي با انرژي بسيار بالا هستند كه از فضا، زمين را بمباران مي‌كنند. آندرسن متوجه شد كه الكترون در پشت خود، بخاري مي‌كشد كه همان جرم را دارد، اما با بار مثبت. او نام آن را “پوزيترون“ گذاشت كه شريك ضد ماده‌ي الكترون است. پيش از كشف آندرسن، اكثر فيزيك‌دانان با نظر ديراك موافق نبودند و در وجود ضد ماده شك داشتند. ديراك كه يكي از فيزيك - رياضي‌دانان خلاق جهان به حساب مي‌آمد، تئوري ذرات حفره‌اي را پيشنهاد كرد. اين نظريه وجود ضد ذرات را پيش‌بيني مي‌كرد. از نظر ديراك، فضاي خالي واقعا هم خالي نيست. اين فضا اقيانوس وسيع و فشرده‌اي از ذرات است و همه‌ي ضد ذرات داراي جرم ماندي منفي هستند (يعني اگر نيرويي روي ضد ماده عمل كند، به جاي اين كه ضد ماده در مسير فشار آن نيرو حركت كند در عكس جهت ورود آن نيرو عمل و حركت مي‌كند.) مثلا اگر در عالم ماده، شما چكشي روي ميخ بكوبيد، ميخ به ديوار فرو مي‌رود، اما در عالم ضد ماده، درست عكس آن عمل مي‌كند، يعني ميخ به جاي اين كه به ديوار فرو رود، به جهت عكس ديوار مي‌رود. ذرات در تحت شرايطي در اين اقيانوس جابه‌جا مي‌شوند و به سطحي در خارج از سطح اقيانوس مي‌روند. در يك چنين حالتي، آفرينش جفت همزمان از دو نوع الكترون آغاز مي‌شود و هر دو با جرم ماندي مثبت. يكي، الكترون معمولي است با بار منفي‌ و ديگري سوراخ يا حفره‌اي كه در دنبال و پشت الكترون در درياي فضا باقي مي‌ماند. اين حفره يا سوراخ چيزي است‌، به‌ همان مفهوم كه يك حباب متحرك يا سوراخ در يك مايع چيزي به حساب مي‌آيد. اين حفره يا سوراخ در نظريه‌ي ديراك، شبيه الكترون اما با بار مثبت رفتار مي‌كند. ديراك درسال 1931 نوشت كه اين، نوعي ذره‌ي جديد است كه براي فيزيك ناشناخته است و داراي همان جرم است، اما نسبت به الكترون داراي بار مثبت است. ما مي‌توانيم، يك چنين ذره‌اي را ضد الكترون بناميم. طبق نظر ديراك، ضد الكترون خيلي طولاني در اين دنيا باقي نمي‌ماند و براي لحظه‌اي حركت مي‌كند. آن‌گاه الكترون در حفره افتاده و همزمان جفت الكترون و ضد الكترون نابود مي‌شوند و همانطور كه گفته شد، اين دو ذره با نابودي خود، اشعه‌ي گاما به فضا گسيل مي‌كنند. ديراك، نتيجه‌گيري مي‌كند كه پروتون هم درياي چگال و فشرده‌ي ذرات خود را دارد. يك ذره‌ي پرتون تحت شرايطي از اين دريا رانده مي‌شود تا تبديل به يك پرتون معمولي شود و به دنبال خود سوراخ يا حفره‌اي با بار منفي باقي مي‌گذارد كه شبيه ضد پرتون رفتار مي‌كند. جالب توجه اينجاست كه اندرسون، كاشف ضد ماده در كيهان از تئوري ديراك خبر نداشت و پس از كشف پوزيترون، نظريه‌ي ديراك را كاملا خواند و اقرار كرد كه چندان چيزي از آن نمي‌فهمد. اندرسون هم در كار خود به همان ميزان ديراك داراي بينش و شهامت بود. او بدون نظريه به مسير ذره در عكسي كه از اتاق ابر گرفته شده بود، نتيجه گرفت كه اين شواهد با نظريات فيزيك كلاسيك قابل توضيح نيست. اين مسير بدون شك، همان مسير الكترون مثبت يا ضد الكترون است. فيزيك‌دانان، كشف آندرسون را تاييد كردند. چند ماه بعد در آزمايشگاه‌هاي بسياري، هسته‌ي اتم با پرتو گاما بمباران شد تا يك جفت الكترون و پوزيترون توليد كنند. همان طور كه ديراك پيشگويي كرد، پوزيترون يا ضد ماده عمر كوتاهي دارد و به محض برخورد با يك الكترون هر دو نابود و ناپديد مي‌شوند. بعدها كشف شد كه پيش از آنكه دو ذره يكديگر را نابود كنند، آنها دور يك مركز مشترك، چرخش زاويه خواهند داشت و براي يك لحظه فرار اتمي خلق مي‌كند كه فيزيك‌دانان آن‌را پوزيترونيوم مي‌نامند و دو ذره ناپديد مي شوند و پرتو گاماي دو يا سه فوتوني گسيل مي‌كنند. ديراك، وجود ضد پرتون را نيز پيش‌گويي كرده بود كه اين ذره با برخورد به يك ضد پرتون نابود مي‌شود. در سال 1955، يعني 23 سال پس از كشف اندرسون ـ يعني كشف ضد الكترون ـ گروهي از فيزيك‌دانان در دانشگاه بركلي كاليفرنيا، شتاب‌دهنده‌ي قوي‌اي را به كار بردند تا نخستين زوج پروتون و ضد پروتون را توليد كنند و رفتار اين ذرات به همان صورت بود كه ديراك در نظريه‌ي خود توصيف كرده بود. فيزيك‌دانان ازسال 1956 دريافتند كه هر ذره‌ي ابتدايي، ضد ذره‌ي خود را به صورت دو قولويش دارد. فقط سه استثنا وجود دارد كه يكي درباره‌ي فوتون، مزون پي‌خنثي و مزون اتاي خنثي كه اين سه ذره، خود، ضد ذره‌ي خود نيز هستند. وقتي دانشمندان دريافتند كه الكترون، نوترون و پروتون داراي ضد ذره‌ي خود هستند، اين پرسش را مطرح كردند كه حتما ضد ماده هم وجود دارد. يك اتم ضد هيدروژن، يك هسته‌ي ضد پروتون خواهد داشت كه در اطراف آن، يك پوزيترون يا يك ضد الكترون مي‌چرخد و بار اين الكترون مثبت است. به اين ترتيب تمامي عناصر طبيعي مي‌توانند، ضد خود را داشته باشند. به عنوان مثال ضد آب از دو ضد اتم ضد هيدروژن و يك ضد اتم ضد اكسيژن تشكيل شده است. ورنر هايزنبرگ، فيزيك‌دان بزرگ آلماني و پيش‌آهنگ مكانيك كوآنتومي، كشف ضد ماده را جهش بزرگ فيزيك در قرن بيستم ناميد. او درسال 1927 در سخنراني خود گفت: تااين زمان، يك پاد اتم ضد ماده كشف و يا در آزمايشگاه ايجاد نشده است. اما فيزيك از لحاظ تئوري دليلي نمي‌بيند كه وجود نداشته باشد. البته در لحظه‌اي كه يك ضد ماده با ماده تلاقي كنند، انفجاري رخ خواهد داد. در واقع اين انفجار به مراتب قوي‌تر از انفجار بمب اتمي يا هيدروژني خواهد بود. در انفجار بمب‌هاي اتمي و هيدروژني، فقط بخشي از ماده‌ي مورد نظر هنگام انفجار به انرژي تبديل مي‌شود و اگر ماده يا ضد ماده تركيب شود، تمام جرم ماده‌ي مورد نظر تبديل به انرژي مي‌شود. ابتدا در تبديل جرم به انرژي، مزون توليد مي‌شود كه به سرعت به الكترون، نوترون، پوزيترون و نوترينووفوتون تبديل شده وهمه، صحنه را به سرعت نور ترك مي‌كنند كه اين مرحله انفجار نهايي خواهد بود. خوشبختانه دانش بشر هنوز قدرت نيافته كه با انفجارات خود، كره‌ي زمين را تكه تكه كرده و به پودر تبديل كند. اما با تكنولوژي‌هاي گوناگون به آساني مي‌توان، حيات كره‌ي زمين را نابود كرد. خوشبختانه نيروي تكه تكه كردن زمين هنوز پيدا نشده است كه اگر ضد ماده را بتوان به مقدار زيادي توليد كرد، قدرت نابود كردن كره‌ي زمين حاصل مي‌شود. مارتين گاردنر، فيزيك‌دان آمريكايي براي جلوگيري از برخورد ماده به ضد ماده معتقد است كه بايد ضد ماده در يك خلا جدا از ماده نگهداري شود. شايد سياركهايي كه بين مدار مشتري و مريخ درحال حركت هستند، بقاياي يك سياره‌ي منفجر شده بوده كه در اثر برخورد ماده و ضد ماده خرد و نابود شده و به اين صورت درآمده‌اند. شايد اين بخشي از طرح وسيع كيهاني خداوند است كه موجب تكامل حيات در ميليون‌ها سياره شود. به اين اميد كه روزي موجودات با هوشي پديد آيند كه به راز ماده پي ببرند، بدون اين كه موجب نابودي و انفجار سياره‌هاي خود شوند. دانشمندان بشردوست و طرفدار معنويت اميد دارند كه انسان هرگز از فناوري خود براي نابودي حيات زمين استفاده نكند. به همين دليل بشريت، اكنون نيازمند به يك جنبش جهاني معنويت ابتدا در علم و سپس در تمام زمينه‌هاي اقتصاد و سياست است. به محض اين كه فيزيك‌دانان ضد ماده را پيش‌گويي كردند، داستان‌هاي علمي تخيلي مطرح شد. به عنوان مثال نوشتند كه اگر يك انسان با يك ضد انسان ديده بوسي كند، آنگاه هر دو نابود و ناپديد مي‌شوند. از لحاظ علمي مسلم است كه كهكشان ما به طور كامل از ماده تشكيل شده است، اما كهكشان هاي ديگر با فواصل سرسام‌آور و نجومي از ما دور هستند. آيا مي‌توان گفت كه برخي از آنان از ضد ماده درست شده‌اند و از نوري كه براي ما مي‌فرستند، ما قادر نيستيم آن را بفهميم. زيرا كوانتوم نور يعني فوتون، در ماده و ضد ماده يكي است و با هم تفاوتي ندارند. از نظر دانشمندان هر ضد ذره‌اي كه از ضد كهكشان به طرف زمين بيايد، مدت‌ها پيش از اين كه به زمين برسد، نابود مي‌شود. به نظر اختر فيزيك‌دانان، در صورت فلكي قو، دو كهكشان هستند كه ظاهرا از ميان يكديگر عبور مي‌كنند و انرژي‌هاي الكترو مغناطيسي قوي‌تر از آنچه تصور مي‌شد به زمين گسيل مي‌كنند. شايد اين نتيجه‌ي برخورد يك كهكشان به يك پادكهكشان باشد. اكثر ستاره شناسان چنين فكري نمي‌كنند. برخي از دانشمندان نيز بر اين باورند كه ممكن است، شهاب‌هايي از ضد ماده گه‌گاه به زمين برخورد كنند. اين فكر به دنبال انفجار عظيمي بود كه در سيبري روسيه در ژوئن سال 1908 رخ داد و هيچ اثري از سنگ آسماني يا چيزي كه موجب انفجار شده باقي نگذاشت. عده‌اي بعيد مي‌دانند كه اين انفجار نتيجه‌ي برخورد ضد ماده به زمين باشد. ظاهرا تمام شهاب‌هاي ثاقب كه از كهكشان ما به زمين مي‌رسند، از ماده‌ي معمولي درست شده‌اند. فيزيك‌دانان آمريكايي به طور جدي درحال تحقيق درباره‌ي استفاده از مقدار كمي ضد ماده براي سوخت سفينه‌هاي فضايي هستند. اما تا كنون اين تحقيقات به نتايج مثبتي نرسيده است. البته از لحاظ علمي، سوخت ضد ماده آخرين سوخت و انرژي نهايي خواهد بود. گرچه دانشمندان، سوخت ضد ماده را سوخت نهايي مي‌دانند، اما عالم هستي آنقدر ظرفيت بالقوه دارد كه انسان هرگز نمي‌تواند بگويد، چيزي در طبيعت نهايي است. برخي از دانشمندان پيشنهاد كرده‌اند كه از ضد ماده مي‌توان، انرژي الكتريكي گرفت و حتي برخي جلوتر رفته و به طراحي سلاح‌هايي پرداخته‌اند كه با ضد ماده كار مي‌كند و به صورت شعاعي نظير ليزر موشك‌هاي دشمن را نابود مي‌كند. حتي گفته‌اند كه با ضد ماده مي‌توان، بمب‌هاي تميز و پاك ساخت. يعني خرابي ندارد، بلكه همه چيز را تبديل به انرژي كرده و ظرف يك ثانيه همه چيز را به انرژي خالص تبديل مي‌كنند. تقريبا همه‌ي جرم ماده در اين برخورد به انرژي تبديل مي‌شود و پس از انفجار خطرات تشعشعي بسيار كاهش مي‌يابد. محلي كه با بمب ضد ماده مورد حمله قرار مي‌گيرد فورا قابل اشغال است. در حالي كه اماكني كه با بمب‌هاي هسته‌اي مورد حمله قرار مي‌گيرند به دليل خطرات تشعشعات راديواكتيو تا مدت‌ها قابل اشغال و سكونت نخواهد بود. اميدواريم، كار بشر به جايي نرسد كه با سلاح‌هايي نظير ضد ماده، حيات زميني خود را به كلي نابود كند. به همين دليل ما ضرورت يك جنبش جهاني معنويت را براي حفظ حيات در روي زمين وجود خود كره‌ي زمين را لازم و ضروري مي‌دانيم. به دنبال كشف ضد ماده، اين سوال مطرح شد كه آيا جهان‌هاي ضد ماده با موجودات ضد ماده يا پاد ماده وجود دارند؟ براي پاسخ به اين سوال تيم‌هاي تحقيقات بسياري مشغول پژوهش هستند. لوئيز آلوارز، فيزيكدان آمريكايي در سال 1960 يكي از پژوهشگراني بود كه براي نخستين بار در اين مورد به طور گسترده به انجام تحقيق مشغول شد و براي كشف بخش‌هايي از ضد ماده‌ي كيهاني تلاش كرد. آلوارز به دنبال كشف پاد ذرات سنگين بود. مانند ضد هليوم يا ضد كربن يا ضد اكسيژن در پرتوهاي كيهاني. پاد ذرات سنگين بسيار پر جرم هستند و هيچ شباهتي به “پوزيترون“ و ضد پروتون ندارند. پاد ذرات سنگين از برخورد ذره‌ي بين ستاره‌ها ناشي شده‌اند. بنابراين كشف يك يك هسته‌ي ضد هليوم ثابت مي‌كند كه مقداري ضد ماده از انفجار بزرگ باقي مانده است. كشف يك ضد كربن يا ضد اكسيژن، نشانه‌ي وجود ضد ستارگان يا پاد اختران است، زيرا كربن و همه‌ي عناصر سنگين فقط در ستارگان به‌وجود آمده و خلق مي‌شوند. اكثر اختر فيزيك‌دانان نسبت به وجود پاد اختران شك دارند. اگر چه نور از يك پاد ستاره، درست شبيه نور ساطع شده از يك ستاره‌ي معمولي است، اما پاد ستاره به طور اجتناب ناپذيري با ذرات معمولي كه به طرف آن از فضاي ميان ستاره‌اي گسيل مي‌شوند، برخورد مي‌كند. نابودي ماده و ضد ماده‌اي كه از آن برخورد ناشي مي‌شود، موجب گسيل شدن پرتوهاي گاماي بسياري خواهد شد. رد ياب‌ها و كاشفان مداري پرتو گاما با انرژي پايين را مشاهده كرده‌اند كه نمايشگر نابودي ميزان زيادي از پوزيترون‌ها است كه ظاهرا از مركز كهكشان ما گسيل مي‌شوند. هنوز دانشمندان بر اين باور نيستند كه اين پوزيترون‌ها از سوي پاد ستاره‌اي توليد مي‌شود كه منبع پرتوهاي گاما با انرژي‌هاي بيشتري است. بسياري از اختر فيزيك‌دانان اعتقاد دارند كه چون هيچ رديابي چنين منبع انرژي را رديابي نكرده است، پس هيچ پاد اختري در كهكشان وجود ندارد و به همين قياس، ضد كهكشاني هم در خوشه‌ي كهكشاني محلي موجود نيست. شايد خارج از خوشه‌ي كهكشان‌هاي محلي و در فواصل بسيار دور، پاد كهكشان‌هايي به صورت منزوي وجود دارند كه با فواصل عظيمي از كهكشان ها با مواد معمولي قرار دارند. در دهه‌ي گذشته اختر فيزيك‌دانان مطالعات و تحقيقات زيادي بر روي توزيع كهكشان‌ها تا چند ميليارد سال نوري را انجام داده‌اند، اما با هيچ منطقه‌اي رويارو نشده‌اند كه بتوان، حدس زد كه از ضد ماده تشكيل شده‌اند. اما در عوض به شبكه و تاري از خوشه‌هاي كهكشاني برخورد كرده‌اند كه فضاي خالي عظيمي را در محاصره‌ قرار داده‌اند. آنها را مي‌توانيم با حباب ناشي از كف صابون مقايسه كنيم و تشبيه كنيم. اگر بخش عظيمي از عالم از ضد ماده ساخته شده بود، نواحي كه ماده و ضد ماده بر روي هم قرار مي‌گرفتند، در ابتداي خلقت عالم، مقدار زيادي پرتوهاي گاما توليد مي‌كردند. اما اخترشناسان، تا كنون يك چنين زمينه‌ي تشعشعي قوي را رديابي و كشف نكرده‌اند. به نظر دانشمندان، اگر پاد كهكشان‌ها وجود داشته باشند، بايد خارج از برد تلسكوپ‌هاي امروزي بشر باشند و يا حداقل چندين ميليارد سال نوري با ما فاصله داشته باشند. كيهان شناسي جديد معتقد است كه عالم سراسر از ماده‌ي معمولي درست شده است. طبق نظريات رايج قابل قبول، انفجار بزرگ در لحظه‌ي نخست آفرينش مقدار كمي ماده، بيش از ضد ماده توليد كرد. دليل اين موضوع نقض تقارن در برخي قوانين فيزيك است. مانند نقضبه معنييا بار الكتريكي وقانون زوجيت). پاريته در رياضيات به معني خاصيت زوج يا فرد بودن يك عدد است. مثلا خاصيت عدد 4، زوج بودن آن است. در دانش فيزيك، قانون حفظ پاريته يا تقارن انعكاسي فضا (تقارن آئينه‌اي) مقرر مي‌كند كه هيچ فرقي اساسي و بنيادي نمي‌تواند، ميان راست و چپ وجود داشته باشد. به عبارت ديگر قوانين فيزيك در يك سيستم مختصات دست راستي يا دست چپي يكي است. اين قانون در مورد همه پديده‌هاي فيزيك كلاسيك صادق است، اما در فيزيك كوانتومي ثابت شده كه اين قانون از سوي نيروي هسته‌اي ضعيف نقض مي‌شود. يعني در نيروي هسته‌اي ضعيف، الكترون هميشه چپ‌گرد است. در آغاز آفرينش براي هر 30 ميليارد ذره ضد ماده كه در انفجار بزرگ (مه‌بانگ) ايجاد شد، 30 ميليارد و يك ذره ماده به‌وجود آمد. حدود يك ميليونيم ثانيه پس از انفجار بزرگ، ذرات شروع به نابود كردن ضد ذرات كردند تا فقط اضافه و مازادي از ماده‌ي معمولي باقي ماند. اين مازاد كم مقدار كه البته در مقياس كيهاني كم مقدار است، ولي خود باز بسيار عظيم است، عالم معمولي ما را تشكيل داده و به‌وجود آورد. اين تئوري اگر چه جذاب است، اما هم‌چنان بسياري از دانشمندان در جست‌وجوي ضد ذره‌ي سنگين هستند. آنها بر اين باورند كه نواحي بسيار بزرگي از ضد ماده موجود است. هسته‌ي ضد ماده‌ي سنگين مي‌تواند با سرعت نور حركت كند و از مناطقي عبور كند كه به واسطه‌ي فضاهاي دور از كهكشان ما جدا هستند. آلوارز، فيزيكدان آمريكايي در سالهاي 1960 تا 1970 با ردياب‌هايي، دهها هزار پرتو كيهاني را تجزيه كردند تا دريابند كه آيا ضد ذره‌ي سنگيني در آنها وجود دارد يا نه. در آزمايشهاي جديد ميليون‌ها پرتو كيهاني آزمايش شدند، اما متاسفانه ضد ذره‌اي سنگين‌تر از ضد پروتون را كشف نكرده‌اند. البته قابل تصور است كه پاد كهكشان‌هاي بسيار دور، ضد ذرات سنگين گسيل كنند، اما ميدان‌هاي مغناطيسي در فضاي بين كهكشاني مانع رسيدن آنها به زمين مي‌شوند. اندازه‌گيري‌هاي اخير تشعشعات سنكروترون كه از ميان خوشه‌هاي كهكشاني عبور مي‌كند، نشان داده است كه ميدان مغناطيسي درون يك چنين خوشه‌هايي حدود يك ميليون بار قوي‌تر از ميدان مغناطيسي سطح زمين است. به نظر اختر فيزيك‌دانان، ميدان مغناطيسي بين كهكشان‌هاي جدا از هم، يك ميليارد بار بيش از ميدان مغناطيسي زمين است. اگر چه اين ميدان مغناطيسي، آنقدر ضعيف است كه در روي زمين، عقربه‌ي قطب نما را نمي‌تواند بچرخاند و يا به آن جهت دهد، اما در طول زمان بر روي يك ضد ذره كه فضاهاي عظيم ميان كهكشاني را درنورديده و از ميان آنها عبور مي‌كند، تاثير مي‌گذارد. ميدان مغناطيسي ميان كهكشاني، چنان روي مسير ضد ذره اثر مي‌گذارد كه مسير آن‌را به صورت مارپيچ در مي‌آورد. در هر صورت، مساله‌ي ضد ذره و پاد ماده در حال حاضر يكي از اسرار عالم هستي و كيهان است. وجود ضد ماده ثابت شده است، اما اين كه جهان‌هاي ضد ماده و ستارگان ضد ماده يا پاد اختران و پاد كهكشان‌ها وجود دارند يا نه، بستگي به كشفيات انسان در آينده دارد. از لحاظ نظري پاد كهكشان‌ها وجود دارند و آنگاه بايد به دنبال ساكنان پاد ماده‌ي آنها گشت. موجوداتي كه پاد انسان باشند و تقارن يا دوقلوي ذره‌اي، منتهي با بار مخالف انسان باشند، آيا در عالم موجود هستند و آيا امكان تماس ما بدون نابود شدن با چنين موجوداتي وجود دارد؟ باب تحقيق در اين باره باز است و ضد ذره و ضد ماده، غايت تحقيقات انسان درباره‌ي عالم وجود نيست. پس از ضد ماده ما بايد به دنبال معماهاي ديگر هستي باشيم. در واقع عالم وجود، پيچيده‌تر از آن است كه با كشفيات اخير علمي آن را شناخته شده بپنداريم و بگوييم، عالم را مانند كف دست خود مي‌شناسيم. چنين چيزي نيست. انتهاي پيام

.....................................................................................................................

                                ..........................................

      پا ورقی :

 

      آیۀ 39 سورۀ فاطر هو الذی جعلکم خلائف فی الارض فمن کفر فعلیه کفره ولا یزید الظالمین کفرهم عند ربهم الا مقتا ولا یزید الکافرون کفرهم الا خسارا - او(خدائی است ) که شما را به جانشینی خود بر روی زمین قرار داده است ( مؤید این جانشینی آیۀ 30 سورۀ البقره است که خداوند می فرمایند : واذ قال ربک للملائکة  انی جاعل فی الارض خلیفة ... - آن گاهی که پروردگار تو به فرشتگان گفت : من دارم بر روی زمین جانشینی قرار می دهم ... ) پس هر که کفر ( نعمت این مقام والا را ) کرد، ( زیان آن ) متوجه خود او خواهد شد . و نا سپاسی نا سپاس کاران، چیزی جز دشمنی با خدای خود و چیزی جز زیان به آنان نخواهد افزود �

    آیۀ 77 سورۀ القصص � و ابتغ فیما اتاک الله الدار الاخره ولا تنس نصیبک من الدنیا و احسن کما احسن الله الیک ولا تبغ الفساد فی الارض ان الله لا یحب المفسدین - از آنچه که خدا به تو داده است، روز پسین خود را بدست آور . (اما) از بهره مندی خود در دنیا هم غافل مباش . و همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است ( تو هم ) نیکی کن . و در زمین به تباهی مپرداز که خداوند تبه کاران را دوست ندارد �

   آیۀ 13 سورۀ الجاثیه � و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعا منه ان فی ذالک لآیات لقوم رتفکرون - ( خداوند )همۀ آنچه را که در آسمان ها وزمین وجود دارد به سلطۀ شما در آورده است . ودر این سلطه برای گروهی از اندیشمندان ( شما ) نشانه هائی ( برای شناخت وبهره برداری از آنها) وجود دارد .�

 

 

 

 



تاريخ : شنبه ششم آذر ۱۴۰۰ | 11:51 | نویسنده : عبدالمجید زرگر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.