پاسخ به خطابۀ پاپ فرانیس
بنام پروردگار دهندۀ دانش و حکمت فرا دانش

پاپ فرانسیس چه می گوید وچه می توان گفت :

گفتار اورا می آوریم وبه تجزیه وتحلیل آن می پردازیم .

متن گفتار :

پاپ فرانسیس اعلام کرد: آدم و حوا و طوفان نوح و یا طبقات هفتگانه اسمان و …. که در انجیل قران تورات و بسیاری از کتب مقدس ادیان دیگر امده داستانی بیش نیستند که علم امروزه بشر و تمام دانشمندان بزرگ دنیا با هزاران دلایل صد درصد علمی آنها را قاطعانه مردود و دروغ می‌دانند  .

به گزارش assessor press، پاپ فرانسیس- در خطبه‌ای که در آن تعجب همگان را برانگیخت، اعلام کرد: کلیسای کاتولیک دیگر به جهنم معتقد نیست، زیرا این موضوع با عشق خداوندی تعارض دارد و آدم و حوا.و طوفان نوح.و یا طبقات هفتگانه اسمان و …. که در انجیل قران تورات و بسیاری از کتب مقدس ادیان دیگر امده داستانی بیش نیستند که علم امروزه بشر و تمام دانشمندان بزرگ دنیا با هزاران دلایل صددرصد علمی آنها را قاطعانه مردود و دروغ میدانند

پاپ در آخرین خطاب خود تاکید کرد: ما با تفکر و دعا فهم جدیدی از برخی عقاید به دست آوردیم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این موضوع، عشق الهی را زیر سؤال می‌برد. همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است.

وی در ادامه تصریح کرد: خداوند قصد محکومیت کسی را ندارد، علاوه بر آن داستان آدم وحوا تنها یک اسطوره است و جهنم تنها کنایه‌ای از روح تنها است .

پاپ فرانسوا با بیان اینکه تمام ادیان در ذهن افراد صحت دارند زیرا از قلب تمام افرادی سرچشمه گرفته‌اند که به وجود خداوند ایمان دارند، تصریح کرد: کلیسا و روحانیون ادیان دیگر در گذشته در مورد اکثر مسایل با علوم و کشفیات جدید علمی شدیدا دشمنی و مخالفت میورزیدند .ولی امروزه در کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای پیشرفته هر جوان دبیرستانی و دانشگاهی میداند که ادم و حوا افسانه ایی بیش نیست که علم زیست شناسی انرا مردود میداند و یا داستان نوح که علم زمین شناسی و نجوم که چگونگی پیدایش زمین و همه کاینات را تا چهارده میلیارد سال پیش (بیگ بنگ)بطور کامل کشف کرده اند داستانی کودکانه تلقی میکنند .ما و روحانیون دیگر ادیان هنوز هم میتوانیم درصد زیادی از مردم جهان را در جهل و خرافات معتقد و متدین نگهداریم اما امروز به نقش خود به عنوان قاضی پایان داده و آغوش خود را به روی تمام علوم می گشایم .

وی در ادامه تاکید کرد: وقت آن رسیده است که تعصب را کنار بگذاریم و اعلام کنیم که حقیقت دین قابلیت تغییر و پیشرفت دارد، به طوری که حتی بی‌دینان و کافران نیز با دیدن محبت الهی؛ وجود خداوند را به رسمیت بشناسند .

پاپ فرانسیس با اشاره به این که انجیل کتاب مقدس مسیحیان است؛ بیان کرد: با وجود آن‌که انجیل کتاب زیبایی است، اما در آن کلما ت و عباراتی وجود دارد که همگان را به تعصب و محاکمه دعوت می‌کند، در حالی که زمان آن رسیده است تا این بخش‌ها مورد بازبینی قرار گیرند! وی در ادامه اظهار امیدواری کرد در آینده یک زن به مقام پاپی برسد .

منبع times

ایتالیا, جهان, خبر

با توجه به متن آورده شده که ظاهرا چکیدۀ اظهارات پاپ فرانسیس می باشد، در پاسخ با تجزیۀ آن گفتار می توان گفت :

1 - پاپ در آخرین خطاب خود تاکید کرد: ما با تفکر و دعا فهم جدیدی از برخی عقاید به دست آوردیم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این موضوع، عشق الهی را زیر سؤال می‌برد. همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است وی در ادامه تصریح می کند که خداوند قصد محکومیت کسی را ندارد ..ا

2 - علاوه بر آن داستان آدم وحوا تنها یک اسطوره است و جهنم تنها کنایه‌ای از روح تنها ست : کلیسا و روحانیون ادیان دیگر در گذشته در مورد اکثر مسایل با علوم و کشفیات جدید علمی شدیدا دشمنی و مخالفت میورزیدند .ولی امروزه در کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای پیشرفته هر جوان دبیرستانی و دانشگاهی میداند که ادم و حوا افسانه ای بیش نیست که علم زیست شناسی انرا مردود میداند .

3- و یا داستان نوح و طبقات هفت گانۀ آسمان ها که علم زمین شناسی و نجوم که چگونگی پیدایش زمین و همه کاینات را تا چهارده میلیارد سال پیش (بیگ بنگ)بطور کامل کشف کرده اند داستانی کودکانه تلقی میکنند .

4- پاپ فرانسوا با بیان اینکه تمام ادیان در ذهن افراد صحت دارند زیرا از قلب تمام افرادی سرچشمه گرفته‌اند که به وجود خداوند ایمان دارند، تصریح کرد .

5 - .ما و روحانیون دیگر ادیان هنوز هم میتوانیم درصد زیادی از مردم جهان را در جهل و خرافات معتقد و متدین نگهداریم اما امروز به نقش خود به عنوان قاضی پایان داده و آغوش خود را به روی تمام علوم میگشایم

6 ­_ وی در ادامه تاکید کرد: وقت آن رسیده است که تعصب را کنار بگذاریم و اعلام کنیم که حقیقت دین قابلیت تغییر و پیشرفت دارد، به طوری که حتی بی‌دینان و کافران نیز با دیدن محبت الهی؛ وجود خداوند را به رسمیت بشناسند .

7 _ پاپ فرانسیس با اشاره به این که انجیل کتاب مقدس مسیحیان است؛ بیان کرد: با وجود آن‌که انجیل کتاب زیبایی است، اما در آن کلما ت و عباراتی وجود دارد که همگان را به تعصب و محاکمه دعوت می‌کند، در حالی که زمان آن رسیده است تا این بخش‌ها مورد بازبینی قرار گیرند! وی در ادامه اظهار امیدواری کرد در آینده یک زن به مقام پاپی برسد .

قبل از دادن هرگونه پاسخی به موارد آورده شده، باید گفت : که پاپ ایمان به خدائی دارد که در تمام قلب ها ریشه دارد . که خود این فطری بودن خدا شناسی را می رساند، واز کودکی این کنجکاوی درانسان وجود دارد تا چگونه آن را از قوه به فعلیت در  آورد! پاپ مدعی است با دعا و تفکری که ظاهرا کلیسا داشته است، آن خدا را با خصوصیات گفته شده تعریف می کند که قابل گفتگو می باشد .

اما پاسخ :

در بند آول خدائی را تعرفه می کند که چون عشق مطلق و دوست دار بشریت است، مناسبتی در داشتن جهنم وقضاوت و بازخواست

بندگان در برابر کردار زشت آنان هر چند که دنیارا به تباهی بکشانند، ندارد . و جهنم را درتضاد با چنین عشقی می پندارد .

خوانندگان گرامی : لطفا داوری فرمائید ! این چه عشقی است که خداوند اجازه می دهد دنیا از ضابطۀ یک جنگل که وحوش باحیات

غریزی درآن زیست دارند، فراتر رود، وبندگان که همه عزیزان خداوند هستند بی پروا به جان هم افتند . واصل تنازع بقا حاکم

گردد ؟ !

پاپ چرا فقط به رد جهنم پرداخته و نظری در مورد بهشت ارائه نداده است ؟!

آیا چون دوست دار بشریت است همه را به بهشت روانه می کند یا تبه کاران را محروم از آن می دارد ؟

اگر همه بهشتی خواهند بود، کیفیت این عشق منطقی نمی تواند باشد . واگر تبه کاران را جائی در بهشت نباشد، پس لازم می آید

که قضاوتی در بین باشد که پاپ آن را در شإن پرورودگار نمی داند .

شاید نظر پاپ این باشد : در جائی که جهنمی در کار نیست طبعا ضرورتی به ذکر بهشت نبوده است، وآن را سالبه به انتفاء

موضوع شمرده است، واز این راه باید به تنیجۀ الحاد وحتی نفی اصل بقاء ماده رسیده باشد !

ادامۀ بند اول : پاپ براثر دعا و تفکر به این نتیجه می رسد .

ملاحظه می فرمائید که عمل کرد پاپ بدون داشتن پیش فرضی و مأخذ خاص علمی و یا عمل کردی همانند یک پژوهشگر، با بهره

گیری از نیروی تخیل خود در مقام دست یابی به واقعیت خلقت برآمده که به این نتائج رسیده است که در حد نظرات فلاسفه آنهم در

صورت عدم تناقض علمی و یا عقلی قابل توجه خواهند بود.

ادامه می دهیم : من از پاپ چند سالی بزرگتر هستم، اگر او با عبادت و تفکر که باید چنان تفکری را  تداومی از دوران کودکی

دانست به این نتیجه رسیده باشد، من با بیش از نیم قرن پژوهش علمی که حاصل آن یک سایت جهانی است، به این نتیجه رسیده

ام که خداوند عشق است ونه عاشق که پاپ به آن دست یافته است . زیرا عشق ذاتی است که درآن خطا راه ندارد، ولی عاشق چه

به مال وجاه ویا هرچه دیگربه دور از خطا نمی تواند باشد . و وقتی ما خدا را چنان دوست دار مخلوق خود بدانیم که دوست

نداشته باشد حتی خطای اورا وانمود کند تا جائی که نتیجۀ خلقت آدمی به بیراهه وتباهی کشیده شود، قدر مسلم قابل قبول نمی تواند

باشد .

اغراق در محبت الهی جزپذیرفتن هر ناهنجاری احتمالی نتیجه ای در پی نخواهد داشت .

گرچه انگیزۀ نهائی خلقت الهی برای ما بندگان که جزئی از کائنات محاطیم، قابل شناسائی نمی تواند باشد، ولی قدر مسلم این خلقت

منظم پیچیده عاری از حکمت خاصی نبوده که حد اقل تفکر در آن نباید به داده های غیر قابل قبولی کشیده شود!

اما دامنۀ سایت : به آن مراجعه فرمائید .www.ghkherad.ir

ادامه دارد: لطفا ایرادات خود را برای تکمیل مورد اول اعلام فرمائید تا تکمیلا به موارد دیگر پرداختی بعمل آید . انشاالله

متاسفانه تا کنون ایرادی که انتظار آنرا دارم به عمل نیامده است، و باز برای تبادل اندیشه انتظار آن را دارم .

در بند دوم  - پاپ جهنم را کنایه ای از روح تنها می داند و خلقت آدم و حوا را اسطوره های ساخته و پرداختۀ بشریت تعرفه می

کند که متولیان ادیان با سوء استفاده از نا آگاهی مردم این افکار را به باور آنان در می آورند تا جائی که کشفیات دانشمندان را

بعنوان بدعت های دینی علیه دانشمندان به کار گرفته و با خشونت به مبارزه وطرد آنان بر می خیزند . در حالی که امروزه دانش

انسانی چنان شکوفا شده است که حتی محصلین این افکار را به سخره می گیرند.

خوانندگان گرامی لطفا دقت فرمائید :

پاپ از کجا به درک واقع خود که جهنم کنایۀ روح تنهاست رسیده، وبه نفی دوزخ پرداخته وجهانی را بلا معارض در اختیار

دیوانگان انسانی قرار داده ومبنای نظر خود را بر عشق خدا بر بندگان اعلام داشته است ؟!

از این که در قرون وسطی متولیان مسیحیت با هرگونه نو آوری با شدت مخالفت می کردند تردیدی نیست .اما باید دید چرا ؟!!!

آیا این برخورد های غیر انسانی وساخته وپرداختۀ اذهان کشیشان که قرن ها مانع پیشرفت علمی بشریت و تکامل اووشناخت خود

شده است، چه ارتباطی به دین داشته است ؟! و آیا هر چه که متولیان ادیان می گویند وحی منزل اثبات حقائق الهی شناخته می

شود ؟ !

این چنین برداشتی خود دلالت بر ناآگاهی است !

مکاتب الهی را چگونه باید شناخت تا بتوان از سایر مکاتب که در تضاد با آنها ظاهر می شوند، به صحت وسقم آنها پی برد ؟

مکاتب الهی را فقط از کتاب های آسمانی باید شناخت .

کتاب هائی که در طول تاریخ دست نخورده مانده باشند . زیرا تحریفات در آنها سر در گمی وبی اعتقادی پیروان رافراهم می سازد،

خواه پیرو آن متولی باشد و خواه عوام الناس . من در سایتم با بررسی تطبیقی آیات انجیل به نقدی از تحریفات دست یافته ام که

این کار وظیفۀ پاپ و کشیشان بوده تا با اقدام به موقع و تنقیح این کتاب دست نوشتۀ انسانی ، به این نتیجه رسند که حضرت

مسیح سلام الله علیه با ظهور مبارکش چه خواسته است ؟

آن حضرت مانند تمام پیامبران برای یک موضوع ظهوری داشته تا اعلام کند به خدا ایمان داشته باشید و از نا هنجاری ها بترسید .

آیا ایمان به خدائی که دوستدار بشریت باشد و فرقی بین پرهیزکار و تبه کار ننهد، چه مفهومی دارد و چگونه پاپ با عبادت و تفکر

به این نتیچه رسیده، و همه را از نبود حساب و کتابی درامان داشته است ؟!

آیا علم و دانش یک چنین برداشت و تفکر اجتماعی را می پذیرد ؟!

آیا یک جنین تفکری افسار گسیختگی و تباهی را فراهم نمی کند ؟!

متاسفانه ناآگاهی پاره ای از متولیان در جهار چوب فهمی که باید داشته باشند، موجبات آن همه  مفاسد تاریخی را فراهم ساخته که

اکنون در قرن اسقلال بشریت به تفکر، عمل کرد غلط آنان را به پا وبه نام دین دانسته و همه چیز را بدون مطالعه، چون توسط

کشیشان نا آگاه صورت گرفتهار تباط به دین داده شده است، و دین را به سخره می گیرند، وهمه چیز حتی پایۀ دین را که خدا شناسی است رد می کنند .

مسؤول این انحرافات فکری چه کسی است ؟ قدر مسلم مسؤول آن مبلغی است که بدون آگاهی خود را دانای بلا معارض درهر

زمینه ای می داند، وبا باز شدن مشت تهی از فهم او دین را به سؤال می کشاند !

مسالۀ آدم وحوا که در تمام کتاب های الهی به میان آمده است یک واقعیت خلقت است که متاسفانه بدون مطالعه دقیق در نظرات

دانشمندان با یک دید کلی وایجاد یک جهل مرکب اقدام به رد آن می شود، واین ابهام اذهان جوانان را نسبت به دین منفعل می

سازد.

داروین در نظریۀ تکاملی خود، به یقین طهور آدم نسل مارا که عمر چندانی نسبت به کائنات مورد ادعای پاپ ندارد ناشی از تکامل

حیوانات ندانسته، ودر مقام پیوند این نسل با موجودات ما قبل خود مواجه با یک خلاء ارتباطی می شود.

دراین مورد در باب جهارم از درآمدی بر مفاهیم نظریۀ اسلام در پاسخ به کتاب خدا ودین و دانش آقای ویکتوری سخنی دارم به آن

مراجعه فرمائید .

مورد سوم - که پاپ به طوفان نوح و خلقت آسمان ها اشاره دارد و همۀ آنهارا مخالف شناخته های علمی دانشمندان می داند، می

توان گفت :

در هر دو مورد مانند ایراد به خلقت آدم اشکال پاپ وخیلی از پژوهشگران دینی ناشی از تکیۀ نا رسا بر گفته های دینی ساخته

وپرداختۀ و تحریف شدۀ تاریخی متولیان و بدون مطالعۀ دقیق بر نطرات دانشمندان است .

پاپ این امر بدیهی را باید بداند که پیامبران آورده شده در تورات و انجیل و قرآنی که خارج از باور اوست، صرفا

مربوط به منطقۀ جغرافیائی خاور میانه بوده، و این کتاب ها حکایتی به ادیان دور افتادۀ آن روزگار جهانی نداشته اند .

این پیامبران هم هرکدام برای قوم خاصی رسالت داشته اند ( مانند یحیی و عیسی که هم زمان وحتی در مجاورت هم بوده اند ) تا

توحید را تفهیم اقوام خود کنند و از شرک به خدا برهانند . بنابراین نوح که یکی از آنان بوده برای همین رسالت بر یک قوم در

یک منطقۀ جغرافیائی محدود مأمور به رسالت می شود، وطوفان نوح هم آن منطقۀ محدود جهانی را فرا می گیرد نه تمام کرۀ زمین

را که پاپ این کشف را از دانشمندان گرفته باشد، ودر قرن 21 آن را خلاف عقل و منطق و کودکانه اعلام دارد.

چند سال پیش یک مجری تلوزیون پارس در نقد به قرآن چند ایراد از جمله همین طوفان نوح را بیان داشته بود که پاسخ او به

تفصیل در دیوان اشعارم در سایت داده شده است . اما چون یک فرد عامی بود انتظاری از او وجود ندارد .! بنابراین برداشت پاپ

از حادثۀ طوفان نوح درست نبوده واگر کسی نظری غیر از آن چه در پاسخ داده شده دارد اعلام فرماید با پذیرش منت تبادل نظر

خواهد شد .

اما در مورد آسمان ها : متاسفانه چون دانشمندان تعریف و شناختی از آسمان بدست نداده اند، واین تصور بوجود آمده که فضای

محاط بر کرۀ زمین آسمان یا جزئی ازآنست ، قدر مسلم چنین برداشت نا درستی هم به دور از انتظار نخواهد بود که اگر کتاب های

آسمانی آن را ارائه داده باشند ! فضائی که در محدودۀ جاذبۀ زمین قرار دارد، خود جزء حوزۀ این کره بوده، ونه فضای بی کران

پس از آن، و چنین فضائی هم جو زمین بوده و آسمان شناخته نمی شود .

از همه مهمتر این که پیامبران صرفا برای تفهیم توحید، و ایمان به خدا ورعایت شؤون انسانی مبعوث شده اند، و هیچ دینی در

مقام تعلیم دانشی از دانش های بشری ادعائی ندارد،تا دانشمندان به زعم پاپ درمقام تکذیت آن برآیند ! و آن خود انسان است که باید در راه تکامل و ایجاد ابزارهای حرکت زندگی به زیستی و پیشرفت به سوی تمدن، به شناسائی آنها پردازد، واز نیستی طبیعت و به عبارتی پتانسیل مکونۀ آن، با نیروی عقل

(اندیشه ) به فعلیت درآورد، و مورد بهره برداری قرار دهد . و اگردینی مانند اسلام درکتاب آسمانی خود به خوب اندیشیدن وفرا

گیری دانش از مرد و زن، و مژده به تحولات علمی اشاره ای دارد، ویا اظهار نظری کرده باشد، بی علت نیست . زیرا این دین با

صحه گذاشتن  بر تمام ادیان واز مصادیق عام اسلام شناختن آنها، به علت خاتمیت خود در مقام دادن توجه به حرکت از سکون

برآمده وبشر را به تسخیر زمین مسکونی خود و نفوذ در آسمان ها با بهره گیری از نیروی اندیشه بر آمده است که به ذکرفقط چند

آیه از آن اکتفا می نماید :

آیۀ 32 از سورۀ الرحمن « یا معشر الجن والانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السماوات و الارض فانفذوا، لا تنفذون الا بسلطان

– ای گروه انسان ها و جنیان ( ای متفکرین این دو گروه ) اگر توانستید به سرتاسر آسمان ها و زمین ( محل زیست خود ) نفوذ و

شناسائی کنید، بفرمائید ( یعنی نخواهید توانست ) مگر با دلیل و ابزارهای متناسب.» یعنی در آن صورت خواهید شناخت که آسمان

چیست و تا کجا گسترش دارد، و چگونه می توان به آنها دست یافت و از زمین محدود خود با دانش و اندیشه به بهره برداری

پردازید تا بتوانید حتی صدها میلیارد انسان را بدون هرگونه کاستی نکهداری نمائید .

پیرو آیۀ بالا به آیۀ 46 از سورۀ الذاریات توجه فرمائید « و السماء بنیناها وانا لموسعون – و اسمان را بنا نهادیم و ما توان

گسترش آن را داریم »

این آیه اشاره به گسترش آسمان ها و فضای جهانی را دارد که دراین مورد انشتین ابتداءً نظر خلافی داشته ولی بعد که متوجه

گسترش جهان خلقت می شود، اذعان می کند که این اولین شکست علمی او بوده است .

آیۀ 13 از سورۀ الجاثیه « و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعا منه، ان فی ذالک لآیات لقوم یتفکرون – ( وخداوند)

آن چه را که در آسمان ها و زمین وجود دارد به تسخیر ( و امکان دسترسی ) شما درآورده است، ( و برای کشف و بهره برداری

از آنها ) نشانه ها یی ( برای اندیشیدن و شناسائی ) گروهی از( دانشمندان ) متفکرین وجود دارد.»

آیۀ 8 ازدسورۀ النحل « والخیل و البغال والحمیر لترکبوها و زینة، ویخلق ما لا تعلمون – و اسب واستر و الاغ را برای سواری و

زینت دارائی ( طبق آیات قبلی آفرید وبه تسخیر شما بشر درآورد ) و ( بعدا ) چیزهائی را (با اندیشۀ شما ) خلق خواهد کرد که نمی

دانید.»

خوانندگان گرامی من فقط چند آیه از آیات عدیدۀ قرآنی را اورده ام تا روشن گردد، آسمان چیست، تحولات علمی هم چگونه باید

تحقق یابد .

از خلقت انسانی ما زمان چندانی سپری نشده است وشاید بدون اغراق بتوان آن را زیر چند میلیون سال تصور و یا حتی محاسبه

نمود . بنابراین فورا با خلط افرینش های خلقت و مقایسه های بی حساب و مبنائی و نتیجه گیری های غلط جز از نا آگاهی منشأ

دیگری نمی تواند داشته باشد.

آسمانی که منظور خلقت الهی است با آسمانی که فضاهای اطراف کرات را احاطه می کند، قیاس از آسمان تا زمین است  هر آسمان

مجموعه ای از کرات و منظومه هائی است که بنا به آیۀ 46 الذاریات در حال گسترش است، و دانشمندان تا کنون هم به گوشه ای

از آن ها دست یافته اند، واین تلاش تا تسخیر کامل آنها باید ادامه یابد . بنابراین انتظار پاپ از شرح وبسط مسائل علمی که در

توان بشر خلق شده است، توسط کتاب های آسمانی که فقط در راستای اعلام وجود وایمان به خداست، انتظاری قابل تامل خواهد

بود!

آیۀ 32 سورۀ الرحمن کاملا روشن ساخته است که انسان با نیروی اندیشه می تواند وباید بر کائنات مسلط گردد. زیرا بنا به آیۀ30

سورۀ البقره او را به جانشینی خود بر روی زمین آفرییده است، وهیچ چیز برای او نباید ابهام آورباشد.

آیۀ 8 سورۀ النحل هم می گوید : « الان شما از چهار پایان برای ... بهره گیری می کنید ولی بعدا ( خداوند )  چیزهائی ( با وحی

به بندگان تلاشکر خود و بدون توجه به باور آنان ) خلق می کند که الان از آن آگاهی ندارید.»

ممکن است ایراد بعمل آید که چرا خداوند حد اقل به یکی از مژده های خود خبر نداده است ؟! در پاسخ می توان گفت که اگر پیامبر

اسلام با دادن آگاهی  واذن الهی مثلا به اختراع دو چرخه خبر می داد، مردم آن زمان که پاره ای اورا دیوانه یا جادوگر می

دانستند، به یقین مهر دیوانگی بر او می زدند . بنابراین جناب پاپ ایرادات شما و کشفیات دانشمندان هیچ ارتباطی به دین و مکاتب

الهی ندارد، و کتابهای آسمانی فقط برای ابلاغ وجود خدای یکتای بی نیازبه طور عام فرستاده شده، واحکامی فراخور هر قوم و

ملتی خاص اعلام شده تا چه کسی باور داشته باشد و چه خواهد کاشت تا برداشتی داشته باشد ؟

اگر به سایتم که تا حدودی بیانگر واقعیات است مراجعه بعمل آید، روشن خواهد شد که برداشت پاپ متاسفانه با هیچ معیاری قابل

پذیرش نخواهد بود، و چنین نتیجه گیری از ادیان چز به تباهی کشاندن بشریت واز چاله افتادن های فعلی به چاه های تاریک راه

بردی نخواهد داشت.

اما چرا یک مرد بزرگ با داشتن سوابقی در بین میلیاردها انسان به این نتیجه رسیده است ؟!

ادامۀ گفتار ما پاسخ می دهد. توجه فرمائید :

مورد چهارم : پاپ فرانسوا با بیان اینکه تمام ادیان در ذهن افراد صحت دارند زیرا از قلب تمام افرادی  سرچشمه گرفته‌اند که به

وجود خداوند ایمان دارند، تصریح کرد.

این عبارت بیانگر این است که ادیان ذهنی، وساخته و پرداختۀ اذهان بشری است، ونیاز به وجود  پیامبرانی برای آنها هم نبوده   است. و با این      

ذهنیت به وجود خداوند پی برده خواهد شد . البته ایمان فطری به وجود خالق از همین راه ادراک عقلی است.اما اگر به این کلی  گوئی

صحه گذاشته شود، باید هرنتیجۀ ذهنی را خدا دانست که بت پرستان ودهریون  هم جدا از این نتیجه گیری نخواهند بود .  که نهایتا باید گفت حضرت پاپ با این عقیده خط بطلان بر رسالت تمام انبیاء کشیده است .

مورد پنجم : ما و روحانیون دیگر ادیان هنوز هم میتوانیم درصد زیادی از مردم جهان را در جهل و خرافات معتقد و متدین نگهداریم اما امروز به نقش خود به عنوان قاضی پایان داده و آغوش خود را به روی تمام علوم می گشایم .

پاپ به جای اصلاح کژ روی های کشیشان قرون وسطی، ومطالعۀ عالمانه در علومی که تصور می کند، دین با دانش و پیشرفت علمی بشری در تضاد است، و آن را زهر زندگی بشریت تعرفه نموده است، اگر با مطالعۀ عالمانه و نه افواهی، در علومی که ابزار زندگی بشریت شناخته می شوند، پردازد، خواهد فهمیید که خدا شناسی هیچ تضادی با کشفیات دانشمندان ندارد ، واگر دانشمندی اقدام به کشفی کرده باشد،فورا آن را ارتباط به دین وکتاب های آسمانی که فقط در راستای خداشناسی و اخلاق فرستاده شده اند، ندهد و به این نتیجه گیری بی پروا دست نیابد ! 

بله وجود کلیساهائی آن گونه و متولیانی چون داعش مدعیان خلافت اسلامی که همه ساخته و پرداختۀ برنامه های بشری هستند، نه تنها با دین بلکه با تمام ضوابط زیست مسالمت آمیز بشری که مطلوب ادیان الهی بوده در تضاد و قابل رد است، و کسانی که خود را مدعی هدایت انسانی می دانند باید با حذف این خلاء ها واقعیات دین وخدا پرستی را ارائه دهند، وخود مایۀ از چاله به چاه افتادن انسان های نا آگاه نشوند .

جهل و خرافات در تمام عقاید ساخته و پرداختۀ متولیان آن عقاید است، و کاملا با ادیان الهی در تضاد است . و دانش که اسلام در بارۀ آن تاکید دارد، مایۀ خود شناسی و خدا شناسی های بی پیرایه شناخته شده است . در قرآن داریم : هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون – آیا بین دانا و نا دان فرقی وجود ندارد ؟

مورد ششم : وی در ادامه تاکید کرد: وقت آن رسیده است که تعصب را کنار بگذاریم و اعلام کنیم که حقیقت دین قابلیت تغییر و پیشرفت دارد، به طوری که حتی بی‌دینان و کافران نیز با دیدن محبت الهی؛ وجود خداوند را به رسمیت بشناسند .

دین چیزی نیست که قابل تغییر باشد .

دین یعنی خدا شناسی، آنهم نه انگونه که پاپ اورا وجودی ساخته وپرداختۀ ذهن می داند و بلحاظ عشق او به بشریت، هرگونه نا هنجاری را با دید اغماض می نگرد !

مورد هفتم :  پاپ فرانسیس با اشاره به این که انجیل کتاب مقدس مسیحیان است؛ بیان کرد: با وجود آن‌که انجیل کتاب زیبایی است، اما در آن کلما ت و عباراتی وجود دارد که همگان را به تعصب و محاکمه دعوت می‌کند، در حالی که زمان آن رسیده است تا این بخش‌ها مورد بازبینی قرار گیرند! وی در ادامه اظهار امیدواری کرد در آینده یک زن به مقام پاپی برسد .

این بند همه چیز را بر ملا می سازد.

آری وقتی یک کتاب آسمانی در طول تاریخ توسط همان کشیشانی که اندشه و علم را زهر دین و مخالف وجود و سلطۀ خویش می بینند وبه تدریج ظرف دو هزار سال آن را بر هم می زنند، چنین برداشتی از پاپ به دور از انتظار نخواهد بود .

 پاپ پس از دو هزار سال متولی یک دین بزرگ می شود که اساسنامۀ آن چنان بهم ریخته است که بجای تنقیح آن بیک باره به این فکر وخیال می افتد که با خط بطلان کشیدن بر آن هم خود وهم دیگران را راحت سازد !

خوانندگان گرامی : چنانچه به سایتم مراجعه فرمائید موضوعی تحت عنوان نقدی بر تورات و انجیل مشاهده خواهید فرمود که روشن می سازد، در انجیل چه تحریفاتی به عمل آمده که تضاد های آورده شده در آن، همه چیز را بر باد می دهد . بنابراین جا داشت پاپ اعظم با بهره گیری از دانشمندان زیر مجموعۀ خود،  بجای ارائۀ چنین خطابی و شناساندن خدائی که با لطف بی کرانش دید اغماض بر هر فساد و تباهی دارد، به تنقیح تضاد ها پردازد، و این اساسنامۀ دین بزرگ را از این بهم ریختگی نجات دهد .

در مورد این که یک زن به مقام پاپ برسد، در جائی که زن می تواند کشیش شود وبه هدایت مردم پردازد، و منعی در انجیل در به کار گیری او در سمت پاپ وجود ندارد، این امکان در حد یک واقعیت است ونه آرزو !

با پوزش از خوانندگان گرامی متاسفانه ضیق وقت و گرفتاری های دیگر، مجال بسط علمی مطالب را نمی داد . معذالک چنان چه نقد، ایراد یا نظری باشد، عنایت فرمائید با دید منت تبادل اندیشه خواهد شد . انشاالله

 



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۹ | 14:54 | نویسنده : عبدالمجید زرگر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.