سلول چیست؟

سلول کوچکترین ذره تشکیل دهنده هر موجود زنده، مانند حیوانات، گیاهان، انسان‌ها و غیره است؛ سلول‌های مختلف،‌ کارهای گوناگونی را در کنار یکدیگر انجام می‌دهند تا موجودات مختلف را زنده و در حال رشد نگه دارند. می‌توانید سلول‌ها را مانند مورچه‌های کارگر در یک کلونی شلوغ و پر ازدحام مورچه‌ها تصور کنید، هر یک از آن‌ها کاری جزئی انجام می‌دهند که در کنار هم باعث می‌شود امور کلونی با نظم به پیش رفته و حیات در آن جریان منظمی داشته باشد،.سلول‌ها واحدهای اساسی زندگی هستند. همه موجودات زنده شامل انواع تک‌سلولی و چه پرسلولی، همگی از یاخته‌ها تشکیل شده‌اند که یاخته ها برای عملکرد طبیعی به سلول‌ها وابسته هستند. سلول‌ها، چه به تنهایی زندگی کنند و چه به عنوان بخشی از یک ارگانیسم چندس عمولاً بسیار کوچک هستند و بدون میکروسکوپ نوری دیده نمی‌شوند. انواع یاخته ها ویژگی‌های مشترک زیادی لولی، م دارند، اما می‌توانند بسیار متفاوت به نظر برسند. در واقع، سلول‌ها طی میلیاردها سال با طیف وسیعی از محیط‌ها و نقش‌های عملکردی سازگار شده‌اند .

با توجه به تعریفی که از سلول بعمل آمد واینکه در کالبد یک انسان بالغ 30 ترلیون سلول فعالیت دارد که بنا بر تخمینی که زده شده است، مغز پیچیدۀ او به تنهائی بالغ بر ۸±۸۶ میلیارد نورون دارد که تعداد آنها تقریباً برابر (۱۰±۸۵ میلیارد) سلول غیر عصبی است. از این نورون‌ها، ۱۶ میلیارد (۱۹٪) در قشر مغز و ۶۹ میلیارد (۸۰٪) در مخچه قرار دارند . این جزئی از مصالح ساختۀ الهی در انسان است !

حالا چه تصور می کنید ؟ یقینا تداعی اولیۀ بدون اندیشۀ افراد نا آگاه اینست که : خداوند سبحان الله با مشتی گل آدم را می سازد و آمادۀ دمیدن روح خود می کند، و به ملائکه درگاه، دستور سجده بعد از دمیدن روح را می دهد، که جز ابلیس متمرد همۀ مقربین درگاه سجده می کنند .

گر چه واقعیت خلقت در همین چار چوب نهفته است ، اما به این سادگی که از مشتی گل با فرمان کن فیکون این مخلوق شگفت انگیز را آفریده باشد ، نبوده است . زیرا اولا انسان با توجه به آیۀ 75 سورۀ ص با دست خود خداوند با توجه به آیۀ 4 سورۀ التین با نکوترین ترکیبی که متناسب با هدف خلقت او آنهم بر روی زمین بوده ساخته می شود که قدر مسلم بدون ابزار و زمان هم پذیرفته نمی شود، وفقط زمان دمیدن روح که حالت کاتالیزوری در آن ساختار را بعنوان کن فیکون باید داشته باشد، که آدم پا به عرصۀ وجود می گذارد .

آیات استنادی ذیلا آورده می شود، لطفا توجه فرمائید :

با توجه به آیۀ 75 سورۀ ص قرآن کریم داریم « قال یا ابلیس ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدی استکبرت ام کنت من العالین – خداوند گفت : ای ابلیس چه چیزی مانعت شد که به چیزی با دست خودم خلق کردم سجده کنی .آیا کبر وغرورت بود یا خود را از ملک اعلی بر شمردی ؟

با این آیه روشن می شود که خداوند حضرت آدم علیه السلام را با دست قدرت مبارک خود با اهداء اختیار کامل در سلطه بر زمین و کائنات به جانشینی خویش بر روی زمین قرار می دهد که قدر مسلم باید ساختار او چه از نظر روحی و چه فیزیکی متناسب با همه نوع گذر حیاتی باشد تا با آیۀ دوم سورۀ الملگ قابل آزمون گردد . اما آیه « الذی خلق الموت والحیواة لیبلوکم ایکم احسن عملا و هو العزیز الغفور - کسی ( خداوندی ) که مرگ وزندگی را آفریده است تا شما را بیازماید کدام نیکو کارترید و او توانمند بخشنده ایست» بنابراین وبا توجه به اینکه خداوند آدم را با توجه به حدیث نبوی زیر «ابی الله ان یجری الاشیاء الا باسبابها و جعل لکل شیء سببا – خداوندبدون به کار گیری و سائل وابزار کارها دست به هیچ کاری نمی زند، وبرای هر چیزی اسباب و سببی وجود دارد » این آفرینس را در یک آفرینش خلق الساعه بوجود نیاورده، و حد اقل برای همان گل خام اولیه چه زمان ها صرف آن شده تا به مایه ای تبدیل شود و موجبات ساختار چنان کالبد پیچیده ای را با توجه به آیۀ 4 سورۀ التین « لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم – همانا که انسان را به نیکوترین ترکیبی آفریدیم » فراهم سازد، و همسر اورا هم با خصوصیات خاصِ همسری از بقایای همان گل فراهم شده بوجود می آورد و انسان ها را مفتخر به این خلقت می گرداند تا به شکرانۀ دادن این نعمت هستی آن کنیم که شایستۀ پاسخ گوئی الهی باشد !

از این مجمل بیان خلقت آدمی، به این نتیجه می رسیم که : انسان ترکیبی از ماده که شامل مجموعۀ کالبد او ست با عقل که حاصل از ساختار مغز شناخته می شود و روح سلطان و به عبارتی علمی کاتالیزور حیاتی آن دو خواهد بود . ترکیبی حساب شده است که خداوند اورا بر بسیاری از مخلوقات برتری داده است ( و نه (تمام آنها ) آیۀ 70 سورۀ الاسرا « و لقد کرمنا بنی آدم ... و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا » و با این برتری که بر روی زمین با افتخار جانشینی الهی با سلطه بر کائنات و زمین وآنچه بین آنهاست، در گیر مسؤولیت آیۀ دوم ذکر شدۀ الملک بوده، و دوران مرگ خاصی را سپری خواهد نمود که پس از جدائی روح آغازی با ذائقۀ مرگ ( که باصطلاح عامیانه فشار شب اول قبر نامیده می شود ) خواهد داشت و سلول های آدمی باید متناسب با جهان پیش رو دگر گون شوند که همین دگرگونی عذاب آور خواهد بود تا پس از تعمید در آتش آیۀ 71 ثم الینا ترجعون ( سپس به سوی ما برگردانده می شوید ) که از آنجا عالم برزخ فرا می رسد که انشاالله با رضایت الهی آن گونه که به دنیا آمدیم، از دنیا خواهیم رفت با این تفاوت که در آانجا ماندگاریم!

عزیزان گرامی اندیشمندان بشریت که بعد از خدا چشم امید انسان ها هستید،

من ظرف نیم قرن شاید 500 بار قرآن را خوانده باشم که در 30 سالۀ اخیر آن، حالت تطبیقی .با وعده به خود بدون ترجیح کسی بر کسی و باوری بر باوری، با توجه به آیۀ 8 سورۀ ممتحنه « لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین - خداوند شما را بر دوستی آنانی که با شما در نبرد دینی نبوده و شما را از دیارتان نرانده باشند منع نمی کند تا با عدالت وانصاف با آنان رفتار کنید که خداوند مردم منصف و عدالت خواه را دوست دارد » من به تمام انسان ها ی جهان احترام می گذارم، واگر مطلبی در جهت اثبات و یا رفع ابهامی از دین می آورم، در مقام اثبات امری است و نه تحمیل باوری . بنا براین خود را مکلف می دانم که در پاره ای جاها مستندی را من باب اثبات چنین واقعیتی ارائه دهم که از آن جمله فقط بیک مورد اشاره خواهیم داشت با پوزش با ما باشید :

قرآنی که هگل فیلسوف شهیر المانی آن را متروکه می داند، با آوردن چند آیۀ زیر از طرفداران آن می خواهم پاسخ گوی نظر او باشند !

اما آیات : اولی آیۀ 52 شوری « کذالک اوحینا الیک روحا من امرنا ما کنت تدری ما الکتاب ولا الایمان و لاکن جعلناه نورا نهدی به من نشاء من عبادنا و انک لتهدی الی صراط مستقیم صراط الله الذی له ما فی السموات و ما فی الارض والی الله تصیر الامور – این گونه ما روح خود را با فرمان خویش برای وحی بتو فرستادیم در حالی که پیش از آنکه وحی بتو رسد نمی دانستی کتاب وشرع کدام است ما کتاب وشرع را نور گردانیدیم که هر کس از بندگان را بخواهیم به آن نور به راه راست هدایت خواهیم کرد . راه خدائی که آنچه در آسمان ها وزمین است از آن است و همه چیز به سوی او روان است »

دومین : آیۀ 48 سورۀ عنکبوت است « و ما کنت تتلوا من قبل من کتاب ولا تخطه بیمینک اذا لارتاب المبطلون – تو قبلا کتابی نخوانده وبا دستت کتابی ننوشته ای و گرنه دگر اندیشان قطعا به شک می افتادند» با این دو آیه بخوبی روشن می شود که خود پیامبر ص در این نگارش الهی اصلا دخالتی نداشته و نمی توانسته داشته باشد. .

سومین آیۀ 88 سورۀ النمل است « و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمر مر السحاب صنع الله الذی اتقن کل شیء انه خبیر بما تفعلون – کوه ها را می بینی و آن ها را جامد و بدون حرکت می شماری .در حالی که مانند گذر ابرها در حرکت هستند . صنع وساختار الهی است که به هر چیزی یقین بر استواری ساخت واو بر آنچه می کنید احاطه دارد »

تاریخ زندگی اولیۀ نبی اکرم ص کاملا روشن است که در آن دنیای جاهلیت وجودی نداشت، واز 23 سالگی با ازدواج با حضرت خدیجه تا 40 سالگی کارگزار او بود که آیۀ 52 شوری بر او وحی می شود . و مفتخر به رسالت الهی در آن قوم میشود . و مواجه با چنین آیاتی می شود . قرآنی که از نظر علمی تا کنون کسی در آیات آن غوطه ور شود تا به هش آید، از بدو خلقت تا کنون در این صد سالۀ اخیر به هوش آمده است ، هوشی عاری از فرهنگی که خدا تکلیف کرده است : آنچه برای خود خواهی برای همه خواه وآنچه برای خود نمی خواهی برای کس مخواه !

عزیزان این زندگی تحمیلی همین است ؟!

سخن را قطع می کنم تا در مقالی جداگانه تحت عنوان : متفکرین جهان نخبگان الهی با من باشید :



تاريخ : شنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۳ | 21:6 | نویسنده : عبدالمجید زرگر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.