دوم
بخش چهارم – دوران رضاع :
نظر باینکه دوران رضاع، دوران ساختار طفل است، و همین طفل است که آیندۀ جامعه را می سازد که باید به مراتب آینده ای بهتر از حال در جهت شکوفائی تحقق بخشد، بنایراین جامعه در برابر هر طفل مسؤولیت سنگینی دارد، و پدر و مادر در برابر جامعه، نماینده و امین در نگهداری طفل بشمار می روند .بهمین جهت مکلف خواهند بود که در ساختار آن طفل نهایت همکاری و تلاش را داشته باشند که البته در جهت تحقق این مطلوب تمام تمهیدات لازمه دراختیار آنان قرار داده خواهد شد .
برای طی این دوران به مواردی اشاره خواهیم داشت، و مادرهم درآموزش های بعد از وضع حمل آگاهی های لازمه را بدست خواهد آورد که باید توجه کاملی به انها داشته باشد .
اما موارد :
الف – تغذیۀ مادر و نوزاد : از آنجائی که طفل تا دو سالگی باید از نظر ساختار جسمی و روانی به حد مطلوب جامعۀ مدنی ما برسد، فلذا با توجه به آموزش های داده شده، باید طفل و مادر از هر جهت کنترل شوند . و اگر خانواده فاقد بضاعت مالی باشند ادارۀ بهزیستی مکلف خواهد بود که تمام نیازهای غذائی و تربیتی آنان را تامین نماید تا خلائی در نگهداری طفل و سلامتی مادر بوجود نیاید . و هر سه ماه بک بار از مادر و طفل او آزمایش های لازمه بعمل می آید تا اگر کمترین کمبودی مشاهده گردد با جلب نظر کارشناسان علت شناسائی و در رفع آن اقدام بعمل آید . اما اگر علت کمبودها متوجه قصور خانواده اعلام گردد، ضمن محکومیت زوجین به مجازاتی متناسب با قصور آنان، ممکن است توسط دادگاه حکم بر ممنوعیت از بچه دار شدن، و حتی با حفظ حقوق والدین طفل در ادارۀ بهزیستی تا رفع کامل نواقص نگهداری گردد. و مراتب به ادارۀ نظارت گزارش، و در سوابق منفی آنان ثیت گردد، و حضورا عمل کرد غلط آنان و عواقب سوئیۀ آن تفهیم آنان گردد .
ب – تربیت جسمی و روانی طفل تا دو سالگی : پس از مداقۀ کامل در تغذیۀ دوران دو سالۀ طفل، که استفاده از شیر مادر با دادن امتیاراتی به او در اولویت شناخته می شود، مسألۀ تربیت بدنی وروانی طفل در این دوره از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود که ادارۀ بهزیستی با داشتن یک واحد اداری خاص، مسؤول کنترل این دوران حیاتی شناخته می شود، و این مهم توسط زنانی متخصص در امور مورد نیاز اداره خواهد شد تا اطفال در دو سالۀ اول حیاتی چه از نظر جسمی و چه روانی آمادۀ کامل ساختار مورد نیاز ما گردند .
بدن طفل در این دوره باید چنان ساخته شود که برای هر حرکت ورزشی و رزمی آمادگی کامل داشته باشد . و از نظر روانی هم با ارائۀ برنامه های خاصی در طفل روحیۀ شادی بوجود آید، و به صورت کودکانی درآیند که دارای روحیه ای با استقامت و شکیبا باشند .
این کارها علاوه بر دخالت و نظارت کارشناسان ویژۀ واحد کنترل دوران رضاع، خانواده ها هم بر مبنای آموزش های داده شده علمی و عملی باید همگام در پیش برد این دوران همت گمارند تا هم طفل را مطلوب جامعه به بار آرند، و نهایتا از ثمرۀ آو بهره مند گردند، و هم این که خود را از عواقب سهل انگاری در تربیت طفل نجات دهند . البته برای جلوگیری از هر پیش آمد ناخوش آیندی، واحد ویژه هر سه ماه یک بار آزمایش های لاز را از کودک خواهد آورد تا در صورت مشاهدۀ کمترین نقصی در برنامۀ زمان بندی مورد نظر، اقدام به رفع آن بعمل آورد . و در پایان دوره آزمایش های کاملی از آنچه که باید به دست داده شود، بعمل خواهد آمد تا چنانچه مطلوب نگهداری جسمی و تربیتی طفل حاصل نشده باشد، و این خلاء ناشی از بی توجهی والدین شناخته شود، پس از طرح مساله در دادگاه، طفل برای مدتی باید در واحد ویژه نگهداری و اصلاح شود، و مقصرین ضمن تحمل مجازات های مدنی متناسبی، از داشتن حقوق خاصی نیز محروم گردند . و کلیۀ جریانات در سوابق آنا ن هم ثبت و ضبط گردد .
ج – تشکیل سابقه : همان طوری که بمیان آمد، ادارۀ بهزیستی با واحد اختصاصی خود، در دوران رضاع نظارت کامل خواهد داشت، و هر خطائی را در سابقۀ زوجین در ادارۀ نظارت منعکس خواهد نمود . تا این گونه افراد علاوه بر تحمل مجازات هر مورد تقصیر خود، به محرومیت های اجتماعی مناسبی نیز محکوم گردند، این محرومیت ها هم باید پس از جلب نظر کارشناس، مورد حکم دادگاه قرار داده شوند .
بخش پنجم – تعداد اولاد :
نظر باینکه تاسیس مدینۀ فاضله و کنترل دقیق اوضاع آن مستلزم گذشت مدت زمان طولانی در حد اقل یک نسل خواهد بود. بنابراین برای تسریع در وصول به مطلوب خود و امکان کنترل آن، باید در تعداد اولاد هر خانواده نصاب مطلوبی را در نظر گرفت و به تعمیم آن پرداخت.
نا گفته نماند که ارائۀ یک نظر کلی در این امر عاری از تالی فاسد نخواهد بود . زیرا اگر تصمیم به ایجاد خانواده های تک فرزندی گرفته شود، چه بسا ممکن است با از دست دادن آن فرزند، از این نعمت الهی محروم گردند . و خود فرزند را هم بلحاظ نداشتن خواهر یا برادری و عدم تکافوی هم نشینی با پدر و مادر، دجار یک خلاء روانی سازد . بنابراین تا این جا به این نتیجه می رسیم که ضرورت داشتن دو فرزند قابل انکار نخواهد بود . بنابراین تا این حد را باید مجاز شمرد .
اما اگر خانواده ای از این تصمیم کلی تخطی نماید، جامعه در برابر آن خانواده چه تکلیفی خواهد داشت ؟ در این جا مواجه با دو گروه از خانواده ها خواهیم شد که ما آنها را گروه های ویژه می نامیم . یک گروه که با داشتن دو فرزند نه تنها توانائی خودرا در رعایت کامل ضوابط حاکمه به ثبوت می رسانند، بلکه از فرزندان با استعدادهای بالائی هم برخوردارند که جامعه از این گروه نه تنها متضرر نخواهد شد، بلکه تردیدی در بهره دهی بیشتر آنان نمی توان داشت . بنابراین پس از اثبات این امر در دادگاه خانواده و دادن تعهدات لازمه در رعایت کلیۀ ضوابط امر، بهزیستی در عملکرد این خانواده نظارت ویژه ای خواهد داشت . اما گروه دیگر که سوابق منفی آنان موجب سلب صلاحیت در داشتن حتی یک فرزند را نشان می دهد، در صورت تخلف، بمحض زایمان چنین فرزندی تا طی دوران قبل از ورود به مدرسه با به کار گیری مادر در دادن شیر به طفل تحت نظارت کامل ادارۀ بهزیستی نگهداری و تربیت خواهد شد، و پس از آن هم ادارۀ بهزیستی مکلف خواهد بود که از بروز هر گونه خلائی در تربیت فرزندان آن خانواده نظارت کامل داشته باشد، ودر صورت لزوم با جلب نظر دادستان و حکم دادگاه آن خانواده به اردوگاه های مناسبی اعزام گردند تا از تالی فاسد حضور آنان در جامعه جلوگیری بعمل آید .
باید توجه داشت که در این راستا باید با احتیاط کامل تصمیم گیری بعمل آید تا عمل کرد جامعه به دفع فاسد به افسد تبدیل نگردد .
بخش ششم – اطفال بی سرپرست :
در ادارۀ بهزیستی واحدی بعنوان ادارۀ حالات ویژه تاسیس خواهد شد تا در مورد اطفال سر راهی و یا اطفال حاصله از زوجینی که اختلاف دارند، و بدون رعایت در داشتن تفاهم اقدام به باردار شدن می کنند، و اطفالی که در دوران بارداری یا رضاع ضوابط حاکمه در بارۀ آنان رعایت نمی شود و یا اطفالی که پدر و مادر خود را از دست می دهند، نظارت داشته باشد، و در رفع کمبودهای جسمی و روانی آنان اقدام بعمل آورد، و لدی الاقتضاء در صورت نداشتن سرپرست یا از دست دادن صلاحیت سرپرستی، به افرادی که محروم از داشتن فرزند هستند، واگذار نماید و در ادارۀ آنان نظارت کامل داشته باشد . و چنانچه این سرپرستان نیاز به کمک مالی داشته باشند، در رفع این نیاز با آنان هم همکاری بعمل اید .
در مورد اطفالی که از پدر ومادر آنان به لحاظ متارکه ویا بنا به هر جهت دیگری سلب صلاحیت اخلاقی می شود، وطفل از آنان جدا می گردد در صورت رفع مانع منفی، طفل به آنان واگذار می شود ولی ادارۀ بهزیستی در تربیت و نگهداری طفل مراقبت جدی خواهد نمود .
بخش هفتم – تربیت کودکان از دو سالگی تا شش سالگی:
این مرحله از زندگی کودکان که بعد از دوران رضاع آغاز می شود، حائز اهمیت ویژه ای خواهد بود که باید تحت نظارت واحدی در ادارۀ بهزیستی بنام واحد مهد کودک، کنترل و اداره شود .
این مرحله خود به دو دوره یک ساله و سه ساله تقسیم می شود که ذیلا به ذکر این دو دوره می پردازیم :
الف – دورۀ یک ساله : بعد از دوران رضاع، کودک باید در خانه و تحت نظارت و سزپزستی والدین خود اداره شود . ولی ادارۀ مهد کودک در آن یک سال مقدماتی، با دادن آموزش به والدین طفل، برنامه های مشخصی را به آنان ارائه می دهد تا با اجرای آن برنامه ها، کودک آمادکی فکر کردن و انتخاب را پیدا کند . و دست های او برای گرفتن قلم وکشیدن خط راست و امثال این حرکات ورزیده شود .علاوه بر این ها برنامه های ورزشی خاصی ارائه می گزدد تا طفل را برای هدف گیری و پرتاب گلوله و دویدن و آنچه فراخور استعداد این دورۀ یک ساله است ، آماده سازد .
در این دوره به طفل طرز به سخن در آمدن درست نیز یاد داده خواهد شد. و حد اقل هفته ای یک بار به تفریح گاهها برده شود و از تکنولوژی متناسب با پیشرفت روز بنا به برنامۀ زمان بندی ادارۀ مهد بهره گیری بعمل آید . و چنانچه این تکالیف متضمن هزینه هائی باشد ادارۀ مهد مکلف به تامین آنها خواهد بود . و آن اداره هر سه ماه یک بار باید طفل را از نظر تحقق اهداف جامعه، مورد آزمایش قرار دهد تا اگر کمبودی مشاهده شود نسبت به رفع آن اقدام بعمل آورد .
اما گاهی در رفع کمبود ها، ادارۀ مهد لازم می داند که طفل از پدر مادر جدا و بطور شبانه روزی در پرورشگاه ها تحت آموزش قرار داده شود . بنابراین ضمن اعلام مراتب در سوابق منفی والدین، و محکومیت آنان به مجازات های مدنی، از طفل تا رفع نواقص در پرورشگاه نگهداری خواهد شد . ودر صورت نیاز مبرم همراه با مادر مگهداری می شود .
ب – دورۀ سه ساله : پس از گذشت یک سالۀ مقدماتی، طفل آمادۀ اعزام به مهد کودک می شود تا برای مدت سه سال در این واحد آموزشی اقدام به تعلیم و تربیت او بعمل آید . و مسؤولیت این دوره کلا بر عهدۀ آن اداره خواهد بود و والدین طفل هیچ گونه مسؤولیتی نخواهند داشت .
آنچه در این سه سال باید در بارۀ کودک ارائه گردد به شرح زیر خواهد بود :
کودکان با خودروهای دولتی پنج روز در هفته از منزل به مهد برای مدت سه ساعت در روز برده و برگشت داده می شوند . و در فضای آموزشی مناسبی چه از نظر فضای سبز و چه میدان بازی که برای کودکان جالب و جذاب خواهد بود ، جهت اجرای برنامه هائی که گفته خواهد شد، نگهداری می شوند . از این فضاها روزانه سه نوبت بهره گیری بعمل می آید . یک نوبت از هفت صبح تا ده صبح، نوبت دوم از ده تا یک ظهر وسوم از سه بعد از ظهر الی ساعت شش خواهد بود که در هر ماه نوبت ها باید جایگزین گردد تا کودکان بیک وقت و یک روش از زندگی بار نیایند .
اما برنامه ها :
اول – بدن سازی : از آنجائی که تندرستی مطلوب اصلی جامعۀ مدنی ما خواهد بود تا کودکان و بالاخره زنان و مردانی نیرومند و مقاوم تشکیل دهندۀ آن باشند، و بتوانند در برابر مشکلات فیزیکی و غیر آن تاب مقاومت کامل را دارا باشند . بنابراین از همان دوران بارداری این برنامه مد نظر ما خواهد بود و تا پایان مهد ادامه خواهد یافت . و بعد از آن هم با طرحی دیگر به کار گرفته خواهد شد . زیرا در صورت تحقق مطلوب ما در این برنامه، جامعه در چند جا موفق به بهره برداری های مثبتی از سلولهای خود خواهد شد که حد اقل آن صرفه جوئی در هزینه های ملی خواهد بود .
چه آنکه با نیرومند ساختن تمام افراد جامعه، تقریبا هزینۀ درمان را باید حذف شده دانست، و بازدهی افراد در تولید ملی بالا خواهد رفت و نیروی دفاعی مملکت قوی خواهد شد، به گونه ای که اگر کاری به کسی نداشته باشیم، احدی جرأت کمترین جسارتی را بما نخواهد داشت . و در نتیجه هزینۀ تجهیزات نظامی ما بسیار ناچیز خواهد شد، و ثروت ملی ما بالا خواهد رفت که با یک ثروت ملی کلان خواهیم توانست برنامه های مدینۀ خودرا بخوبی پیش راند و پیش راند .
با این توضیح به اهمیت کار خود پی می بریم . وبهمین جهت برنامه ها باید با اصول کاملا علمی وزیر نظر مربیان امور تربیت بدنی روزانه یک ساعت به صورت تفریح و دل نشین به کار گرفته شود وتا پایان شش سالگی ادامه یابد .
در این مدت به کودک سالیانه دو ماه مرخصی تابستانی داده می شود . و در ایام مرخصی والدین کودک موظف خواهند بود که برنامه های مهد را برای جلوگیری از افت بدنی کودک به کار بندند . و در طول سال هم اگر ضرورتی برای مسافرت کودک حاصل آید، با اخذ تعهد ازوالدین ملزم به دعایت همین تکلیف خواهند بود . و قصور والدین در این زمینه موجبات مسؤولیت و ثبت آن در سوابق منفی آنان، و محرومیت کودک از مرخصی های بعدی تا رفع کامل خلاء های تربیتی حاصل خواهد شد .
برنامه های ورزشی کودک باید در یک کمیسیون تخصصی توسط کارشناسان ادارۀ مهد کودک طرح ریزی و ارائه گردد، و عند الاقتضاء در مواقعی بنا به ضرورت هائی اصلاح یا جایگزین شوند .
این برنامه ها عموما شامل موارد زیر خواهد بود :
۱ – عملیات و حرکات یوگائی که باید تا آخر عمر مورد توجه قرار گیرند .
۲ – پرش طول و ارتفاع .
۳ – دویدن .
۴ – پرتاب وزنه .
۵ – تیراندازی و پرتاب نیزه .
۶—وزنه برداری .
۷ – بالا رفتن از میله .
۸- راه رفتن روی دست ها .
۹- چرخش در فضا .
۱۰- عملیات ژیمناستیک و کاراته .
۱۱- اسب سواری .
۱۲- دوچرخه سواری .
۱۳- راه رفتن روی طناب .
۱۴- فوتبال .
۱۵- والیبال .
۱۶- بسکت بال .
۱۷- پینک پنک .
۱۸- بکس با کیسه .
۱۹- شنا .
۲۰- شطرنج .
۲۱- کشتی .
بدیهی است که موارد آورده شده تمثیلی بوده و نه احصائی تا توجه داده شود که هرگونه عملیات ورزشی و ابتکاری معمول در جهان را باید به کار گرفت و از آنها بیگانه نماند . بنابراین باید دراین دوران سه ساله آنچه در خورو استعداد کودک است با برنامه های ویژۀ تفریحی به کار گرفته شود تا موجب دل زدگی طفل نگردد و با خاطر ه های خوبی عشق به آنها پیدا کند، و احساس تکلیفی نسبت به این برنامه ها به او دست ندهد . و اگر در طفلی احساس ضعفی در هر مورد مشاهده گردد، توسط پزشکان ویژه به هر قیمتی که شده باشد، علت ضعف شناسائی و بر طرف شود .
دوم – پرورش فکری : بمنظور پرورش استعدادهای فکری کودکان، برنامه های فکری مورد تصویب کارشناسان ادارۀ مهد کودک، روزانه یک ساعت پس از انجام حرکات بدنی بمورد اجرا گذاشته می شود . در میان دو برنامۀ بدنی و فکری، باید از کودک با لبنیات و آب میوۀ طبیعی پذیرائی بعمل آید تا با انرژی کافی بتوان نیروی مغزاورا به کار انداخت و در جهتی که منظور است حرکت داد .
از آنجائی که برای پرورش استعدادهای فکری، تحولات علمی مستمری درجهان صورت می گیرد . بنابراین ادارۀ مهد مکلف است به هر نحو ممکن آخرین متدهارا شناسائی و با جلب نظر کارشناسان ویژۀ خود اقدام به کار گیری آنها بعمل آورد .
سوم – فعالیت های هنری : در سومین ساعت آموزشی کودکان، برنامۀ فعالیت های هنری آنان باید به اجرا در آید . این فعالیت ها بسته به ذوق و استعدادی خواهد بود که کودک از خود بروز می دهد .
چهارم – اعتماد به نفس و اخلاق : اخلاق که مجموعه ای از پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک است، زمانی در سرشت آدمی جا می گیرد که خودرا بشناسد تا از هر گونه تصور باطلی در بارۀ خود به دور ماند و با چنین فاصله ای از بطلان تصورات، به وجود مثبت خود پی خواهد برد و به این نتیجه خواهد رسید که این نفی به اثبات وجودی خود او، نیاز به عاملی فرا هستی های از نیستی دارد، و از این راه خدای خودرا خواهد شناخت وبا این شناخت به پیوند خود با آن ذات ایمان خواهد آورد که همین باور اعتما د به نفس آدمی را چنان بالا خواهد برد که می بیند آن تواند کرد که خدا می تواند!
و آن چیزی جز مطلوب جامعۀ ما نخواهد بود . پس در تربیت کودکان از همان آغاز سخن با آنان باید با به کار گیری شیوه های سنجیده ای این نیرورا در آنان به وجود آورد و به کمال رساند تا این توهم در بین اعضای جامعۀ ما ریشه نیابد که در دنیای وانفسای خود خواهی به سر می بریم !
پنجم – تغذیه : از آنجائی که گروه کودکان ساعت هفت صبح فرصت صرف صبحانه را در منزل ندارند . لذا این وعدۀ غذائی باید در وقتی مناسب قبل یا در ضمن برنامه های ساعت اول داده شود، و در ضمن ساعات آموزشی هم با دادن آب میوه و شیر و ... موجبات تجدید قوای بدنی و فکری کودکان را برای ادامۀ برنامه های آنان فراهم سازند .
ج – دستگاه نظارت : نظر باینکه این مرحله از پرورش کودکان در پایه ریزی دوره های بعد آنان تاثیر حیاتی خواهد داشت . و کوتاهی در آن ممکن است منجر به نتائج منفی غیر قابل جبرانی گردد .بنابراین در ادارۀ مهد کودک، تشکیلاتی بعنوان دستگاه نطارت خواهد بود که از کارشناسان ویژه خود برای بازرسی مهدها استفاده خواهد نمود . این تشکیلات با مشاهدۀ کوچکترین نقص و مانعی فورا مراتب را گزارش خواهد داد تا اقدام به چاره جوئی بعمل آورند . البته چنین گزارش هائی عواقب بسیار نا مطلوبی برای مسؤولین از اخراج از کار وبه کار گیری در مزارع و جنگل ها خواهد داشت !
د – اورژانس : از آن جائی که برنامه های ارائه شده، عاری از حوادث احتمالی نمی تواند باشد . بنابراین ایستگاه های اورژانس در سراسر شهر دائر خواهد بود تا به محض اعلام بیک خط ویژه، به مدد مهد وارد عمل خواهند شد . و در صورت نیاز با بیمارستان اعزام و تحت درمان قرار خواهند گرفت . و هم زمان موجبات حضور والدین کورک در بیمارستان نیز فراهم خواهد شد . البته در هر مهد کودکی یک تکنسین با تمام امکانات حضور مستمر دارد . : دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ | 11:57 | نویسبدالمجی
بخش هشتم – دوران از شش سالگی تا هفت سالگی :
این مرحله را باید دوران تکمیل مقدمات کودک بشمار آورد . در این دورۀ یک ساله با به کارگیری تمام امکانات باید نواقص دوران شش سالۀ گذشته بر طرف شوند، و کودک با آمادگی کامل به مدرسه راه یابد . در این یک سال استعداد کودک در مورد یکی از ورزش ها کاملا شناسائی، و در طول سال روزانه سه ساعت با برنامه های تئوری و فیلم و عمل آموزش داده می شود . در ضمن این برنامه ها، بدن سازی و حرکات یوگائی نیز باید به اجرا در آید .
در این مرحله هم دستگاه نظارت بازرسی و نظارت مستمر خواهد داشت. از آن جائی که ممکن است فضاهای مهد کودک ها تکافوی آموزش های این مرحله را نداشته باشد . بنابراین می توان با احداث استودیوم های ورزشی مناسب اقدام به رفع خلاء مکانی بعمل آورد .
بخش نهم – آزمون نهائی و نتائج آن :
در پایان دورۀ چهارم از آموزش جسمی و روحی کودک، ادارۀ بهزیستی در مقام آزمون کودکان بر خواهد آمد تا اگر نقص ومشکلی مشاهده شود، ریشه یابی گردد و در رفع آن اقدام بعمل می آید . واین نقص در سوابق کودک منعکس خواهد شد تا در رفع آن تا هر سنی مد نظر اوایاء امور قرار داده شود .
در این مرحله از آزمون، نوابغ از کودکان باید شناسائی شوند تا با برنامه های ویژه ای، برای جامعۀ مدنی ما تربیت و در خدمت آن در آیند .
فصل دوم –انحلال عقد نکاح :
مقدمه : انحلال عقد نکاح یا پیوند زناشوئی و باصطلاح معمول طلاق، حرکتی در جهت فرو پاشی خانواده یا سلول و سنگ زیر بنای جامعه خواهد بود که تاثیر سوء خود را در دراز مدت بر جامعه خواهد گذاشت . زیرا با جدائی زن و شوهر هر کدام از آن دو ممکن است بر اثر نیازهای طبیعی به بیراهه کشانده شوند . واگر فرزندانی از آنان بوجود آمده باشد، عموما افرادی نا مطلوب برای جامعه خواهند بود که نه تنها در ساختار آن اثر مثبتی نخواهند داشت . بلکه وجود آنان مخرب بوده، و تاثیر منفی هم خواهد گذاشت . و چنانچه در بارۀ پیشگیری آن چاره اندیشی نشود، همانند انگلی مسری بصورت اپیدمی اجتماعی درخواهند آمد که به فروپاشی خود جامعه هم منجر خواهد شد . بنابراین ضرورت امر این اقتضاء را بدست می دهد که به هر نحو ممکن از ظهور و حدوث گستردۀ آن جلوگیری بعمل آید . زیرا گرچه در هر جامعه ای و با هر شرائطی اجتناب از این پدیدۀ سوء بطور مطلق ناممکن خواخد بود، ولی در صورت ایجاد شرائط مطلوبی در زندگی خانواده ها، خواهیم توانست تا حد مقبولی از این واقعۀ اسف انگیز عمومی جلوگیری نمود . و جامعه را از آثار شوم آن به دور ساخت . بهمین جهت افرادی که خواسته یا ناخواسته پا به این وادی تاریک می گذارند، و تمام ضوابط اولیه ای را که متعهد به آن بوده اند، نادیده می گیرند باید به نسبت عمل کرد خود سرنوشت آتیۀ خویش را رقم به زنند، و گله ای از جامعه ای هم که مضروب آنان بوده است نداشته باشند . بنابراین در این فصل از باب خانواده خواهیم دید، زوجینی که در صدد جدائی از هم بر می آیند، یا دارای فرزند یا بدون آن هستند که در هر دو صورت مسالۀ جدائی آنان را دادگاه باید حل نماید .
اول – تصمیم به جدائی بدون داشتن فرزند : در موردی که زوجین بدون داشتن فرزند در صدد متارکه بر می آیند . دادگاه بدوا مساله را به کارشناسی ارجاع، و هر دو را حد اقل برای مدت سه ماه، از هم جدا خواهد ساخت تا تصمیم قطعی خود را در ادامۀ زندگی مشترک ویا جدائی اعلام دارند . در صورت تصمیم به جدائی، چنانچه یک امر طبیعی موجب آن نشده باشد، مقصر شناسائی خواهد شد، و برای مدتی متناسب با دوران زناشوئی به مجازاتهای مدنی محکوم خواهد شد .
دوم – تصمیم به جدائی با داشتن فرزند : در جائی که زوجین دارای فرزند باشند، جدائی آنان بسیار حاد خواهد بود، و باید در این مورد دادگاه با احتیاط کامل و با درنظر گرفتن تمام جوانب این حادثه اقدام به تصمیم گیری بعمل آورد تا مبادا بایک خطا فاجعۀ مضاعفی در جامعه بوجود آید . بنابراین دادگاه باید حد اقل با درنظر گرفتن نکات آتیه اقدام به نصمیم گیری بعمل آورد .
الف : با تعیین ظرف ده روزه ای، مساله به کارشناس امور خانواده ارجاع گردد . تا کارشناس اقدام به حل معضل فیما بین بعمل آورد . و با مداقه در توقعات طرفین، و در صورت لزوم با یاری گرفتن از پزشکان و روان شناسان، مشکلات روحی وجسمی آنان که ممکن است عامل جدائی آن دو شده باشد، شناسائی وتوصیه در برطرف ساختن آنها بعمل آورد . واگر مشکل ناشی از مسائل مالی باشد با جلب مساعدت مؤ سسات خیریۀ مالی به شرط دادن تعهد در عدم تکرار آن، به مساله خاتمه داده شود . اما اگر تلاش ها منجر به نتیجۀ مطبوب نگردد، مقصر شناسائی و مستدلا به دادگاه معرفی شود .در این صورت دادگاه به اقدامات بعدی خود خواهد پرداخت .
ب – با ظهور عدم تفاهم بین زوجین، وشناسائی عامل این ناهنجاری، دادگاه به ترتیب زیر اقدام خواهد نمود :
اول – زوجین را برای مدت شش ماه یا بیشتر از زندگی مشترک محروم می سازد . وحکم به اخراج مقصر از محل مسکونی، ودر صورت نداشتن جای خاص،اسکان در محل های عمومی بهزیستی با منع ملاقات با فرزند یا فرزندان مشترک صادر می نماید . و نفقۀ زن چنانچه مقصر شناخته نشود، از دارائی شوهر استیفاء خواهد شد .
دوم – پس از گذشتن دوران متارکه موقتی، دادگاه مجددا امررا به کارشناس ارجاع خواهد نمود تا ظرف ده روز نسبت به اوضاع و احوال آنان رسیدگی نماید .در صورت حصول تفاهم در برگشت به زندگی عادی مراتب را به دادگاه اعلام خواهد نمود تا اجازۀ اعادۀ وضع به حال سابق داده شود . ومراتب جهت ثبت در سوابق آنان هم اعلام گردد .
در زمان متارکۀ موقتی زوجین حق هیچگونه مراوده ای را با هم نخواهند داشت، مگر این که هردو با حصول توافق به دادگاه مراجعه ودادن تعهد بر رعایت اصول و ضوابط حاکمه، حکم بر حصول تفاهم بدست آورند، و به زندگی مشترک خود باز گردند . در این صورت ادارۀ نظارت بهزیستی تا حصول اطمینان از استمرار تفاهم، نظارت واقدامات پیش گیرانۀ لازم را بعمل خواهد آورد . اما اگر زوجین بدون رعایت این ضوابط اقدامی را معمول دارند، بنا به کیفیت اقدام آنان و اثرات آن گرفتار عقوبت های مدنی خواهند شد .
سوم – در صورتی که با گذشت مدت زمان متارکۀ موقتی، کارشناس منتخب عدم صلاحیت آنان را در ادامۀ زندگی مشترک اعلام دارد .دادگاه حکم به جدائی آنان با رعایت مقررات مالی جامعۀ ما صادر خواهد نمود . و مقصر را علاوه بر تحمل یکی از مجازات های جامعۀ مدنی، متناسب با دوران زناشوئی، از حضانت فرزندان مشترک نیز محروم خواهد ساخت .
در این گونه موارد، کیفیت ملاقات با اطفال مشترک فقط با حکم دادگاه و با در نظر گرفتن صلاحیت متقاضی ملاقات، آنهم زیر نظر ادارۀ بهزیستی در محل اداره، امکان پذیر خواهد بود .
اما اگر بعد از جدائی، طرفین آمادگی خودرا برای اعادۀ زندگی مشترک اعلام دارند، و متعهد به رعایت کلیۀ ضوابط حاکمه و جلوگیری از تکرار ما وقع ویا هر سوء جریان دیگری گردند، دادگاه حکم به ازدواج مجدد آنان صادر خواهد نمود، و مقرر خواهد داشت که تا مدت زمان معینی ادارۀ بهزیستی در روابط آنان نظارت داشته باشد، و چنانچه مشکلات خاصه ای به عدم تفاهم آنان دامن می زند، اقدام به رفع آن بعمل آورند . زیرا چه بسا مسائل حادثه ناشی از بیماری های روانی نا آگاهانه ایست که با کشف آنها و اقدام به درمان، موجبات حل ریشه ای تضادها را فراهم خواهد نمود .
چنانچه بعد از دومین ازدواج باز هم متارکه ای بوجود آید، مقصر پس از شناسائی کامل، توجیها در دادگاه به محکومیت های مضاعف مدنی، و محرومیت های اجتماعی دراز مدتی محکوم خواهد شد . تا جانعۀ ما از آلودگی این افراد بی بند وبار مصون ماند .
فصل سوم – دخالت در زندگی مشترک دیگران :
از آنجائی که بسیاری از نابه سامانی های مترتبه بر خانواده ها ناشی از دخالت مستقیم یا غیر مستقیم از نزدیکان یا غیر آنان خواهد بود . اعم از این که این دخالت ها برای انان متضمن فائده ای باشد یا نباشد، اثرات سوء تخریبی خود را بر کانون گرم خانواده و نهایتا بر جامعه خواهد گذاشت . بنابراین برای جلوگیری از این سوء جریان اجتماعی در جامعۀ مدنی ما، باید به راه حل های ارائه شده توجه کامل بعمل آید، تا کسی جرأت تجاوز از حقوق خودرا نداشته باشد، و جامعۀ مارا از وجود خود آلوده نسازد .
راه چاره : این انگل های اجتماعی که با دخالت های خود موجب انهدام خانواده ها یعنی زیر بنای جامعۀ ما می گردند، باید بدانند که مصون از عکس العمل به موقع و شدید همان جامعه مضروب نخواهند بود . زیرا چنانچه دخالت افراد اعم از نزدیک یا غیر آنان، کمترین خللی در خانواده ای بوجود آورد که مورد اعتراض یکی از زوجین قرار گیرد، و به اثبالت برسد . در صورتی که باعث جدائی نگردد، وفقط موجبات نگرانی را فراهم آورده باشد، توسط دادگاه خانواده بیکی از مجازات های مدنی برای مدتی متناسب با دخالت های وی از شش ماه تا ده سال محکوم خواهد شد .
اما اگر این حالت منجر به جدائی گردد، فرد یا افراد مداخله کننده، از محل سکونت خود به مزارع و جنگل های کویری تا پایان عمر تبعید و محکوم به احیاء کویر درکمیت و کیفیت معینی خواهند شد. و راه برگشت آنان البته پس از تحمل پنج سال محکومیت و عمل کرد مثبت در احیاء کویر، و احیاء خانوادۀ فرو پاشیده، آنهم ظرف یک سال از تاریخ جدائی آنان خواهد بود .
ثروت ودارائی این افراد پس از تبعید، تا یک سال زیر نظر دادستانی محافظت خواهد شد . و اگر در این مدت موجبات برگشت وضع خانوادۀ زیان دیده به حال مطلوب فراهم نگردد، تبدیل به وجه نقد شده و به حساب فرد تبعیدی در یکی از بانک ها سپرده خواهد شد . و این وجوه تا امکان برگشت قانونی تبعید شده به حساب غیر قابل برداشت او باقی خواهد ماند . اما اگر تبعید شده قبل از رهائی از تبعید فوت کند، ترکه به ورثۀ او قابل پرداخت خواهد بود ..
شرائط زندگی در تبعید به گونه ایست که از تمام امکانات بهره مند خواهند بود . و خانوادۀ تبعیدی پس از سپری شدن دوران تبعید یا در حین آن حق انتخاب در بقاء با فرد محکوم و یا برگشت به هر شهری را که مایل باشند خواهند داشت تا زیر نظر ادارۀ بهزیستی با رعایت ضوابطی و استفاده ار ذخیرۀ مالی موجوده به زندگی خود ادامه دهند.
باب دوم – در تعلیم و تربیت :
مقدمه : آدمی در آفرینش به اشرف مخلوقات توصیف می شود که به نظرنویسنده تا حدی توصیفی به صواب است، ولی با توجه به توجیه بعمل آمده درکتاب مفاهیم نظری اسلام نمی توان اورا اشرف مطلق مخلوقات بشمار آورد . ( به بخش دوم باب اول درآمدی بر مفاهیم نظری اسلام در ارتباط با کرامت آدمی نگارش نویسنده مراجعه فرمائید ) زیرا انسان آفریده ایست با ساختاری از گل وروح ایزدی که اگر این ساختار درست پرورش یابد، با توجه به اینکه محدودیتی در تکامل او متصور نیست، به درجه ای خواهد رسید که متضمن قدرت الهی خواهد بود، و آن گهی است که شایستگی جانشینی پروردگار را خواهد داشت .
رسد آدمی به جائی که بجز خدا نه بیند
بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت ؟!
اما اگر این آفریده به خود رها شود، یا در پرورش او کژ روی بعمل آید، صفت بالقوۀ او تباه خواهد گشت، و به موجودی فروتراز چهار پایان خواهد رسید . ( اولائک کالانعام بل هم اضل – آنان همانند چهارپایان بلکه فروتر از آنها خواهند بود . به آیۀ ۱۷۹سورۀ الاعراف توجه فرمائید ) زیرا چهار پایان بطورغریزی، ضوابط واصولی را به نوزادان خود تا دوران معینی آموزش می دهند که در آن چار چوب زندگی خودرا سپری می گردانند، و حد اقل هم چون انسان ها به هم نوع خود دید خصمانه ای ندارند . ولی متاسفانه گروهی ازآدمیان از این چار چوب نسبی محروم بوده که بنا به گواهی تاریخ چه تبه کارانی که از خود بجا نگذاشته باشند ؟!!! وبا توجه به آیۀ ۳۰ از سورۀ البقره « ... قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء ... – ( ملائکه در موقع خلقت آدم گفتند ) کسی را در آن ( روی زمین ) قرار می دهی که به تباهی وفساد پردازد و خون ها بریزد ؟! »( به بخش اول باب اول درآمدی بر مفاهیم نظری اسلام نگارش نویسنده مراجعه فرمائید ) بنابراین امر تعلیم وتربیت مسألۀ تعیین کننده ای شناخته می شود که آدمی را از حضیض حیاتی به علوی باور نکردنی می رساند، واین تحول و تکامل هم جز توسط خود آدمی میسر نخواهد بود . فلذا اگر جامعۀ ما به این مهم توجه کاملی بعمل آورد، ترکیبی از سلول های مطلوب خودرا بدست خواهد آورد که در نتیجۀ مردم آن، زندگی را به مفهوم واقعی زیستن درک خواهند نمود .
همان طوری که در باب اول بمیان آمد، هستۀ ابن خواسته آغازی از خانواده خواهد داشت که پس از گذران آن دوران، نوبت به متولیان خود جامعه خواهد رسید تا درعرض تداوم تکالیف پدر و مادر به پرورش فرزندان آنان بپردازند که بدین ترتیب بار این تکلیف حیاتی بر دوش معلمین از مدرسه تا دانشگاه قرار خوهد گرفت . و از این جاست که بعداز پدر ومادر به اهمیت واعتبار این طبقه پی خواهیم برد . بنابراین ضروری است که آغاز گفتار این باب را به این گروه ممتاز جامعه اختصاص دهیم .
البته نا گفته نماند که در کنار این دو گروه، روزگار وجود قهری خودرا نیز ظاهر می سازد که به نا آموختگان زندگی درس های فراموش ناشدنی خود را می دهد، و آن زمانی است که پشیمانی دگر سودی ندارد ! بنابراین انگیزۀ جامعۀ مدنی در این است که افراد جامعۀ ما پیش از این که درگیر مکتب قهری روزگار گردند، درس زندگی را از خودی فرا گیرند تا با باری پر بهره دهند و بهره گیرند .
ما هم با یاری خدا، با این دید و انگیزه به گفتار خود در باب معماران جامعه سخنی را آغاز خواهیم نمود .
فصل اول – معماران جامعه :
مقدمه : به نیکی می دانیم که بنای هر کاخی، معماری را می طلبد تا با محاسبۀ دقیق اساس و اجزاء آن، بتواند با ترکیبی صحیح آنرا بر پا دارد، ودر برابر هر حادثۀ غیر مترقبه ای مقاوم گرداند .
مدینۀ فاضلۀ ما نیز کاخی است که اساس و بنیان آن روی زمین پایه گذاری می شود، ولی قلۀ بلند آن اگر رعایت اصول و ضوابط بدست داده شده بعمل آید، به یاری خدا تا به عرش الهی کشیده خواهد شد !
معلمین معماران جامعۀ ما هستند . این طبقه سازندۀ همۀ اقشار جامعه خواهند بود . بنابراین با توجه به همبستگی تمام افراد بهم، به طور عموم هر فردی مدیون این سازندگان شناخته می شود که در اداء دین خود باید در جهت رفاه مادی و معنوی این قشر ارزنده گام بردارد تا آنان هم بتوانند بدون هر گونه دغدغه ای خودرا وقف جامعه گردانند، و موجبات تحقق مطلوب مارا فراهم سازند . لذا در این فصل پیرامون معماران جامعه گفتگوئی را آغاز خواهیم کرد .
بخش اول – معلم از نظر شرائط استخدامی :
منظورما از معلم شخصیتی است که از کلاس اول ابتدائی تا بالاترین مقاطع علمی خودرا آمادۀ تعلیم و بهره دهی از اندوخته های علمی و تجربی خود می سازد . بنابراین از نظر شخصیت اجتماعی بین آنان هیچ تفاوتی متصور نخواهد بود . زیرا اگر آن معلم کلاس اول ابتدائی به معنای مورد نظر جامعۀ ما فاقد صلاحیت علمی واخلاقی و ضوابط حاکمه باشد، قدر مسلم سازندۀ چنان زیر بنائی خواهد بود که تا پایان عمر بنای حیاتی افراد تحت تعلیم خودراکژ خواهد ساخت، و جامعه را گرفتار مصیبت انگل های غیر قابل درمانی خواهد نمود . پس باید گفت که سازنده و نگهدارندۀ اساسی همان معلم کلاس اول خواهد بود که در گزینش او باید نهایت دقت و وسواس را به خرج داد، و در نگهداری یک چنین فرشته ای هم نباید کمترین کوتاهی را بعمل آورد . واز آنجائی که این مقام معنوی را هر کدام بعد ازاو در سلسله مراتب تحصیلی بالاتر تا آخرین آنان که بهرۀ جمع گذشته را تکمیل وبه جامعه عرضه می دارند، خواهند داشت، بنابراین باید بدون هر گونه تفریقی در مقام تامین امنیت زندگی آنان بر آمد تا هر کدام بتواند با دلگرمی به رسالت خطیر خود عمل نماید، و مطلوب جامعۀ مارا بدست دهد . زیرا تا جامعه اقدام به کشت مثبتی بعمل نیاورد، انتظار برداشت محصول مطلوبی را از آن نمی توان داشت !
آنچه که در گزینش یک معلم باید ملحوظ نظر قرار گیرد، حد اقل مبتنی بر موارد زیر خواهد بود :
الف – از نظر اخلاقی و اجتماعی : معلم باید بر مبنای ضوابط باب اول خانواده زائیده و تربیت شده باشد، و هیچ گونه سابقۀ سوئی از نظر رعایت اصول حاکمه در جامعۀ ما از وی ارائه نگردیده. واز حیث خانوادگی فاقد سوء شهرت و متاهل و حداقل هم دارای یک فرزندباشد.
ب – از نظر علمی : معلمین دوره های مختلف تحصیلی از نظر علمی باید دارای موقعیت های زیر باشند :
۱ – معلمین دوره های ابتدائی : این معلمین باید حد اقل دارای مدرک لیسانس جامع با طی دو سال روانشناسی کودک باشند و پس از یک دورۀ کارآموزی یک ساله با قابلیت تمدید یک سال دیگر، و موفقیت در آن به کار گرفته خواهند شد . و در پایان هرسال تحصیلی با داشتن یک ماه فرصت مطالعاتی، در رفع مشکلات شغلی آنان اقدام بعمل خواهد آمد .
معلمین کلاس اول ابتدائی باید از بین معلمینی انتخاب گردند که حداقل دارای چهل سال سن وده سال سابقۀ تدریس در مدارس ابتدائی با حسن سابقه وتجربۀ کاری باشند .
۲ – معلمین مدارس ابتدائی اطفال استثنائی : این اطفال به چند گرده زیر تقسیم می شوند :
گروه اول : اطفالی که دارای استعدادهای خارق العاده ای هستند.
گروه دوم : اطفالی که عقب ماندۀ ذهنی شناخته می شوند .
گروه سوم ، اطفالی که گرفتار ضعف، نقص عضو مادرزادی ویا غیر آن باشند .
معلمین این گروه ها علاوه بر داشتن شرائط معلمین ابتدائی، باید از استعداد خاصی متناسب با موقعیت شغلی خود برخوردار باشند . چون عمل کرد آنان خاصه در مورد دو گروه دوم و سوم، به مثابه اشتغال در یک محیط درمانی است که باید این وضعیت استثنائی مد نظرجامعۀ ما دردگرگونی وضع آنان قرار گیرد . بنابراین اقتضا دارد که این گونه معلمین باداشتن تحصیلات تخصصی متناسب و تجربۀ لازم، بتوانند این گونه اطفال را آمادۀ یک زندگی متعادل گردانند که نه تنها جامعۀ مارا متضرر نسازند، بلکه از جهاتی هم کارساز واقع شوند.
لازم است که این معلمین علاوه بر فرصت مطالعات سالیانۀ دورۀ ایتدائی، هر پنج سال گروهی منتخب از آنان، از سراسر مملکت برای فرصتهای مطالعاتی ویژه به کشورهائی که از نظر علمی پیشرفته تر از ما هستند، برای مدت سه ماه اعزام گردند، تا آخرین تحقیقات و تجربیات علمی را فرا گیرند وبه وزارت متبوع گزارش دهند تا در صورت تصویب در آن مدارس به کار گرفته شوند .
۳ – معلمین دورۀ راهنمای شغلی : در این دوره، دو گروه معلم اشتغال به تدریس خواهند داشت . یک گروه دنبالۀ آموزش های ابتدائی را عهده دار خواهند بود، و گروه دیگر به آموزش های فنی خواهند پرداخت که در سه سالۀ اول باید ازمعلمینی بهره گیری بعمل آید که حد اقل دارای تخصص علمی و فنی با تجربۀ متناسب مهندسی رشتۀ مریوط به تدریس خود باشند . ودر دو سالۀ آخرباید از کارشناسان ارشد به کار گرفته شود . این معلمین همانند سایر رشته ها باید سالیانه یک ماه از فرصت مطالعاتی و تجربی استفاده کنند .
۴ – معلمین دورۀ دبیرستانی : این معلمین باید دارای تمام شرائط و ضوابط معلمین دوره های گذشته یاشند . ودر سه سالۀ اول دبیرستان، با مدرک کارشناسی ارشد و سه سال آخر با مدرک دکتری به کار گرفته شوند . اینان همانند سایر معلمین دارای فرصت مطالعاتی یک ماهه خواهند بود . ولی هر پنج سالی گروهی منتخب از بین آنان به کشورهای پیشرفته اعزام خواهند شد تا ظرف سه ماه به مطالعات اختصاصی پرداخته و بهرۀ کار خود را به وزارتخانۀ متبوع اعلام دارند که پس از بررسی های لازم در صورت تصویب در برنامه های درسی ملحوظ نظر قرار داده شود .
بخش دوم – حقوق وامتیازات :
طبقه ای که خود را وقف جامعه می سازد، شایسته است که جامعه هم بنوبۀ خود بهر کیفیت ممکنه ای به او ارج نهد . و جزء طبقۀ ممتازۀ خود بشمارآورد . بنابراین ذیلا بحد اقلی که باید برای این قشر ممتازه در نظر گرفته شود، خواهیم پرداخت :
الف – حقوق ماهیانه : حقوق ماهیانۀ معلمین باید بر مبنای رفع نیازمندی های یک زندگی مرفه متوسط تعیین گردد . وهر ساله هم با توجه به نرخ تورم و وضعیت بازار توسط هیأت دولت با مشارکت نمایندگانی از معلمین ابتدائی وراهنمای شغلی و دبیرستان های سراسر کشور مشخص و به تصویب دولت برسد، واز اول هر سال به اجرا در آید .
ب – کسور مالیاتی و بازنشستگی : از حقوق معلمین پولی بعنوان مالیات یا کسور بازنشستگی نباید منظور گردد . زیرا حقوق معلم درآمد کسبی شناخته نمی شود تا بتوان ازآن وجهی بعنوان مالیات کسر نمود . وچون حقوق بازنشستگی هم مؤونۀ عمری خدمت او شناخته می شود، فلذا دولت باید راسا اقدام به تامین آن یعمل آورد، و چیزی ازآنان کسر ننماید .
ج – مسکن : دولت مکلف است بمحض استخدام هر معلم، مسکنی متناسب با موقعیت او با امکانات لازمۀ زندگی، بعنوان خانۀ سازمانی در اختیار او قرار دهد، و هر ده سال اقدام به تجدید وسائل مورد استفادۀ او بعمل آورد . و هزینه های مصرفی آب و برق وتلفن .گاز اورا تا سقف معقولی نیز تامین نماید . و وسیلۀ ایاب و ذهاب اورا هم فراهم سازد .
تغییر یا باز سازی این واحدهای مسکونی هر پنج سال یک بار صورت خواهد گرفت . البته واحدهای سازمانی با توجه به موقعیت شغلی افراد خاصه معلمین کلاس های اول ابتدائی، از نظر کیفی متغیر خواهد بود . تا یا دادن چنین امتیازاتی موجبات تشدید انگیزه های پیشرفت وتلاش علمی فراهم گردد .
د – غذا و لباس : در هر وعده غذائی که به دانش آموزان داده می شود، معلمین هم باید از آن امتیازات غذائی بهره مند گردند . ودر موقع آموزش های ورزشی ورزمی، معلمین مربوطه هم از لباس های آمادۀ دولتی استفاده کنند .
ه – از نظر مرخصی : هر معلم حق دارد، سالیانه از دو ماه مرخصی استفاده نماید که با یک ماه فرصت مطالعاتی او،سه ماه خواهد بود . و ماه های تدریس سالیانه هم به نه ماه خواهد رسید .
دولت در ایام مرخصی، تمهیداتی را فراهم خواهد نمود تا چه از نظر هزینۀ سفر و چه اقامت در مقصد، مشکلات و نگرانی برای معلم و خانوادۀ او ایجاد نگردد . وهر پنج سال یک ماه هر معلم با خانوادۀ او وبا هزینۀ دولت حق مسافرت به خارج از کشور را در ایام دو ماه مرخصی سالیانۀ خود خواهد داشت . انتخاب کشورو نحوۀ گردش با برنامه های حساب شده، و با تورهای دولتی خواهد بود .
و – نمایندگی مجلس : بمنظور حفظ حقوق صنفی و نیازهای آموزشی جامعه، از بین معلمین دوره های مختلف سراسر کشور به نسبت هر پنجاه هزار معلم یک نماینده انتخاب وبه مجلس معرفی خواهد شد . ودر کمتر از پنجاه هزار نفر چنانچه از سی هزار نفر وبه بالا باشد نیز یک نفر قابل انتخاب خواهد بود . این امتیاز مانع شرکت معلمین در انتخابات عمومی نخواهد شد .
ز – دورۀ بازنشستگی : هر معلم حق دارد با سی سال سابقۀ کار تقاضای بازنشستگی نماید . ولی در چهل سال سابقۀ کار، بازنشستگی اجباری خواهد بود . مگر اینکه هیأتی از مسؤولین وزارتخانه که یک نفر آنان باید روانشناس باشد، ادامۀ کار اورا برای مدت معینی تأئید نماید که دراین صورت دورۀ بازنشستگی آن معلم در پایان مهلت داده شده آغاز خواهد گشت .
معلمین بازنشسته در انتخابات صنفی مجلس حق شرکت و حتی کاندید شدن را خواهند داشت .
هر معلمی پس از بازنشستگی خانۀ سازمانی خودرا از دست خواهد داد . وباید از مسکنی که در دورۀ نامزدی مالک آن بوده، استفاده نماید . و دولت در آماده سازی آن چند ماه قبل از بازنشسته شدن اقدام خواهد کرد .
فصل دوم – مدارس :
همانطوری که در فصل اول بمیان آمد، مدارس ما شامل دوره های ابتدائی، راهنمای شغلی و دبیرستان خواهد بود که ذیلا به بررسی آنها خواهیم پرداخت :
بخش اول – مدارس ابتدائی :
این دوره از آموزش از هفت سالگی آغاز می شود . ولی زمانی کودکان هفت ساله پذیرفته می شوند که ضوابط دوران گذشته در بارۀ آنان رعایت شده باشد . زیرا در صورت عدم رعایت آنها بعنوان اطفال عقب مانده به مدارس استثنائی هدایت خواهند شد تا پس از رفع نواقص پرورشی آنان، اقدام به ثبت نام در مدارس ابتدائی عادی بعمل آید، ولوآنکه چند سالی با تاخیر دورۀ ابتدائی خود را آغاز نمایند .
دورۀ این مدارس شش سال وازاول مهرماه آغاز می شوند که در مورد کودکان عقب ماندۀ ذهنی وناقص الخلقه و نوابغ، دورۀ ابتدائی آنان جدا خواهد بود که ذیلا ر مورد هر یک از آنها سخنی خواهیم داشت :
الف – مدارس ابتدائی عادی : در این مدارس اطفالی پذیرفته می شوند که حالت عادی داشته، و از نظر رعایت ضوابط گذشتۀ زندگی آنان جهات منفی غیر قابل اغماضی گزارش نشده باشد .
دوران تحصیلی این کودکان به صورت زیر سپری خواهد شد :
۱ – روزانه یک ساعت پرورش بدنی بطور عموم در جهت بدن سازی و حرکات یوگائی، و به طور خاص با شناسائی استعداد کودک در یک یا دو رشتۀ عملیات ورزشی، تمرین و آموزش خواهند دید . و پس از یک استراحت کوتاه برنامۀ بعدی آنهم برای یک ساعت عملیات رزمی زیر نظر وبرنامۀ ستاد ارتش خواهد بود .
در هر سه ماه آزمونی برای شناسائی پیشرفت کار از آنان گرفته خواهد شد تا در صورت مشاهدۀ نقصی اقدام به رفع آن بعمل آید .
در این دو ساعت، ضمن عملیات ورزشی ورزمی باید توجه به انضباط، وقت شناسی و همکاری جمعی داده شود، بگونه ای که این خواسته های حیاتی عادت و ملکۀ اخلاقی ذهن کودکان گردد .
۲ – روزانه دو ساعت خواندن ونوشتن اعم از خط نگاری وانشاء و دیکته و مبادی حساب، تعلیم داده شود . کتاب های درسی کودکان در دو سال اول باید منحصر به یک کتاب، جامع تمام خواسته های آموزشی مقدماتی آنان باشد تا ازبه کار گیری کتب متعدد زده نشوند . وبا باز کردن کتاب درسی خود، آنچه در آن به آنان آموزش داده شده است، تداعی گردد . البته درسال های بعد در حد امکان، این سبک به کارگیری کتاب های درسی نیز باید رعایت گردد .
۳ – هفته ای دو ساعت اقدام به آموزش هنر بنا به ذوق و استعداد طفل، ودو ساعت زبان خارجی و گویش محلی و دو ساعت آموزش سخن رانی وهنر نمائی و مکالمۀ زبان خارجی داده شود .
۴ – تمام برنامه ها باید در کمیسیون های تخصصی در وزارتخانه طرح ریزی شوند، و سالیانه از عموم معلمین در فرصت مطالعاتی یک ماهه آنان، نواقص و مشکلات کاری استعلام، و با ارائۀ پیشنهادات سازنده در بهین سازی برنامه ها، اقدام به اصلاح برنامه های سال درسی بعد اعم از عملیات ورزشی ورزمی تا دروس تئوری و هنری بعمل آید .
۵ – از نظر لباس همۀ دانش آموزان باید متحد الشکل باشند . طرح لباس آنان هم توسط کمیسیون خاصی برای سراسر کشور با در نظر گرفتن وضع آب وهوای هر منطقه ریخته، و دستور اجرای آن داده می شود .
۶ – هر فضای آموزشی باید با رعایت تمام ضوابط بهداشتی از نظر هرگونه آلودگی احداث گردد . ودارای میدان های متناسب با برنامه های رزمی و ورزشی باشد .
۷ – از فضاهای آموزشی روزانه در دو نوبت بهره گیری خواهد شد . یک نوبت از ساعت هفت صبح الی ساعت دوازده ظهر، و دیگری از ساعت سیزده الی هیجده بعد از ظهر خواهد بود که هر ماه دانش آموزان با معلمین آنان از نظر نوبت جا به جا خواهند شد .در دورۀ صبح، صبحانۀ کامل دانش آموزان و معلمین آنان باید فراهم گردد،و بعد از ظهر ها هم عصرانه ای به آنان داده شود .
۸ – چنانچه در دورۀ شش ساله وضعیت طفلی استثنائی شناخته شود، یا به علت حوادثی وضعیت اولیۀ خود را ازدست بدهد، با جلب نظر یک کمیسیون پزشکی وتربیتی، از ادامۀ تحصیل او در دورۀ ابتدائی جلوگیری بعمل خواهد آمد، و به مدارس خاص خود که از نوع مدارس استثنائی خواهد بود، گسیل خواهد شد .
۹ – در برنامه های درسی حتی الامکان باید از وسائل سمعی و بصری استفادۀ مطلوب بعمل آید . از این ابزار در کلیۀ سطوح و امور بهره گیری خواهد شد .
۱۰ – امتحانات دورۀ پایانی ابتدائی، چه در امور ورزشی ورزمی وچه تئوری و هنر، درکشور سراسری و نهائی خواهد بود . و قبول شدگان در امتحانات با معدل هفده به بالا، حق ورود به دبیرستان را خواهند داشت . و بقیۀ قبول شدگان باید به دوره راهنمای شغلی هدایت شوند.
در امتحانات نهائی هوش و استعداد وسرعت عمل دانش آموزان نیز باید سنجیده شود تا شایستگی ورود به دبیرستان را به دست آورند .
۱۱ – چنانچه در دورۀ تحصیلی دبیرستان یا راهنمای شغلی، تغییر وضعیت خاصی در دانش آموزی مشاهده گردد، با پیشنهاد اولیاء مدرسه مورد در کمیسیون تخصصی مطرح خو اهد شد وبا توجه به اوضاع واحوال حادث، اقدام به جا به جائی آن دانش آموزبعمل خواهد آمد . یعنی ممکن است از دبیرستان به دورۀ راهنمائی شغلی و یا بالعکس هدایت شود تا دانش آموزی که می تواند خودرا به مدارج عالیۀ تحصیلی برساند، بلحاظ گزینش اولیه در دورۀ راهنمائی شغلی نماند، ویا کسی که توانائی پبشرفت علمی را ندارد، عمر او به زیان جامعه در این مسیر تحصیل دبیرستانی به هدر داده نشود . واز مسیر طبیعی خود خارج نگردد .
ب – دورۀ ابتدائی محصلین استثنائی : این گروه از دانش آموزان، یا از هوش سرشاریبرخوردارند، ویا بالعکس عقب ماندۀ ذهنی و یا دارای نواقص مادرزادی وغیر آن هستند مانند کرولال و ...
گروه اول که سرشار از هوش واستعداد شناخته شده اند، باید توسط معلمینی آموزش و پرورش داده شوند که دوره های خاصی از تعلیم و تربیت را دیده باشند تا نه تنها نا خواسته موجب تضعیف این گونه کودکان نگردند، بلکه موجبات رشد آنان را در مسیرهای مطلوبی که سازندۀ آیندۀ دور آنان خواهد بود، فراهم گردانند .
این اطفال هم از لباس متحد الشکل گروه الف استفاده خواهند کرد . ولی فضای آموزشی آنان باید متناسب با روحیه و نیاز آنان باشد .
برنامۀ درسی این کودکان صرفا ازساعت هفت صبح تا ساعت دوازده ظهر خواهد بود، وایاب وذهاب آنان با وسیلۀ دولتی صورت خواهد گرفت . وهمان برنامۀ درسی به اجرا در خواهد آمد با این تفاوت که در برنامه های هنری، تقویت هوش و سرعت انتقال فکری باید طرح ریزی گردد .
تدریس زبان خارجی آنان باید بگونه ای طرح ریزی شود که درپایان دورۀ ابتدائی توانائی مکالمه و خواندن و نوشتن آن زبان را فرا گرفته باشند .
گروه های دیگر این مدارس هم باید با استفاده از پیشرفته ترین امکانات جهانی، آموزش و پرورش یابند . معلمین آنان باید درهر مورد علاوه بر شرائط داشتن معلم دورۀ ابتدائی، تخصص کاملی در ادارۀ این گونه کودکان را دارا باشند تا به هر نحو ممکن آنان را آمادۀ ورود به جامعۀ مدنی و استفاده از امکانات آن سازند .
معلمین این گروه از دانش آموزان اعم نوابغ و جا مانده، بنا به پیشرفت حاصل در کارشان از امتیازات ویژه ای برخوردار خواهند بود که توسط کمیسیونی با شرکت بکی از منتخبین آنان تعیین و جهت تصویب به دولت اعلام خواهد شد
فضای آموزشی چنین کودکانی ونحوۀ آموزش و پرورش و نگهداری و تغذیۀ آنان باید توسط یک کمیسیون تخصصی منتخب از معلمین سراسر کشور این گونه مدارس طرح ریزی و به دولت برای تصویب اجرای آن اعلام گردد .
اما اگر طفلی هیچ گونه استعدادی برای پرورش و آموزش نداشته باشد، واین امر به تأئید کمیسیون پزشکی که در ترکیب آن باید یک روان شناس کودک و یک معلم از همان مدارس شرکت داشته باشد، هم برسد، چنین طفلی تحت نظارت مستقیم ادارۀ بهزیستی نزد پدر ومادر، یا در یکی از پرورشگاه های آن اداره، آنهم زیر نظر مطالعات علمی دانشگاه های پزشکی کشور نگهداری خواهد شد . تا از این راه هم امکاناتی بزای تحقیقات دانشجویان و محققین امور روانی فراهم گردد وهم اینکه راه امیدی برای نجات کودک حاصل آید .
از آنجائی که ممکن است این چند گروه از کودکان،بر اثر مرور زمان و یا شرائط خاصی تغییر وضعیت یابند، لذا درهر مورد خاص پس از جلب نظر کمیسیون تخصصی یاد شده، ممکن است در مورد نوابغ رکودی احساس شود که به مدارس ابتدائی گروه الف تغییر جهت داده شوند، ویا در مواردی دیگر با فراهم شدن امکانات درمانی دانش آموزان گروه های عقب مانده و غیر آن به مدارس سطح دیگری جا به جا شوند . ویا اصلا به ادارۀ بهزیستی انتقال یابند .
تاريخ : جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۲ | 9:37 | نویسنده : عبدالمجید زرگر |