قسمت سوم

بخش دوم – دورۀ راهنمای شغلی :

در جامعۀ مدنی ما، یا فرد علیرغم طی دورۀ راهنمای شغلی و داشتن تخصص در کاری، بیکار ومنتظر کاراست که از حقوق بیکاری بهره مند می شود. و یا اینکه با داشتن سلامتی کامل جسمی و روانی، این دورۀ تخصصی را سپری نکرده و سربار جامعه مانده باشد . بنابراین چنین افرادی نه تنها از حقوق ایام بی کاری بهره ای نخواهند داشت، بلکه بعنوان ولگرد دستگیر وبه حکم دادگاه به اردوگاه های کشاورزی اعزام خواهند شد . تا در آنجا پس از طی دورۀ آموزشی لازم با بهره گیری از امکانات زندگی مناسبی، اقدام به توسعۀ برنامه های کشاورزی دولتی بعمل آورند . البته استفاده از این گروه افراد در سایر کارهای عمرانی دولتی بلا مانع خواهد بود .

به کار گیری این افراد، تابع ضوابطی خواهد بود . مثلا اگر ظرف پنج سال کارکرد آنان مورد تأئید قرار گیرد، از اردوگاه ها آزاد و در شرکت های خدماتی به کار گرفته خواهند شد.مگر این که برای ادامۀ کار در همان اردوگاه ها اعلام آمادگی کنند که در این صورت با تمام امکانات قانونی به استخدام دولت درخواهند آمد و ایام تحمل مجازات آنان هم جزء سوابق استخدامی این افراد منظور خواهد شد . بنابرآنچه گفته شد هر فردی از جامعۀ مدنی ما که توان ادامۀ تحصیل در دبیرستان و نهایتا دانشگاه را نداشته یاشد، باید این دورۀ تحصیلی را با توجه به نیاز جامعه در یکی از مشاغل آن ادامه دهد، و به پایان برساند . و پس از اخذ مدرک پایانی در کار تخصصی خود به زندگی طبیعی خویش ادامه دهد .

همانطوری که در بحث های گذشته بمیان آمد، دانش آموزانی به این دوره هدایت می شوند که معدل امتحانات نهائی آنان در پایان دورۀ ابتدائی از ۱۷پائینتر باشد . دوران تحصیلی این مقطع درسی پنج سال خواهد بود که در پایان آن دانش آموز حد اقل به سن کامل ۱۸ سالگی خواهد رسید. در این پنج سال برای دانش آموزان برنامه هائی طرح ریزی و به اجرا در خواهد آمد که متناسب با استعداد آنان و رفع نیازمندی های آیندۀ بازار جامعه باشند .

فضای درسی این دانش آموزان و ساعات درسی وورزشی ورزمی وتغذیۀ آنا ن تفاوت چندانی با دبیرستان ها نخواهد داشت جز آنکه عمدۀ درس ها عملی خواهد بود که در کارگاه های مجهز و مدرن با آخرین تکنولوژی زیر نظر استادانی کحصیل کرده وبا تجربه داده می شود .

بمنظور دادن توجه در پیشرفت این طبقۀ از گردانندگان آیندۀ جامعه، تمام کارها و خدمات دولتی و شرکت های وابسته به دولت باید توسط همین دانش آموزان درحال تحصیل انجام پذیرد تا هم اینکه در هزینه های عمرانی دولت صرفه جوئی بعمل آید و هم این که دانش آموزان با بنیۀ عملی قوی وارد بازار کار جامعه شوند .

حرفه های مورد تدریس باید در حد نیاز تقاضای کار بازار باشد . مثلا اگر در یک شهر نیاز به ۱۲۰۰ آرایشگر باشد، در همین حد اقدام به تعلیم و تربیت آرایشگر بعمل آید . اما این تصور حاصل نشود که یک آرایشگر چه نیازی به پنج سال درس و آموزش دارد ! زیرا فنونی که ارتباط به این رشته پیدا می کند، وباید از آخرین تحولات جهانی بهره گیری گردد، منحصر به اصلاح موی سر مرد یا ارایش یک زن نخواهد بود بلکه در جامعۀ مدنی فرضی ما، از یک چنین حرفه ای انتظاراتی بیش از آنچه معمول است خواهند داشت .

انتظار این است که یک آرایشگر بتواند تمام عوارض وبیماری ها ئی را که ارتباط با حرفۀ او دارند بر طرف سازد، و موجبات رشد و شادابی موهای سر و صورت و حفظ حالت جوانی آنهارا فراهم گرداند . بنابراین یک آرایشگر باید دارای تشکیلاتی مدرن و مجهز به تمام امکانات فنی باشد تا بتواند جوابگوی خواسته های این حرفۀ جامعۀ مدنی ما گردد، و صرف پنج سال عمر در تحصیل و کسب تجربه آنهم از استادان فن عقلائی شناخته شود .

اما اگر فارغ التحصیلان رشته های شغلی بتوانند دیپلم خود را با معدل ۱۹ به بالا به پایان رسانند، و از هوش واستعداد خاصی بهره مند باشند، و این امر به تائید یک کمیسیون تخصصی برسد، حق ورود به دانشگاه را خواهند داشت تا در همان رشته یا رشته های متناسب با آن ادامۀ تحصیل داده، و موفق به اخذ لیسانس یا بالاتر از آن گردند .

ایرادی که ممکن است از این مسیر گرفته شود، در این است که اگر قراربر این باشد که هیچ کس بدون طی دورۀ راهنمائی شغلی، حق ورود به بازار کار را نداشته باشد، پس دستیاران یک آرایشگر وبا مستخدم محل کار او از کجا باید تامین گردد ؟! در اینجا ما به چند راه حل اشاره ای خواهیم داشت : یکی این که یک چنین مشاغلی باید با مشارکت دو یا چند نفر تحصیل کرده، به صورت مؤسسات خدماتی تاسیس وبه ثبت برسند، و با رعایت ضوابط قانونی و با نظارت اتحادیۀ صنفی به کار خود ادامه دهند . ویا از کارگران آزادی که تحت نظارت ادارۀ کار به کارهای خدماتی اشتغال دارند، استفاده بعمل آورند . ویا از محصلینی که به نحوی توانائی ادامۀ تحصیلات خودرا تا مقطع دیپلم نداشته، و یا در سطحی زیر معدل ۱۵ موفق به اخذ دیپلم اشتغال شوند که در صورت اخیر به عنوان معاون واحد شغلی قابل استخدام در یکی از واحدهای ذیربط خواهند بود، و پس از ده سال در صورت تحقق توانائی معاون، و توفیق در آزمون های خاص، حق تاسیس یک واحد شغلی مستقلی را خواهند داشت .

فارغ التحصیلان این حرفه ها به اتحادیه مربوطه معرفی خواهند شد .تا اتحادیه پس از آموزش های لازم، موجبات تاسیس واحد شغلی آنان را چه از نظر محل کسب و چه تجهیزات بطور کامل با تحصیل وام از بانکی بنام بانک اعتبار شغلی فراهم سازد، و آنان را در برابر پرداخت اقساط ماهیانۀ بانکی متعهد گرداند . البته تاخیر در پرداخت اقساط موجب خواهد شد که بیمۀ مشاغل اقدام به پرداخت آنها بعمل آورد، و در صورت ملائت بدهکار به جانشینی بانک، آنها را وصول نماید . اما اگر مکشوف بعمل آید که تاخیر در پرداخت های بانکی مبتنی بر سوء نیت بوده است، از آن جائی که این تخطی با ضوابط جامعۀ مدنی ما در تضاد خواهد بود، بنابراین فرد خاطی به حکم دادگاه مشاغل به مجازاتی متناسب با خطای خود محکوم خواهد شد .

نا گفته نماند افراد این گروه، پس از ورود به جامعه موظف خواهند بود که هفته ای سه روز در یکی از باشگاه ها که عضویت آن را دارند حاضر، و به تمرین هائی که برای او برنامه ریزی می شود، چه از نظر عملیات ورزشی و چه رزمی ادامه دهند تا اینکه در سن ۲۵ سالگی هر کس در یک ورزش خاص مورد علاقۀ و استعداد خود، مدعی قابل قبولی شناخته شود، و از نظر عملیات رزمی در حد یک فرمانده هنگ آموزش نظامی دیده ، وآمادگی کامل در یه کار گیری آنها و توفیق در مانورهای سالیانه داشته باشد .

عملیات رزمی و ورزشی باید تا پایان عمر ادامه یابد، و قصور در آنها علاوه بر مجارات، موجب الزام مقصر در رفع خلأ های ایجاد شده خواهد بود .

بخش سوم – دورۀ دبیرستان :

این دوره اختصاص به محصلینی خواهد داشت که با معدل ۱۷ به بالا امتحانات نهائی دورۀ ابتدائی را سپری کرده باشند . ویا از فارغ التحصیلان مدارس استثنائی از نوابغ آنان خواهد بود که دراین مرحله هم در دبیرستان نوابغ ادامۀ تحصیل خواهند نمود .

دورۀ این دو دبیرستان هر کدام شش سال خواهد بود که باید برای آن دو فضای آموزشی کاملا مناسبی در نظر گرفته شود تا امکان رشد بدنی و فکری دانش آموزان، وتحول آنان در عملیات ورزشی ورزمی فراهم گردد .

دبیرستان نوابغ باید در حاشیۀ هر شهری با فضای سبز گسترده ای به گونه ای مجلل تاسیس شود .و وسیلۀ ایاب و ذهاب دانش آموزان را دولت فراهم خواهد نمود .

کلاس ها از ده نفر نباید تجاوز نماید . و در تدریس باید از تمام امکانات سمعی و بصری استفاده بعمل آید .

روزانه دو وعده غذای کامل یکی صبحانه و دیگری ناهار به دانش آموزان و مربیان داده خواهد شد .

ساعات درسی این دو دبیرستان از هفت صبح تا هفت بعد از ظهر خواهد بود که به کیفیت زیر برنامه ریزی بعمل خواهد آمد :

دو ساعت اولیۀ اختصاص به ورزش و عملیات رزمی و یوگائی خواهد داشت . این برنامه ها باید چنان حساب شده و به اجرا در آیند که در پایان دورۀ دبیرستان، هر یک از محصلین در حد یک فرمانده تیپ آموزش های نظامی را دیده باشد، ودر یکی از فنون ورزشی هم توان شرکت در مسابقات بین المللی را به دست آورد .

پس از دو ساعت اولیه نیم ساعت استراحت خواهند داشت، و بعد از آن درس ها آغاز خواهد می شوند .

برنامه های درسی توسط یک کمیسیون تخصصی طرح ریزی و برای تصویب و اجرا به وزارتخانه ابلاغ می گردد . در طول سال وظیفۀ این کمیته تحقیق و بررسی در سطح جهانی است تا نو آوری های علمی را که متناسب با دورۀ دبیرستانی است، شناسائی و مورد مطالعه وارزیابی جهت عرضه به دبیرستان ها قرار دهد .

در این دوره احیاء آداب و رسوم و گویش های محلی هر شهر ودیاری الزامی خواهد بود .

بخش چهارم – موارد خاصه و استثنائی :

گاهی در مسیر تحصیلات اعم ازابتدائی یا راهنمای تحصیلی ویا دبیرستان، ممکن است علل قهری یا غیر قهری، تحولی را در دانش آموز بوجود آورد که اورا از ضوابط حاکمه در آن دوره خارج سازد، به نحوی که باید به بالاتر یا پائین تر هدایت گردد . در این صورت برای جلوگیری از تالی فاسد ماندن دانش آموز در آن دوره، و یا تضییع حقی ازاو، مسأله در یک کمیسیون تخصصی مطرح رسیدگی قرار خواهد گرفت تا بنا بر تصمیم آن دانش آموز از گروه خود به گروه مناسب حال وی جا به جا شود، ودر صورت لزوم با دادن آموزش هائی، در گروهی که صلاحیت آن را دارد به تحصیلات خود ادامه دهد . تاريخ : یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ | 1:43 | نویسنده : عبدالمجید زرگ



فصل سوم – دانشگاه :



مقدمه : دانشگاه ها را می توان از زمین های هر کشور که سرشاراز کان های گوناگون می باشد، و با ابزار و دانش دانشمندان استخراج و به ثروت بالفعل ملی در می آید، برتر دانست . زیرا نه تنها بهره دهی کان های طبیعی جز با تولیدات انسانی دانشگاه ها امکان پذیر نخواهد بود، بلکه در این سرزمین معنوی می توان به کان های بالقوۀ موجود در دانش پژوهان آن تا کان اکسیر هم دست یافت، و از هر دانشجوئی کانی لایتناهی از زمین تا کشفیات آسمانی فراهم ساخت، وثروت مادی و معنوی ملی را تا خدا بخواهد بالا برد . بنابراین از این ذرات خلقت آدمی که دانشجو نام دارند، با دم پر فروغ استادان می توان پرتو الهی را استخراج نمود و به آنچه فراتر از نیاز بشری است، تا حد قدرت الهی دست یافت، و یک کشور تهی از هر امکان حیاتی را حیات بخش جهانیان گردانید . بهمین جهت شناخت دانشجو و حفظ آن و استادی که توان های بالقوه را به فعلیت در می آورد، از اهمیت خاصی برخوردار خواهد بود . و هر چه از ثروت ملی صرف این ره گذر گردد، ارزشی در برابر بهره دهی بدون تردید آن نمی تواند داشته باشد . لذا براین بیان و مبنی به گفتگوی خود در این فصل خواهیم پرداخت . . و از آنجائی که دانشگاه های علوم پزشکی را بلحاظ ارتباط آنها با اهداف جامعه در امر بهداشت و درمان از سایر دانشگاه ها جدا می پنداریم، لذا سخن خودرا در بارۀ آنها به بابی جدا از آموزش و پرورش، اختصاص خواهیم داد .



بخش اول – فضای دانشگاه :

نظر باینکه این محیط علمی باید به دور از هرناهنجاری باشد . و ازهر حیث و جهت مجهز وکامل ومطلوب زندگی ورشد استعدادها و پرورش دهندۀ جسم و جان دانش جویان گردد . لذا درمکان و بنای آن باید کلیۀ جهات لازمه ملحوظ نظر قرار داده شود، و با به کارگیری طرح های علمی و ابتکاری خصوصا در فضای سبز آن موجبات مطلوب موارد نظررا فراهم گردانید . بنابراین اولا در هر استانی باید فقط یک دانشگاه دولتی آنهم در خارج از یکی از شهر های محروم آن در ضلعی احداث گردد که اجازۀ توسعۀ شهر در آن ضلع قطعا ممنوع اعلام گردد . و آن ضلع صرفا اختصاص به دانشگاه اعم از فضای آموزشی وفضای سبز و میادین رزمی و ورزشی و خوابگاه ها و کوی استادان داشته باشد . ثانیا فضای سبز دانشگاه باید ده برابر جمع فضاهای دیگر اعم از ساختمان ها و خیابان ها و میادین و غیره باشد . آنهم بگونه ای احداث گردد که بین تمام آنها پراکنده و دل انگیز بنظر یرسد . و آبشارهای مصنوعی با جویبار های آب روان در میان آنها جریان داده شود. تا این همه مناظر مهیج و محرک، روان دانشجویان را به سوی مطلوب ما به حرکت درآورد، و دانشجو را همانند طبیعت اطراف خود در راه رشد به تکاچو وا دارد . و در این راستا باید از صاحب نظران برجستۀ معماری و کشاورزی که به اهداف ما آگاهی دارند، بهره گیری بعمل آید . و پس از بهره برداری از استادان ودانشجویان دانشگاه در حفظ و ترمیم و توسعۀ آن بعنوان پاره ای از طرح های درسی آنان استفاده گردد . ثالثا کلاس های درسی کلا در طبقۀ اول با چهار دیواری شیشه ای در جهت فضای سبز و گل کاری و آب نما محصور گردد . میز و صندلی هر دانشجوئی متصل بهم و مجهز به وسائل سمعی و کمپیوتر وابزارهای ضروری دیگر تجهیز شود تا دانشجو به راحتی بتواند در کلاس درس استفاده نماید . در طبقۀ دوم خوابگاه ها و کتابخانه ها احداث گردد تا دانشجو درساعات آزاد خود بتواند، از خوابگاه خود خارج، و در کتابخانه به مطالعه و تحقیقات علمی مورد نظر بپردازد . کتابخانه ها هم باید مجهز به مدرنترین تجهیزات فنی و الکترونیکی و غیر آن که در جهان روز عرضه میشود، باشند تا دانشجویان بتوانند از تمام امکانات در پیشرفت دانش خود و شکوفائی استعداد خویش بهره مند گردند . و در همان فضای خوابگاه ها غذاخوری های استاندارد با آشپرخانه احداث گردد تا سه وعده غذای دانشجویان از طرف یک کمیسیون تخصصی درامر تغذیه تهیه، و به آنان داده شود . چنانچه این طبقه کافی برای خواسته های بالا نباشد، می توان از طبقات بالاتر بدون کمترین صرفه جوئی رفع نیاز بعمل آورد .



کوی استادان هم باید در نزدیکی فضاهای آموزشی، بصورت آپارتمان با مساحت حد اقل ۲۰۰ متر مربع بنا به موقعیت استادان با تمام امکانات زندگی احداث گردد، و هر پنج سال یک بار با جلب نظر ساکن بازسازی شود . این واحدها تا زمان بازنشستگی در اختیار آنان باقی خواهند ماند . و پس از بازنشستگی مشابه آن در همان شهر احداث و با تملیک آن به او واگذار خواهد شد .



دانشکدۀ هنرهای زیبا، باید متناسب با هنرهای آموزشی احداث گردد، و سالن های نمایشی در کنار آن ایجاد شود تا دانشجویان بتوانند در مواقع لزوم درآن سالن ها هنر خودرا ارائه دهند، و محلی مناسب برای تماشای سایر دانشجویان هم باشد .



دفتر مرکزی دانشگاه باید در کنار فضای آموزشی در چند طبقه در حد نیاز احداث گردد، و در اختیار هر استادی بنا بر نیاز او اتاقی مجهز به تمام وسائل فنی با کتابخانۀ اختصاصی قرار داده شود . و در دفتر مرکزی هم یک مرکز ارتباط بین المللی احداث گردد تا استادان بنوانند با تمام مجامع علمی جهانی بدون هر گونه واسطه ای ارتباط داشته باشند، وبه تبادل اطلاعات پردازند .



هر استادی بنا بر نیاز خویش می تواند یک مرکز تحقیقات تکمیلی را ارائه دهد تا برای او احداث شود .



در دانشگاه مرکزی بعنوان مرکز نظارت مرکب از افرادی منتخب از بین استادان، و توسط آنان دائر خواهد شد تا مرتبا عملکرد دانشجویان و استادان و هر فرد شاغل وساکن در شهر دانشگاهی را کنترل کند، و در رفع نواقص وناهنجاری های احتمالی ونا به سامانی های حادث از هر حیث و جهت گام بردارد . و در صورت لزوم در مورد دانشجو مسائل را به کمیته های انضباطی دانش جویان که در هر کمیته یک دانشجو به انتخاب دانشجویان شرکت خواهد داشت، و در مورد استاد به کمیتۀ خاص او، و بالاخره غیر آن دو گروه هم به کمیتۀ سایر شاغلین درشهر دانشگاهی، ارجاع و بنا بر تصمیمات متخذه از طرف کمیته ها اقدام بعمل خواهد آمد . تصمیمات کمیته ها در حکم احکام قضائی شناخته می شوند، ولازم الاجرا خواهند بود . اعتراض به تصمیمات کمیته ها در کمیته های تجدید نظر بعمل خواهد آمد .



ضرورت توجه به این مسائل، در اینست که اگر دانشجوئی از هر حیث صلاحیت ادامۀ تحصیل خودرا از دست بدهد یا گرفتار تنگناهائی گردد که باید در رفع آنها همت گماشت، و یا ضعفی در تبعیت او از ضوابط حاکمه مشاهده شود، کمیته اقدام به رفع آنها با تصمیمات منخذۀ خود خواهد نمود تا به مرورزمان یک خطای جزئی موجب گسترش آن و تغییر مسیر جامعۀ مدنی ما از نظر مطلوب علمی واجتماعی آن نگردد . در این صورت اگر استاد یا دانشجوئی از دانشگاه اخراج گردد، مسأله باید به ادارۀ کار گزارش شود تا به کیفیتی از سقوط فرد اخراجی جلوگیری بعمل آید . واگر به حدی از نا هنجاری رسیده باشد که به حیثیت اجتماعی دیگران آسیب می رساند، باید به اردوهای کشاورزی گسیل داده شود تا به زندگی تازۀ خود در آنجا ادامه دهد .



بخش دوم – استاد :



الف – گزینش استاد : از آنجائی که این مقطع درسی، مقطع تکامل علمی ما در جهان روز خواهد بود . و همان طوری که درمقدمه بمیان آمد، حبات بخش جانعۀ هر کشور شناخته می شود، بنابراین در گزینش دانشجو خصوصا استاد باید نهایت دقت و وسواس را به خرح داد تا زمین قابل کشتی بیک شوره زار تبدیل نگردد، و این توفیق حاصل شود که فارغ التحصیلان ما تماما محقق و پژوهندگان دانش بشری گردند . وبالفعل این توان حاصل آید که دانش و تکنولوژی در جامعۀ ما روز به روز شکوفتئی خودرا در سطح جهانی ظاهر سازد، و از صادرکنندگان اصلی آن به جهان خارج گردد . لذا در استخدام استادان باید به موارد آتیه توجه کامل بعمل آید :



۱- ضوابط جامعۀ مدنی ما از ولادت تا زمان استخدام استاد رعایت شده باشد .



۲- در ورزش وعملیات یوگائی، در ردیف مدعیان جهانی درآمده باشد .



۳- از نظر رزمی باید درحد یک فرمانده لشکر درامور زمینی یا دریائی و یا هوائی آموزش دیده باشد .



۴- از سلامتی کامل روحی و جسمی برخوردار باشد .



۵- متاهل واز نظر سنی ۲۵ سال به بالا باشد، ودر رعایت ضوابط جامعۀ مدنی جهات منفی از او گزارش نشود . مگر در موارد خاصه که مسأله باید به تآئید شورای استادان برسد . اما در گزینش فارغ التحصیلان دانشگاه نوابغ، از هر حیث گزینش تفاوت خواهد داشت، و در صلاحیت شورای دانشمندان خواهد بود .



۶ – دارای مدرک تحصیلی تخصصی فوق دکترا در رشته ای که قصد استخدام دارند .



با جمع شرائط بالا، حق تدریس در مقطع کارشناسی را خواهند داشت . و پس از ده سال تدریس دراین مقطع، واستفاده های مطلوب از فرصت های مطالعاتی سالیانه داخل کشور، وپنج سال یک بار خارج وعدم تخطی از نظامات جامعۀ مدنی در تمام شؤون، حق تدریس در مقطع بالاتر تا درجۀ دکترا را به دست خواهند آورد . و مجموعا پس از بیست سال تدریس با رعایت کلیۀ ضوابط فوق، در صورت ارائۀ ابتکارات یا اختراعات و یا نظریات علمی منحصر به فرد، وتائید آنها درمجامع علمی داخل و شورای دانشمندان و مراجع بین المللی، حق تدریس درمقطع نهائی را به دست خواهند آورد . و در این مقطع از نظر حقوق ماهیانه محدودیتی هم نخواهند داشت .



ب – استادان از امتیازات ویژه ای برخوردار خواهند بود که ذیلا به ذکر پاره ای از آنها می پردازیم :



۱- مسکن : همان طوری که در بحش اول بمیان آمد، هر استادی بنا به فراخور درجه و سمت علمی او در کوی استادان که در مجاورت فضای آموزشی احداث خواهد شد، یک آپارتمان با تمام تجهیزات خواهد داشت که تا پایان دورۀ خدمت از آن بهره مند خواهد شد . و در دورۀ بازنشستگی هم درهمان شهر به کیفیتی که میان آمد یک واحد ملکی احداث و بعنوان پاداش دوران خدمت به تملیک وی درخواهد آمد تا بقیۀ عمر خودرا درجوار محل خدمت خود سپری گرداند، و درمواقع لزوم از وجود او بهره گیری بعمل آید . اما اگر قصد جا به جائی از آن شهر راداشته باشد، با ارزیابی دانشگاه بهای آن به او پرداخت خواهد شد تا به بازنشستۀ دیگری واگذار گردد ، و آن کوی از حالت مطلوب خود خارج نشود .



استادان تا سقف مشخصی از آب وبرق و گاز وتلفن مجانی بهره مند خواهند شد .



۲- حقوق : حقوق استادان توسط هیأت دولت با مشارکت سه نفر از استادان دامشگاه ها با انتخاب سراسری آنان، تعیین و به تصویب دولت خواهد رسید . و همه ساله با توجه به جمیع اوضاع واحوال، در آن تجدید نظر خواهد شد . البته استادان مقطع فوق دکترا از موقعیت استثنائی برخورداربوده، ومحدودیتی در پرداخت حقوق نخواهند داشت . مگر اینکه با اعلام کمیتۀ انضباطی، شورای دانشمندان برداشتی را غیر متعارف اعلام دارد که در این صورت، این امتیاز ازاو سلب خواهد شد وحقوقی در حد آخرین سقف استادان دورۀ دکترا به او تعلق خواهد گرفت .



۳ – مرخصی : استادان مقطع کارشناسی تا دکترا سالیانه دارای یک ماه فرصت مطالعاتی ودو ماه مرخصی خواهند بود که با هزینۀ دولت ایام مرخصی خودرا در هر نقطه ای از کشور که مایل باشند، سپری گردانند . وهر پنج سال یک ماه با هزینۀ دولت با رعایت ضوابط خاصه ای حق مسافرت به خارج از کشوررا خواهند داشت .



استادان دورۀ فوق دکترا می توانند در هر سال تحصیلی سه مرتبه تقاضای رفع خستگی نمایند تا در هر بار یک هفته در محل به استراحت پردازند . و چنانچه هر استادی احساس ضعف یا مشکل دیگری داشته باشد، واحد رفاه دانشگاه باید با استفاده از تمام امکانات بهداشتی ودرمانی در رفع آن بکوشد . وتا بهبودی وآرامش کامل حق استفاده از مرخصی درمانی را خواهد داشت . سقف این مدت شش ماه خواهد بود که در غیاب او از استادا ن جانشین استفاده بعمل خواهد آمد .اما اگر ظرف این مدت بهبودی قطعی حاصل ننماید، با همان امتیازات یک استاد تمام خدمت بازنشسته خواهد شد .



۴ – بازنشستگی : دوران خاصی برای بازنشستگی استادان وجود ندارد . مگر اینکه خود استاد بعد از سی سال خدمت متقاضی بازنشستگی باشد، ویا علیرغم تمایل وی به ادامۀ خدمت بلحاظ شرائط خاصی صلاح در بازنشستگی او دیده شود که پس از جلب نظر یک کمیسیون تخصصی از بین استادان ولدی الاقتضاء شورای پزشکی حکم بازنشستگی آن استاد صادر می شود که در این صورت با همان سقف حقوق زمان اشتغال بازنشسته خواهد شد .



ودر مورد استادان ویژه ای که در بالاترین مدارج دانشگاهی تدریس می کنند، در صورتی که تابع تصمیمات شورای دانشمندان باشند، محدودیتی در بین نخواهد بود . و گرنه اگر بخواهند از جامعۀ علمی کناره گیری نمایند، اخرین سقف حقوق استادان دورۀ دکترا برای آنان منظور خواهد شد . ودر مورد فوت آنان نیز این حکم جاری خواهد بود .



۵- نمایندگی مجلس : بمنظور حفظ حقوق صنفی استادان از یک طرف و برنامه های آموزشی وپرورشی دانشگاه های کشور، وسایر مبتنی بر آنها از طرف دیگر، از هر پانصد استاد و کمترازآن یک نفر از سراسر استادان کشور انتخاب و به مجلس راه خواهد یافت . هر استادی فقط دارای حق یک رای خواهد بود، ودر انتخابات عمومی مجلس نیز حق شرکت خواهند داشت .



بخش سوم – گزینش دانشجو :

دانشجویانی از دبیرستان ها به دانشگاه راه خواهند یافت که اولا تمام ضوابط جامعۀ مدنی مارا رعایت کرده باشند . واگر نقصی دربین باشد، نسبت به رفع آن اقدام بعمل آورند، واز سلامتی جسمی و روانی کاملی هم برخوردار باشند . مگر در موارد خاصه، مثلا از مدارس استثنائی فارغ التحصیل شده که بنا بر تصمیم یک کمیسیون تخصصی، تمام یا پاره ای از ضروریات نادیده گرفته خواهد شد . ثانیا ملاک دیگر پذیرش دانشجو تا حد نصاب فضای آموزشی دانشگاه ها که آنهم در هر رشته مبتنی بر نیاز جامعۀ ما خواهد بود، از بالاترین معدل امتحانات نهائی دانش آموزان چه از نظر علمی و چه عملی درامور ورزشی ورزمی گرفته خواهد شد . ثالثا دشته های دانشگاهی باید برمبنای شناسائی استعداد داوطلبان عرضه گردد . بنابراین در مورد سایر فارغ التحصیلان دبیرستانی که به دانشگاه راه نمی یابند، باید یک دورۀ دو ساله کاردانی در رششته های تولیدی خصوصا کشاورزی، دامداری، پرورش ماهی، کشت میگو و مرغ داری وامثال این تولیدات را سپری گردانند و وارد بازار کار این رشته های تولیدی شوند . ویا برای امور اداری تربیت گردند . در به کار گیری این جوانان در باب اشتغال سخنی خواهیم داشت .



اما اگر عدم استعداد دانشجویان پذیرفته شده، در ضمن تحصیل آشکار گردد، وامکان تقویت آنان میسر نباشد، با جلب نظر یک کمیسیون تخصصی از ادامۀ تحصیل آنان با حکم کمیتۀ انضباطی جلوگیری خواهد شد، ودر زمرۀ دیپلمه های پذیرفته نشده، با لحاظ اولویت اقدام در به کار گیری آنان خواهد شد .



بخش چهارم – نوابغ دبیرستانی :

از آنجائی که این گروه از دانش آموزان با جذب سرمایۀ هنگفت ملی، دورۀ دبیرستان را سپری می کنند .و هدف ماهم استخراج ما به درون خدادادی آنان خواهد بود تا در معرض بهره دهی جهانی درآیند. بنابراین در ورود آنان به دانشگاه باید بدون هرگونه امساکی به آنان میدان حرکت داد تا بتوان کماهی حقه ذخائر بالقوۀ آنان را به فعلیت در آورد، ودردها و نیازهای جامعۀ خود وسایر جوامع بشری را برطرف نمود، وبه آنچه بشر شایستگی آن را پیدا می کند دست یافت .



برای تربیت این گوهرهای خدادادی باید دانشگاه های علوم پایه و پزشکی و دو وزارتخانۀ متبوع آنها با یکدیگر همکاری داشته باشند . و با یک برنامۀ هماهنگ به آموزش و پرورش اینگونه دانشجویان همت گمارند که ذیلا به شمه ای از آنها خواهیم پرداخت :



۱- در بهترین نقطۀ آب وهوائی کشور درفضای دانشگاه آن منطقه دانشگاه آنان بصورت برج زیبائی احداث گردد .



۲- رشته های پزشکی و علوم پایه در یک فضای آموزشی منظور گردد تا امکان هماهنگی دو وزارتخانه فراهم شود .



۳- از استادانی بهره گیری بعمل آید که خود آنان از استعداد و هوش ویژه ای برخوردار باشند .



۴- ازآنجائی که دورۀ این دانشجویان همانند بعض دانشجویان دانشگاه ها شبانه روزی خواهد بود، بنابراین برای جلوگیری از اثرات نامطلوب دوری آنان از خانواده، باید پیش بینی های لازم را در رفع خلاء های روانی این مسأله بعمل آورد .



بخش پنجم – برنامه های درسی :

برنامه های دانشگاه ها همانند دوره های تحصیلی پیش از آن، منحصر به برنامه های درسی نخواهد بود . بلکه چون هدف ما ساختن افرادی سالم و کامل از نظر روحی و جسمی است، بنابراین باید پیرو برنامه های دبیرستانی هر دانشجو در یک رشتۀ ورزشی خاص، ودرخود استعداد وی در معرض آموزش وتمرین قرارداده شود تا به نقطۀ نهائی هدف ما در آن رشته دست یابد، واز نظر رزمی هم زیر نظر استادان برجستۀ نظامی به تکمیل آموزش های تئوری و عملی نائل گردد .



برنامه های ورزشی باید روزانه یک ساعت ورزمی هفته ای سه ساعت اجرا گردد . و شرط صعود دانشجو از یک ترم به ترم دیگر درسی منوط بر توفیق درآن دو مورد شناخته شود، و گرنه ادامۀ تحصیل او در ترم بعدی معلق خواهد ماند تا امتیارات مورد نظر را در عملیات رزمی وورزشی به دست آورد. مگر اینکه مورد خاصی حادث گردد که آنهم با جلب نظر کمیسیون تخصصی معاف از تمام یا بعض از آن تکالیف شناخته شود .



اما برنامه های درسی : از آنجائی که دانشگاه جایگاهی برای تربیت آینده سازان جامعه خواهد بود، لذا باید از ارائۀ دروسی که در رشته های تحصیلی دانشجویلن کارآئی ندارند، خودداری بعمل آورد، وبا جدیدترین متد آموزشی رشته های مورد نیز تدریس گردد .



هر استادی باید هشت ساعت در دانشگاه حضور فیزیکی داشته باشد که شش ساعت آن را در آطاق کار خود به تحقیق و بررسی در کسب آخرین اطلاعات علمی برنامۀ مورد نظر روزانۀ خود سپری سازد .



برای دسترسی استادان به آخرین اطلاعات علمی جهانی باید در وزارتخانه یک مرکز اطلاع رسانی دائر گردد تا روزانه در تمام زمینه ها آخرین اطلاعات را جمع آوری و آمادۀ بهره برداری قرار دهد . تا استادان بتوانند با ارتباط با آن مرکز نیازهای علمی روزادۀ خودرا بر طرف سازند . بنابراین تدریس در دانشگاه ها عموما بصورت کتاب وجزوه نخواهد بود، بلکه بیشتر با ید با استفاده از فن آوری بعمل آید تا دایشجو این احساس را داشته باشد که همیشه در خدمت استاد حضور فیزیکی دارد .



اما دروس دانشگاهی باید توسط وزارتخانه با درنظر گرفتن ارزش های آنها و فقط با ارائۀ سر فصل ها اعلام گردد تا استادان با استفاده از اندوخته های علمی خود و مراجعه به سایر منابع ومرکز اطلاع رسانی فصول درسی را تکمیل، و با تشریح آنها بصورت cd در اختیار دانشجویان قرار دهند .



بخش ششم – نظارت دانشجویان :

از آنجائی که دانشجویان هر مملکتی را باید از اقشار ممتازۀ آن به حساب آورد . بنابراین حق خواهند داشت تا در رفع خلاء های دوران تحصیلی خود، مراتب را جهت طرح در مجلس به نمایندگان منتخب از ناحیۀ استادان اعلام دارند تا اقدامات لازمه را در مجلس معمول دارند، و نتیجۀ تصمیمات متخذه را به اظلاع دانشجویان برسانند .



باب سوم - وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی :



مقدمه : از آنجائی که صحت وامنیت ازنیازهای اولیه و حیاتی آدمی بشمار می آیند، وبا فقدان هر کدام حیات مطلوب آدمی مواجه با تهدید خواهد شد . واینکه جامعۀ مدنی ما در حد شایستگی نیزتکلیف در تامین هردورا خواهد داشت، وبا بهره گیری از دو باب گذشته زمینه برای وصول به مقصود فراهم خواهد گشت، بنابراین درباب فعلی وباب بعدی به هر دو پرداختی خواهیم داشت تا بیاری خدا افراد جامعه در کمال تندرستی و امنیت اجتماعی، وجود خودرا به آنچه که باید باشند، ظاهر سازند، و بسوی مطلوب نهائی که همدلی و وحدت اندیشه خواهد بود، راه یابند . وتنی با ترکیبی از میلیون ها تن را بوجودآورند، و جهانیان رابه وجود قدرت الهی دراین تن توانمند شگفت زده سازند، ودوستدار خود گردانند . وچون در این باب انگیزۀ ما تامین سلامتی افراد است، بنابراین تلاش ما باید مصروف این زمینه گردد که کسی مبتلا به بیماری و دچار درمان آن نشود . واین مهم حاصل شدنی نیست مگر این که امر بهداشت در اولویت کار قرارگیرد که با توجه به ضوابط آمده در دو باب گذشته، تامین این هدف دراین باب آسان خواهد بود . زیرا در جائی که افراد جامعه چه از نظر جسمی وچه روحی از زمان بارداری تحت مراقبتهای ویژه ای قرار دارند، قدر مسلم افرادی تندرست خواهند بود که دولت هم در عرض آن به تقویت آن خواهد پرداخت . واین امر جز با رعایت اصول بهداشت عمومی و محیط زیست میسر نخواهد شد . وتامین آنها از جانب دولت هم تکلیف چندانی نخواهد داشت . زیرا از یک طرف آموزش های عمومی واز طرفی کنترل دقیق مواد مصرفی از خوردنی و غیر آن وایجاد یک فضای سالم زندگی که بخواست خدا دراین باب به آن خواهیم پرداخت، این مطلوب را به راحتی به دست خواهد داد . ودر نتیجۀ مردمی خواهیم داشت که شادی و خلق نیکو در سرشت آنان باقی خواهد ماند انشا الله .



برای آغاز کاربه همان بهداشت تحت فصل اول سخنی خواهیم داشت .و پس از آن به دو فصل آموزش پزشکی ودرمان این باب به پایان خواهد رسید .



فصل اول – بهداشت :

بدیهی و مسلم است که هر بیماری را عموما باید زائیدۀ ضعف قوای بدنی و عدم رعایت بهداشت دانست . بنابراین ضمن تکلیف هر فرد در دفاع از خود، دولت بنمایندگی از طرف عموم مردم مکلف به توجه به این مطلب اساسی خواهد بود تا ضمن تامین سلامت و تندرستی افراد جامعه، خودرا از بار مالی درمان که بسیار سنگین تر خواهد بود، رها سازد . و مردم هم از اثرات طبیعی سوء هر بیماری، هر چند بصورت یک خاطرۀ ضعف زمانی بشمار گرفته شود، درامان خواهند ماند که با توجه به مثل معروف عقل سالم دربدن سالم، جامعه ای خواهیم داشت که افراد متشکلۀ آن با تندرستی جسمی وروحی، از چنان توان اندیشه ای برخوردار خواهند شد که مفهوم واقعی از زمان را حذف خواهند نمود، و پیشرو جهانیان خواهند گردید . و از آنجائی که این جهان گسترده وپهناور بلحاظ سرعت ارتباطات و هم بستگی ملت ها، نسبت به چند قرن پیش، کوچک و بصورت یک دهکده بزرگ درآمده است . بنابراین بهمین نسبت ولی معکوس بیماری ها انواع گوناگون جهانی خودرا در هر جا ظاهر ساخته، وتهدید آنها از درون مرزها به برون از آنها کشیده شده است که بعنوان بیان علت این گسترش و سبب تنوع بیماری ها می توان به موارد زیر اشاره ای داشته باشیم :



حمل ونقل کالاها اعم از غذائی وغیرآن، و مسافرت های روزانۀ افراد و گازهای گلخانه ای حتی دورترین نقاط دنیا را می توان از آن جمله بشمار آورد که دولت باید با برنامه ریزی های تخصصی در هر مورد خاص، صیانت جامعه را در برابر آنها فراهم سازد . بنابراین امر بهداشت منحصر به فرد و محیط اطراف او نخواهد بود، بلکه محیط گستردۀ جهانی را در بر می گیرد که باید تمام افراد در برابرآنها از زمینی گرفته تا هوائی، حمایت شوند تا مردم بتوانند با رشدی متعادل، با بهره دهی و بهره گیری مطلوب به زندگی طبیعی خود ادامه دهند .



مشکل بهداشت را جامعۀ مدنی ما با توجه به دو باب گذشته، وآنچه که درآینده بمیان خواهد آمد، حل خواهد کرد . وکسی از افراد این جامعه نباید بیمار گردد. و در صورت مشاهدۀ کمترین کسالتی، مسؤولین بهداشت باید با اعلام آن در رسانه ها، علل آن را شناسائی ودر مقام رفع و جلوگیری از تکرار آن برآیند . زیرا با داشتن بدن هائی سالم و نیرومند و طبیعت مطلوبی که در اطراف خود خواهیم ساخت، توان دفاع و سرکوب هر خطر بیماری را خواهیم داشت و کمترین موجبی برای یروز هر گونه بیماری بوجود نخواهد آمد . بنابراین لازم است که به چگونگی ساخت طبیعت پیرامون خود گفتاری داشته باشیم که دراین زمینه به دو بخش زیرخواهیم پرداخت :



بخش اول – محیط زیست به طور کلی :

از آنجائی که محیط زیست برای هر جانداری اعم از گیاه وحیوان، دارای اهمیت بسزائی خواهد بود . و کمترین بی توجهی اثرات سوء برزندگی آنها ظاهر خواهد ساخت . بنابراین باید سازمانی تحت این عنوان زیر نظر معاونت بهداشت وزارتخانه تشکیل شود، و مسؤولیت حفظ محیط زیست کشور را عهده دار گردد . واز هر کوشش وتلاشی برای تحقق اهداف ما فرو گذار نباشد . وبا هر متخلفی با مجازات های مدنی برخورد جدی بعمل آورد .



سازمان محیط زیست باید با مطالعات علمی محل احداث کارخانه های تولیدی اعم از صنایع سنگین وسبک، غذائی وغیر غذائی ویا هر گونه محل تولیدی را دقیقا روشن سازد، وبا کنترل آنها از آلودگی هوا و آب های تحت الارضی و سطح الارضی جدا جلوگیری بعمل آورد .



سازمان محیط زیست باید در احداث فضاهای سبز درون و برون شهری دقت لازم را داشته باشد تا از غرس هرگونه درختی به صرف سبز بودن آن جلوگیری بعمل آورد . واجازۀ غرس درختانی را بدهد که علاوه بر تامین مطلوب بهداشتی ما، برخوردار از بهره های اقتصادی هم باشد .



در احداث واحدهای تولیدی باید ده برابر فضای آنها، فضای سبز در اطراف آن واحدها بوجود آید . واین فضا به تملک مالک واحد تولیدی درخواهد آمد . بی توجهی در نگهداری آن، موجب تعطیلی آن واحد تا رفع نقص موجود خواهد شد . واگر این اقدام در ضرب الاجل تعیین شده، مؤثر واقع نگردد یا از ابتدا مکشوف شود که بی تاثیر خواهد بود، سازمان محیط زیست واحد تولیدی را پس از تحصیل حکم مراجع قضائی، به دیگری واگذار خواهد نمود . و وجوه حاصله پس ار تصفیه حساب های متعلقه به مالک اولی پرداخت خواهد شد .



سازمان محیط زیست باید در احداث شهرها وخدمات شهری از قبیل دفع فاضلآب و آشغال منازل و اماکن عمومی، نهایت توجه را داشته باشد تا موجبات کمترین عفونت وآلودگی فراهم نگردد، وبا افراد خاطی برخورد جدی قضائی بعمل آید .



لازم به ذکر است که تکرار این برخوردها با افراد خاطی این توهم را بوجود نیاورد که جامعۀ ما یک جامعۀ دیکتاتوری است، بلکه این ها قواعد عمومی است که هر کس باید خودرا موظف به رعایت آنها بداند . زیرا اولا باتوجه به کیفیت تربیت افراد تحت دو باب گذشته، امکان خطا بسیار نا چیز خواهد بود . ثانیا این تهدیدات ساختۀ خود جامعه بوده، وصرفا دامنگیر افرادی خواهد شد که علیرغم آن همه وسواس در حفظ و نگهداری خود آنان، مرتکب خطائی می شوند که جامعه را به خطر می اندازند . بنابراین چاره ای جز برخورد با آنان نخواهد بود، آنهم برخوردی که نهایتا خود آنان نیز از آن بهره مند خواهند شد .



ضمنا سازمان محیط زیست مسؤولیت خواهد داشت تا در کیفیت فضای سبز درون و برون شهرها اعم روستاها و راه های ارتباطی نظارت وبرنامه ریزی اجرائی منظمی داشته باشد، و قائل به هیچ تفاوتی در اتخاذ خط مشی بین آنها نگردد . البته در باب شهر سازی در این مورد گفتاری جداگانه خواهیم داشت .



بخش دوم – بهداشت شهری :

از آنجائی که محل اسکان مردم اعم از شهر وروستا خواهد بود. بنایراین حفظ بهداشت آنها برای دولت یکسان بوده، وباید سازمانی تحت عنوان سازمان بهداشت شهری تشکیل شود، وعهده دار این مهم گردد . این سازمان مکلف خواهد بود با کنترل گستردۀ خود، مردم را از هر نوع آلودگی اعم از آب، هوا، صوتی، خوردنی، نوشیدنی، پوشیدنی و غیر آن تحت پوشش قرار دهد . وبرای این اهداف سازمان بهداشت شهری باید با استفاده از متخصصنی در هر مورد برنامه های جامعی را تنظیم وارائه دهد، ومسؤولین ومردم را مکلف به رعایت آنها نماید .



مواد نوشیدنی وخوردنی باید به کیفیتی به مصرف کننده عرضه گردد که نه تنها از هر گونه مشکل بهداشتی به دور باشند، بلکه حتی الامکان تاره بدست مصرف کننده برسد. ومیوه وتره بار ومواد پروتئینی وفراورده های لبنی حتی الامکان روزانه توزیع و مصرف شود . و در تهیۀ آنها هم باید نهایت دقت را به خرج داد تا با کیفیت کاملا طبیعی عرضه گردند، ومصرف کننده از مصرف آنها لذت ببرد .



سازمان بهداشت شهری باید با برنامه های زمان بندی مناسب تمام افراد را از نظر سلامتی جسمی وروانی تحت آزمایش مستمر داشته باشد تا در صورت مشاهده یا احساس تهاجمی، در رفع آن همت گمارد .وبدن را در برابر هر عارضۀ سوئی مقاوم سازد . این سازمان برای جلوگیری از حوادث غیر مترقبه باید پیش بینی های لازم را بعمل آورد . ومحیط زیست را در برابر آنها ایمن سازد . و برای حصول نتیجۀ مطلوب، دراحداث شهرها وروستاها وطرق و شوارع، باید برنامه های فنی لازم الاجرای خود را برای تصویب به شورای دانشمندان و نهایتا به دولت ارائه دهد .





فصل دوم – درمان :



مقدمه : نظر باینکه بیماری درجامعۀ ما بک ناهنجاری شناخته می شود، و با وجود وسواس مسؤولین در تامین تندرستی افراد خود انتظار هیچ گونه بیماری را برای کسی نمی توانند داشته باشند . بنابراین در صورت بروز آن در فرد یا افرادی، با دید یک حادثۀ غیر مترقبه با آن برخورد خواهد شد که باید علاوه بر درمان بیمار، علل آن را که ممکن است درفرد یامحیط او باشد، شناسائی کرد و به سازمان بهداشت اعلام نمود تا زمینه های نا مساعد شناخته شده را بر طرف سازند . واز تکرار آن جلوگیری بعمل آورند .واگر فرد یا سازمانی در ایجاد آن زمینۀ نا مساعد، چه بطور مستقیم یا غیر مستقیم دخالتی داشته باشد، تحت تعقیب و مجازات مدنی قزاز داده شود. بنابراین امر درمان از هر حیث روحی و جسمی از تعهدات دولت بشمار خواهد رفت. و باید با نگرانی کامل با آن برخورد نماید . زیرا در جامعۀ ما هر فردی بمنزلۀ یک بنای انسانی شناخته می شود و بیماری نشانۀ تخریب آن بنا خواهد بود که به راحتی نمی توان از چنین تخریبی گذشت ! بنابراین در طول بهداشت، درمان قرار می گیرد تا هر جا که بهداشت کمبود و عدم توانائی خودرا ظاهر سازد، درمان به یاری آـن در آید . پس موضوع گفتار ما ترکیبی از بیمار و بیمارستان و کیفیت درمان خواهد بود که در سه بخش آتی به آنها خواهیم پرداخت :



بخش اول – بیمار :

بیمار کسی است که این باب بخاطر اعادۀ سلامتی او بمیان آمده است، و دولت خودرا متعهد ساخته است، اورا تندرست و پابرجا نگه دارد تا با به فعلیت درآوردن گنج های بالقوۀ او، جوابگوی خدمات بی حساب ارائه شدۀ دیگران گردد .



تعریف جایگاه بیمار در جامعه، صرفا دادن توجه به مسؤولین این باب به اهمیت موضوع عمل کرد آنان خواهد بود . تا با به کار گیری تمام توان علمی و فکری خود، مطلوب جامعۀ مارا که تندرستی است فراهم سازند .و به اداء دین خود به جامعه ای که خود مفروق از آن نخواهند بود، بپردازند . بنابراین با چنین دیدی باید به ساختار این باب در بخش های بعدی پرداخت .



بخش دوم – بیمارستان :

این بخش به نوبۀ خود از دو قسمت با اهمیت ویژۀ یکسان تحت عناوین فضای درمان که بیمارستان خواهد بود و پزشک، تشکیل می شود که باید در تحقق آنها نهایت دقت را معمول داشت .



الف – فضای درمانی : از آن جائی که هر فضای مساعد و دل انگیز، موجب تقویت روح واعصاب بیمار و همانند یک فرمانده موجب تسلط او بر جسم خواهد شد، وبا این فرماندهی کسالت از آن رخت خواهد بست .بنابراین باید در ایجاد فضاهای درمانی اعم از بیمارستان و درمانگاه توجه خاص داشت تا با انتقال بیمار به آن فضای مطلوب آرامش فوق العاده ای به او دست دهد، به گونه ای که با تسخیر فکر بیمار، راه درمان اورا کوتاه و نتیجه بخش گرداند .لذا در جهت این خواستۀ حیاتی باید به نکات زیر توجه کامل بعمل آورد .



۱ – ابتدا لازم می داند به این نکتۀ اساسی توجه داده شود که در سراسر کشوردراحداث بیمارستان ها ودرمانگاه ها هیچ تفاوتی نباید وجود داشته باشد ، و با یک الگوی واحد فقط با تغییرات لازمۀ اقلیمی هر محل احداث و مورد بهره برداری قرار داده شوند تا هیچ گونه تصور تبعیضی در بین اعضاء جامعه بوجود نیاید . و بیمارستان ها با ظرفیت هر هزار نفر یک اطاق با قابلیت طرح توسعه در هر شهری احداث گردد .



۲ – از آنجائی که در باب شهر سازی به تفصیل در کیفیت احداث شهرها و روستاها سخنی خواهیم داشت، بیمارستان ها باید به گونه ای مقاوم ودر خارج از ضلعی از شهراحداث شوند که با پیش بینی های لازم، از حوادث غیر مترقبه مانند طوفان وسیل در امان باشند .



۳ – از آنجائی که تمام شهرهای جامعۀ ما باید محدود ومحصور بیک کمربند فضای سبزحداقل یک کیاومتری باشند . بنابراین بیمارستان ها باید در میان این کمربند با رعایت تمام جوانب امور، از محیط زیست گرفته تا غیر آن احداث شوند .



۴ –بمنظور تسهیل در امرآموزش پزشکی، از یک طرف ودرمان بیماران از طرف دیگر، ضروری است در مرکز هر استانی که محل استقرار دانشگاه پزشکی خواهد بود، این دو مجموعه یعنی دانشگاه و بیمارستان در یک فضا احداث شوند، به کیفیتی که طبقۀ هم کف به اورژانس و خدمات اداری وفنی بیمارستان، و طبقات دوم به بعد دانشگاه و طبقات بالاتر اختصاص به بیمارستان یابد، بگونه ای که اتاق های عمل و محل استقرار پزشکان در آخرین طبقات مجتمع منظور گردند .



۵ – دراحداث این مجتمع ها باید از الگوی فضای سبز دانشگاه های علوم پایه بهره گیری شود .



۶ -خوابگاه های دانشجویان وکتابخانه های دانشگاه و کوی استادان باید بر مبنای باب دوم، در مجاورت دانشگاه و بیمارستان احداث گردد .



۷ –دانشگاه های علوم پایه و پزشکی، باید بصورت دو شهرک ودر مجاورت هم احداث گردند تا امکان همکاری علمی بین آن دو آسان شود .



۸ – با توجه به توجیهی که قبلا بمیان آمد، بیمارستان باید جایگاه تسخیر روح وفکر بیمار باشد تابیمار با فراموشی مشکلات عارضه ازبیماری و جنبی آن، آمادگی کاملی برای درمان حاصل نماید . بنابراین باید در احداث آن علاوه بر بهره گیری از ارشیتکت و طراحان مجرب، از روانشناسان ماهرو آگاه به موضوع نیزاستفاده بعمل آید تا کلیۀ فضاها به گونه ای مطلوب و از جهات مذکور علمی درآیند که با ورود بیمار آثار آرامش نسبی دراو احساس گردد .



برای تحقق این مطلوب به چند ایده اشاره ای خواهیم داشت :



یک – همانطوری که قبلا در ظرفیت بیمارستان بمیان آمد، هر اتاقی باید اختصاص بیک بیماربا همراه او داشته باشد .زیرا بیماربا یکی از نزدیکان بعنوان همراه پذیرفته می شود . اما اگر بیمار کسی نداشته باشد، بیمارستان باید این کمبود را با پرستاران ویژه بر طرف سازد تا بیماردچار عوارض ناشی از بی کسی نگردد .



دو – اتاق ها باید مجهز به تمام امکانات بهداشتی با دستگاه های الکترونیکی ضد عفونی کننده با شند .



سه – دیوارهای اتاق ها باید با شیشه های دو جداره و بدون به کار بردن سنگ احداث شوند . و بین هر چهار دیوار و اتاق های مجاور و فضای بیرون با فواصل دو متر اقدام به ایجاد گلخانه بعمل آید، و گلخانه ها با داشتن آب نماهای دل انگیز، گل کاری آنها بر مبنای روحیۀ هر گروه خاص از بیماران، گل کاری شود . تا بیمار با مشاهدۀ آن صحنه ها به وجد آید .



۹- در جهت سرعت انتقال بیمار به بیمارستان، در موارد اضطراری از بالگرد مجهز به تمام امکانات اولیه، هعمراه با یک پزشک متخصص ودستیار استفاده بعمل خواهد آمد . برای اعزام متخصص و تجهیزات لازمه سوابق بالینی بیمار که عموما باید برای تمام افراد درمرکز اطلاعات ثبت وضبط شده باشد، فورا مطالعه واقدام شود.



۱۰ – درمانگاه ها فقط درروستاها احداث می شوند، امکانات ارتباطی آنها با مراکز درمانی شهری سریع و بدون وقفه خواهد بود .



ب – پزشک :با توجه به آنچه در دو باب گذشته، وفصل اول این باب در امر بهداشت بمیان آمد، علتی برای بیماری افراد جامعۀ ما نباید وجود داشته باشد . در غیر این صورت زنگ خطری در اندیشۀ ساختار مدینۀ فاضلۀ ما خواهد بود که باید بطور جدی توسط یک واحد تخصصی وابسته به سازمان بهداشت، علت یا علل آن شناسائی، ودر رفع ریشه ای مورد یا موارد اقدام بعمل آید تا از تکرارآن جلوگیری گردد . و چنانچه در ضوابط گذشته کوتاهی بعمل آمده باشد، فرد یا افراد ذیمدخل حتی اگر خود بیمار باشد شناسائی و بلحاظ نقض ضوابط حاکمه بیکی از مجازاتهای مدنی محکوم گردد . وبیمار هم با تمام امکانات موجوده ولو قصوری هم متوجه او باشد، درمان شود . واگرضرورتی دراعزام بیمار به خارج شناخته گردد، همراه با پزشک معالج وی اعزام خواهد شد تا ضمن درمان بیمار، پزشک همراه با استفاده از فرصت حادث درافزایش اطلاعات علمی خود، درامر مبتلی به وانتقال آن به داخل کشور اقدام بعمل آورد . دقت و وسواس در این مورد متضمن چند فائده خواهد بود :



اولا – هرفرد از جامعۀ ما درهر شرائط اجتماعی بمنزلۀ یک سنگ زیر بنای جامعه بلقی خواهد شد که باید از این سنگ ها برای جلوگیری از فرو ریزی جامعه محافظت بعمل آید .



ثانیا – به ضوابط حاکمه درجامعۀ مدنی ما، باید آن چنان اعتباری داده شود که هیچ کس حق نقض آنهارا نداشته باشد . زیرا با لغزش ازآن ضوابط چه با عمد یا به سهو، زیر بنای جامعه ما را متزلزل خواهد ساخت ،وبی توجهی به جائی خواهد رسید که همه چیز آن به طنز و شوخی گرفته خواهد شد . واز آن یک جامعۀ بی هویت برخواهد خواست !



ثالثا – بیماری افراد محیط زیست و بهداشت عمومی را به مخاطره خواهد انداخت که جبران آن از مسألۀ درمان سنگین تر خواهد بود .



رابعا – بی توجهی به این مسأله وعدم شناخت علت یاعلل امور حادث، موجب بی بند و باری در اِعمال ضوابط حاکمه خواهد گردید . بنابراین چه بسا ممکن است درمورد یک بیمار چندین نفر حتی خود بیمار تحت پی گرد قانونی قرار داده شوند تا این تصور بوجود نیاید که هر کس زائیده می شود، حق بهره گیری از جامعه را بدون داشتن مسؤولیت افاده را خواهد داشت . پس گرچه افراد جامعۀ ما نباید بیمار شوند، معذالک در صورت ابتلاء به بیماری، جامعۀ ما باید ضمن درمان قطعی او در تقویت بنیۀ بیماروقطع علت وریشۀ آن اقدام بعمل آورد . بهمین جهت باید از پزشکانی بهره گیری بعمل آید که از هر جهت دارای صلاحیت بوده، ودر برابردرمان ونجات یک بیمار خودرا فراموش کنند، وجامعه هم موظف خواهد بود، با ارج نهادن به این پزشکان موقعیتی را فراهم سازد که نخبگان این فن از سراسر جهان مفتخرانه داوطلب خدمت به جامعۀ ما باشند .و ماهم آنان را به دید چشم پذیرا خواهیم بود تا بدین وسیله مرکزیت درمان جهانی را درانحصار خود درآوریم، واز سراسر جهان پذیرای درمان بیماران گردیم .



این ایراد ممکن است بعمل آید : در جائی که وجود یک بیمار مخل نظم عمومی ما خواهد بود، چگونه خواهیم توانست افرادی از سایر کشورها را با بیماری های گوناگون بومی پذیرا باشیم، وخود را مصون از مخاطرات تهاجمی آنان بدانیم ؟! در پاسخ می توان گفت : با ایجاد مصونیت عمومی دربرابر این گونه بیماران که بعدا به آن خواهیم پرداخت، نه تنها هیچ خطری مارا تهدید نخواهد کرد، بلکه از ورود آنان بهره های فراوانی خواهیم داشت .



از آنجائی که پزشکان ما اعضاء هیأت های علمی دانشگاه ها خواهند بود، بنابراین لازم است که دراین مورد سخنی داشته باشیم که بعدا به آن خواهیم پرداخت .



بخش سوم – کیفیت درمان :

گرچه این بخش دنبالۀ بخش پیشین خواهد بود که مطلوب آنهم کیفیت درمان بوده است .معذالک دراین بخش به مواردی اشاره خواهیم داشت که در درمان بیمار اثرگذار خواهد بود، وذیلا به ذکر پاره ای از آنها می پردازیم :



۱ – هر گونه سابقه بیماری افراد باید درسوابق آنان منعکس وضبط گردد تا درموقع مراجعه به بیمارستان، آن سوابق که ارتباط به تمام دوران زندگی بیمار دارند، از مرکز اطلاع رسانی خانواده استعلام، و در مسیر درمان او ملحوظ نظر قرار داده شود . و اگر بیماردربیمارستان فوت نماید، باید یک کمیسیون تخصصی علت آنرا کاملا روشن سازد تا در صورت توجه کمترین قصوری به بیمارستان، مسؤول یا مسؤولین امر تحت پی گرد قانونی قرار داده شوند، و خلأ چنین ضایعه ای در خانوادۀ متوفی به کیفیت مطلوبی توسط سازمان بهزیستی نیز بر طرف شود .



۲ – در هر بیمارستان مرکز کنترل روانی دائر گردد تا روزانه بیماران توسط روان پزشکان با اولویت روان شناسان زن، از نظر روحی کنترل شوند، وبا دادن امیدواری به آنان به کیفیت ممکنه موجبات فراموشی بیماران، در مورد کسالت عارض فراهم گردد .



۳ – در هر بیمارستان یک مرکز انرژی درمانی وجود داشته باشد تا در موارد خاصه از وجود آن بهره گیری بعمل آید .



۴ – در صورت تجویز روان پزشک، یک آهنگ ملایم بنا به تشخیص همان روان پزشک مناسب حال بیمار پخش شود، و کنترل آن هم با بیمار یا همراه او باشد .



۵- اتاق بیمار با نوری مناسب به حال بیمارشبانه و روزهای تاریک، روشن گردد. کنترل آن هم وسیلۀ بیمار یا همراه او ممکن باشد .



۶- امکانات ورزشی بیمار وحرکت اندام های او، پس از تجویز پزشک با راهنمائی متخصص فن فراهم گردد .



۷ – امکانات گردش بیمار در فضای سبز خارج از بیمارستان وایجاد سرگرمی برای او به کیفیتی مطلوب فراهم شود .



۸ – در صورتی که بیمار تحت رژیم غذائی خاصی نباشد، نیاز غذائی او بر مبنای سلیقۀ وی فراهم گردد .



۹ – استحمام شبانۀ هر بیمار وتعویض لباس و سایر ملزومات او فراهم گردد .



۱۰- ارتباط بیماربا دفتر مرکزی رفاه، با یک شماره تلفن یک رقمی فرهم گردد تا با اعلام نیازهای خود فورا اقدام به رفع آنها بعمل آید .



۱۱- از طریق سیستم الکترونیکی نظرات و پیشنهادات عمومی بیماران استعلام و مورد تصمیم گیری قرار گیرد . و نتیجه به خود بیماران پیشنهاد دهنده ابلاغ شود .



۱۲ – هر اتاق باید دارای یک تلوزیون مداربسته باشد تا دفتر مرکزی بنا به تجویز پزشک، در زمان های خاص اقدام به پخش مناظر یا تصاویر زیبا و فیلم های مناسب حال بیمار بعمل آورد .



۱۳- بنا به تقاضای هر بیمار مجله یا روزنامه ویا کتاب مورد درخواست وی درصورت تجویز پزشک تهیه ودر اختیار او قرارداده خواهد شد .



۱۴ – هر اتاق باید دارای یک رشته تلفن شهری باشد تا بیمار بتواند با خانوادۀ خود براحتی ارتباط برقرار سازد . و دوری او از دوستان وخانواده موجب تشدید کسالت او نگردد .



بخس سوم – درمان بیگانگان :

در صورتی که ضوابط ما به درستی مورد توجه وعمل قرار داده شوند، مدینه ای خواهیم داشت که توجه جهانیان را بخود جلب خواهد نمود . و کیفیت درمان و تربیت پزشک حاذق ودانشمند، وجذب اینگونه افرا د از سراسر جهان، موجب گسیل سیل گردش گران جهانی برای درمان ومطالعات اجتماعی خواهد شد تا جائی که هیچ درآمد ملی از ذخائر معدنی به پای این گونه درآمدها نخواهد رسید .ولی برای اجتناب از سرایت بیماران خارجی به داخل کشورباید در دادن ویزا وسیلۀ کنسولگری ها مراقبت های ویژه ای بعمل آید . وافرادی که مستقیما برای درمان وارد کشور می شوند، باید با ویزای خاص و ضوابط ویژه ای، مستقیما به مراکز درمان بیگانگان که دارای موقعیت ویژه ای خواهد بود، وارد شوند تا از سرایت بیماری آنان جلوگیری بعمل آید . ودر سایر موارد ورود افراد هم باید بگونه ای صورت پذیرد که ضمن تامین خوشایندی آنان، محیط زیست از مشکلات احتمالی بیگانگان هم در امان بماند .



اما برای درمان که اصل گفتار ما دراین بخش خواهد بود باید در یک نقطۀ جغرافیائی خوش آب وهوای کشور که دارای مجاری آب طبیعی است، شهری احداث گردد که دارای ویژگی های زیر باشد :



۱ – خیابان های شهر کم عرض وبا زیباترین درختان گزیده شده از سراسر دنیا، مشجر گردند . بطوری که در فضا فاصلۀ درختان دو طرف خیابان مساوی واز یک متر تجاوز ننماید .



۲ – پیاده روها وسیع، ودر حاشیۀ کنار خیابان آب های روان زلال بطور شبانه روزی در جریان باشد .



۳ – حاشیۀ داخلی پیاده روها که محل احداث بناهای شهر خواهد بود، فقط با مورد یا سبزه های مشابه محصور گردد .



۴ – سطح خیابان ها وپیاده روها بجای آسفالت با سنگ تراش سبز ماشی فرش شود .



۵ – چراغ ها در حاشیۀ پیاده رو ها مخفی باشد تا فقط سطح خیابان هارا روشن سازد .



۶ – به درختان خیابان ها با چراغ های سبز زیر زمینی نور افشانی شود تا جلوۀ زیبای آنها را در شب تاریک ظاهر سازد .



۷ – در ارتفاع چند کیلومتری شهر یک قمر مصنوعی احداث گردد که شب ها از بالا به تمام شهر پرتو افشانی کند، ونور آن توسط یک ایستگاه مرکزی از پائین قابل کنترل باشد .



۸ – خودروهای به کار گرفته در شهر باید یک نواخت ودارای شرائط ویژه ای متناسب با زیبائی شهر باشند .



۹ –چندین میدان تفریحی متناسب با جمعیت در حال تغییر توریستی شهر، احداث گردد .این میدان ها باید متنوع ودارای تمام امکانات تفریحی برای خردسالان و بزرگ سالان ورستورانهای مجلل با سرویس دهی های حیرت انگیز و مأکولات متنوع جهانی باشد .



۱۰ – میدان های ورزشی متناسب با جمعیت ثابت شهر وباشگاه های ورزشی نه تنها برای تمرین بلکه برای درمان هم ایجاد گردد .



۱۱ – در هر خیابان یک آهنگ ملایم برنامه ریزی شده، درساعات معینی از روز وشب به گوش برسد . وحتی الامکان از آهنگ های مشهور جهانی باشند .



۱۲ – درکنار جویبارها در فواصل معینه ای آب نماهای رنگی ایجاد گردد .



۱۳ – شهر در میان جنگلی انبوه از درختان احداث گردد که فقط دو جادۀ کم عرض برای ورود وخروج جدا از هم داشته باشد . این دو جاده عینا مانند خیابان های مشجر داخل شهر سنگ فرش و تزئین گردند . عمق جنگل کمربند سبز شهر نباید از یک کیلومتر کمتر باشد .



۱۴ – مسافرین اعم از داخلی وخارجی، جز با هواپیما امکان مسافرت به این شهر را نخواهند داشت . بنابراین در بیرون شهر وماوراء جنگل باید یک فرودگاه احداث گردد .



۱۵ – در داخل شهر فرودگاه های ویژ ه ای با خصوصیات استثنائی برای هلیکوپترها احداث گردد .



۱۶ – در کنار یکی از میدان های تفریحی شهر، یک کتابخانۀ مدرن بین المللی با تمام امکانات فنی وراهنمایان ویژۀ برگردان زبان ایجاد شود .



۱۷ –از تکنولوژی تبدیل زبان های گوناگون به یکدیگر در تمام سطح شهر اعم از هتل ها وبیمارستان ها و رستوران ها وغیره بهره گیری بعمل آـید .



۱۸ – هر تازه واردی در یک استراحت گاه ویژه با حضور روان پزشک مناسب، وبا بهره گیری از تمام امکانات، مورد پذیرائی قرار گیرد تا احساس غربت از میهمان حذف شود . . محیط را یک محیط خانوادگی احساس نماید . واز هر حرکت و اقدام تصنعی و صوری خودداری بعمل آید . واین سرویس دهی برای بیماران باید بطور ویژه و متناسب با بیماری آنان داده شود .



۱۹ – با توجه به آداب ورسوم وعقاید هر تازه واردی، امکانات لازمه ای ایجاد گردد تا براحتی بتواند ابراز عقیده نماید .



۲۰ – در بالای شهر تله کابینی احداث شود تا مسافرین بتوانند با استفاده از آن در ساعات معینی از روز یا شب تماشاگر شهر یا جنگل دور آن باشند .



۲۱ – هتل های این شهر ویژه، باید با بکار گیری برجسته ترین طراحان و معماران داخلی و خارجی جامع تمام زیبائی های هتل های معروف جهانی با ترکیبی از جاذبه های قوی روانی باشند . و بمنظور ارج نهادن به ارزش وجودی وخدمات سازندگان این هتل ها، وایجاد انگیزه در جلب همکاری های صاحبان اندیشه ونظر با جامعۀ ما،باید آنها را بنام برجسته ترین فرد ذیمدخل در تاسیس نامگذاری نمود .



هر اتاق هتل باید مجهز به تجهیزاتی باشد که ساکن بتواند تمام نیازهای شخصی وعلمی وشغلی خودرا در آنها بر طرف سازد . به گونه ای که اگر استاد باشد امکان تدریس از راه دور برای او فراهم گردد، و بازرگان به مراودات تجارجی خود بپردازد، وقس علی هذا !



۲۲ – در هر اتاقی حمام سونا وسایر تجهیزات مدرن روز .ج.د داشته باشد .



۲۳ – در هر هتل امکانات ورزشی وبدن سازی با مربیان مجرب وتفریحی ومیدان اسکی و اسکی روی یخی وجود داشته باشد .



۲۴ – بهترین سرویس دهی های آرایشی مردانه وزنانه با متخصصین ویژه وجود داشته باشد .



۲۵ – صنایع دستی داخلی، اعم از فرش های زینتی منحصر به فرد وغیر آن در نمایشگاه هتل عرضه گردد، و به نمایش درآید تا از این راه قدرت خلاقیت و روحیۀ مردم کشور نشان داده شود .



۲۶ – امکانات مبادلات ارزی وارتباطات بین المللی پولی واعتباری برای خصوصا بازرگانان فراهم گردد .



۲۷ – مرکز ارتباطالت بین المللی در هتل ها احداث گردد تا بازرگان سراسر دنیا برای استراحت ومعاملات تجاری خود، دراین شهر رؤیائی روزهائی از سال خودرا سپری سازند .



۲۸ – سالن های کنفرانسی با تجهیزات تکنیکی ماهواره ای در این هتل ها فراهم گردد تا مشوقی برای سران کشورها وهیأت های علمی وغیر آنان برای نشست های آنان گردد .



۲۹ – در این شهر، هتل ها و بیمارستانها و ساختمان های اختصاصی از خانه های پزشکان اعم از داخلی و خارجی و رستوران های بین المللی باید در یک ضلع خاص از شهر احداث شوند . ولی بقیۀ بناها در ضلعی دیگر آنهم به گونه ای که در شهر نا هماهنگی بوجود نیاید ساخته شوند . اما تفکیکی در مدارس نباید وجود داشته باشد .



پزشکان باید دارای مستخدم وآشپز مقیم درهمان خانه در ساختمانی مجزا باشند .



۳۰ – در این شهر باید بازارچه ای که نیازهای داخلی را بطور کامل مرتفع سازد، با بهره گیری از هنرمندان معماری سراسر جهان احداث گردد . و در هر نقطه از بازار چشم انداز زیبائی از فضای سبز وجود داشته باشد .



۳۱ – در این شهر میدان بزرگی محصور به گل ودرخت وآب نما احداث شود . ومیان میدان هم چشم اندازهای دل انگیزی از فضای سبز وجود داشته باشد . ودر بین هر طرحی سمبلی گویا متناسب با هر کشوری احداث گردد، و معروفترین آهنگ های آن کشور در مواقع مناسب نواخته شود تا هر تازه وارد خارجی را، در محل خاص خود، به احساسی بکشاند که در وطن خود بسر می برد . و غریب نیست . بازدید از این محل ها باید در همان دو ساعتۀ استراحت اولیه صورت پذیرد .



۳۲ – به کسانی دراین شهر اعم از کاسب وخدمۀ دولتی و بیمارستانی وغیر آنان اجازۀ اشتغال واسکان داده خواهد شد که تمام ضوابط حاکمۀ ابواب گذشته را رعایت کرده باشند . ویا با آموزش های کافی، جبران مافات بعمل آورند تا آمادگی اسکان دراین شهر را پیدا کنند .



۳۳ – این شهر توسط یک فرماندار که از بین پزشکان بیمارستان توسط خود آنان انتخاب می شود، اداره خواهد شد . و شهر عاری از نیروی انتظامی خواهد بو د. اما در صورت مشاهدۀ خلافی که موجب برهم زدن نظم عمومی باشد، مراتب به انتظامات نزدیکترین شهر که دراین خصوص ماموریت دارد، اعلام خواهد شد تا ظرف چند دقیقه اقدام به اعزام پلیس ویژه ودستگیری خاطی بعمل آید و به حکم دادگاه همراه با خانواده به اردوگاه های ویژۀ کشاورزی اعزام گردد . وبرگشت چنین افرادی به این شهر برای همیشه غیر ممکن خواهد بود، ولی موجبات احیاء زندگی تازۀ آنان بعد از تحمل مجازات مدنی توسط بهزیستی فراهم خواهد شد . و اگر خاطی بیگانه ای باشد، فورا با اعلام مراتب به سفارت متبوع وی، موجبات اعزام نمایندۀ سفارتخانه ظرف چند ساعت فراهم خواهد شد تا در حضور وی توسط دادگاه تصمیم گیری بعمل آید، و پس از تحمل مجازات مدنی از کشور اخراج گردد .



۳۴ – در مجاورت بیمارستان ها همانند بیمازستان های استان ها، باید محل استقرار هلیکوپتر های امدادی آمادۀ ارائۀ خدمات باشند .



۳۵ – در هر اتاق بیمارستان باید برای بیمار و همراه وی امکانات ارتباطات داخلی و بین المللی از نظر تلفن و اینترنت وغیر آن وجود داشته باشد .



۳۶ – اتاق های ویژه ای برای همراهان بیماران خصوصا بیگانگان با تمام امکانات و سرویس دهی های فوق العاده وجود داشته باشد .



۳۷ – به همراهان بیماران عینا مانند هتل های این شهر ارائۀ خدمات بعمل آید .



۳۸ – خدمۀ بیمارستان حد اقل باید دارای مدرک لیسانس دررشتۀ روانشناسی با روحیۀ ویژه، وشرائط خاصی باشند تا با استفاده از تجهیزات ویژه بتوانند با هر بیمار براحتی تکلم و برخورد نمایند . واز نظر روحی چنان تمهیداتی را فراهم سازند که بیمار ماندن در آنجا را از رفتن به وطن خود ترجیح دهد .



۳۹ – پزشکانی برای این بیمارستان ها اعم از داخلی و خارجی پذیرفته می شوند که دارای نبوغ علمی وتخصصی ومهارت و اخلاقی فوق العاده باشند . در ازاء دولت تمام امکانات را با ارادۀ این پزشکان در اختیار آنان قرار خواهد داد تا مثلا در هر روز وساعتی که ارادۀ مسافرت داخل یا خارح را داشته باشند با تمهیدات کامل موجبات آن را فراهم سازد .



۴۰ – هربیمار خارجی می تواند پزشک معالج خودرا از خارج با خود بیاورد . در این صورت محل استقرار پزشک در هتل خواهد بود . مگر اینکه پزشک حالت همراه را داشته باشد که در اتاق های ویژۀ بیمارستان از او پذیرائی خواهد شد .



۴۱ – پزشکان خارجی که بنا به دعوت دولت یا داوطلبانه حاضر به خدمت در این بیمارستان می شوند، صد در صد حق الزحمۀ پزشکی آنان بدون کسر هرگونه مالیات و عوارضی، به خود آنان داده خواهد شد . وتعیین نرخ این گونه پزشکان هم با خود آنان خواهد بود .



۴۲ – پزشکانی که در مواقع اضطراری از یک نقطۀ کشور به این شهر فرا خوانده می شوند، باید از آنان در اتاق های ویژۀ هتل نگهداری بعمل آید . ودر صورت پیشنهاد آنان با خانواده به این شهر انتقال داده خواهند شد، و پس از انجام خدمات مورد نیاز به محل اولیه انتقال خواهند یافت . مگر این که متقاضی ماندن مدت بیشتری باشند که در صورت عدم اخلال در کار اصلی آنان با این درخواست موافقت خواهد شد .



۴۳ – پزشکان این بیمارستان باید از تمام امکانات علمی وتکنولوژی جهانی برای بیماران خود استفاده نمایند . وبرای خدمات روز بعد پیش بینی لازم را بعمل آورند تا در صورت نیاز به همکاری خاص با اعلام مورد نیاز، ظرف چند ساعت در رفع بموقع آن اقدام جدی صورت پذیرد، واز هر گونه وقفۀ درکار جلوگیری بعمل آید.



۴۴ – انتظارات هر بیمار درموقع ورود باید روشن گردد، ودر موقع ترخیص نظرات و انتقادات او استعلام گردد تا در صورت نقد مؤثرعلاوه بر تقدیر از بیمار به فراخور شخصیت او، فورا در رفع نقص یا ایجاد زمینۀ بهینه تری اقدام بعمل آید .



۴۵ – هر بیمار خارجی با ورود به بیمارستان یا ترخیص وی، هیچ گونه مراجعه ای برای پذیرش یا تصفیه حساب ترخیص به کسی را نخواهد داشت . زیرا برای این کار خدمۀ ویژه ای وجود دارد که تمام امور اداری بیمار را عهده دار خواهند بود . بنابراین بیمار بدون کمترین دغدغه ای بستری و در موقع ترخیص با مشاهدۀ یک صورت حساب و پرداخت آن ترخیص خواهد شد .

۴۶ – بیمارستان باید دارای یک مرکز اطلاع رسانی بین المللی باشد تا سفارتخانه ها در مورد هر بیماری که در مقام اخذ ویزای درمانی در این بیمارستان باشد، اطلاع کاملی از وضع روحی و آداب و رسوم محلی وعقاید بیمار کسب واز طریق اینترنت به واحد اطلاع رسانی گزارش نمایند تا در موقع ورود بیمار به شهر ویژه از اطلاعات داده شده، در دو ساعت اولیۀ ورود و بعدا بهره گیری بعمل آید .


تاريخ : جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۲ | 9:45 | نویسنده : عبدالمجید زرگر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.