9- آیا دین اسلام برایرانیان تحمیل شده است ؟                                  
    سؤال شده است : با توجه به آیۀ چهارم ازسورۀ ابراهیم « وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم فیضل الله من یشآء ویهدی من یشآء وهو العزیز الحکیم – ما هیچ پیامبری نفرستادیم مگر به زبان قوم او تا روشن وآشکارسازد ( حقایق الهی را ) وهرکه را خدا بخواهد گمراه می کند، وهرکه را بخواهد هدایت می کند، و اوبرامورعالم برتروبا بینش تراست »      با توجه به این آیه، چرا دین اسلام که به زبان تازی آنهم برای قومی خاص فرستاده شده است، باید برمردم ایران که موحد ودارای کیش یکتا پرستی بوده اند، تحمیل شود ؟! 
   

    قبل از پاسخ به پرسش کنندۀ گرامی، لازم می داند توضیحا متذکرشود که درمورد قسمت آخرآیه که خدا هرکه را خواهد گم راه وهرکه را خواهد هدایت می کند، به تفصیل دربخش سوم از درآمدی برمفاهیم نظری اسلام تحت عنوان « آزادی عمل (اختیار) » سخن بمیان آمده است، به آن مراجعه فرمائید .   

     اما درپاسخ به اصل پذسش می توان گفت : قرآن اساسنامۀ دین بزرگ پروردگار عالم به گونه ای نیست که با خواندن یک آیه بتوان اقدام به برداشت کلی نمود، بلکه پژوهنده باید هرآیه را با مقایسه با سایر آیات مرتبط، مورد بررسی قراردهد تا امکان دست یابی به مطلوب آن ایه فراهم گردد، آنچنان که ما هم درنگارش درآمدی برمفاهیم نظری اسلام به کارگرفته ایم . وگرنه با خواندن ایات آنهم بالاستقلال ودرپاره ای ازموارد ترجمۀ آنها، جز گمراهی نتیجه ای درپی نخواهد داشت، هرچند که خواننده مانند هگل فیلسوف بزرگی باشد که معلوم نیست چگونه به خواندن قرآن  پرداخته  وبه این نتیجه رسیده است که این دین متروکه است ؟! بنابراین درمورد پرسش هم با توجه به آیات دیگرقرآن ازجمله دو آیۀ ای که ذیلا آورده می شوند، به پاسخ خود دست خواهیم یافت :

     به آن دو آیه توجه فرمائید :      آیۀ یک سورۀ الفرقان « تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا – برکت باد برکسی که فرقان را فرستاده است تا برای ( تمام ) جهانیان هش داردهنده ای باشد ! »     
       آیۀ 15 سورۀ الاسراء « من اهتدی فانما یهتدی لنفسه ومن ضل فانما یضل علیها، ولا تزر وازرة وزراخری، وما کنا معذبین حتی نبعث رسولا – هرکس که راه هدایت رادرپیش گرفت، خود را هدایت می کند،و هرکه به گم رهی رفت، خود گمراه می شود ، و هیچ کس گناه دیگری را بردوش نخواهد کشید . و ما (هم) تا ( برای قومی ) پیامبری نفرستیم، ( اگرمرتکب خطائی شوند ) مجازات نخواهیم کرد ! »   

      آیۀ اولی که قرآن به نام فرقان عنوان شده است، بیانگراین است که درشناسائی اختلافات نازل گردیده تا ( با قید للعالمین یعنی برای تمام جهانیان )، اختلافات اساسی را که پایۀ هردین الهی است، اعلام دارد وپیروان آن با اندیشه  در کیفیت تفکرخود اقدام  به اصلاح آن کژ اندیشی ها بعمل آورند . مثلا به نصاری هُش دار داده شده است که به باورخود که خدا پسرخدا یا خود خداست، ویا به تعبیر فلاسفۀ آنان به اقانیم سه گانه پایان دهند، وگرنه قصد این که کسی دین خود را رها سازد اصراری نشده است، واگرکسی هم به این کار پردازد، لازمۀ آن این است که به دین قبلی خود هم ایمان داشته باشد، وگرنه مسلمان شناخته نخواهد شد ! 

      پس قرآن گرچه برای یک قوم بنا بر مصالح اجتماعی آنان فرستاده شده است، اما دراین مورد ممکن است این ایراد بعمل آید که قرآنی که به زبان عربی است، وبریک قوم محدود ومنطقه ای محروم ازمدنیت نازل شده است، چگونه باید جهانیان ازآن آگاهی یابند، واختلافات کیش خود را شناسائی و برطرف سازند ؟!

    پاسخ به این ایراد را آیۀ دوم می دهد که تا ما پیامبری برای قومی نفرستیم، مؤاخذه ومسؤولیتی متوجه آن قوم نخواهیم بود . این آیه دراصطلاح حقوقی « قبح عقاب بلا بیان » نام دارد، و اسلام با دامنۀ وسیعی به آن توجه دارد . و جهانیان در چارچوب یک چنین قاعده ای مسؤولیت دارند، وفقط !

    وجیه کامل آن از درآمدی برمفاهیم نظری اسلام درهمین سایت ذیلا آورده می شود، ملاحظه فرمائید :           

    پرتو ششم – قبح عقاب بلا بیان :    آیات مرتبط با موضوع :  

   آیۀ ۲۸۶ سورۀ البقره « لا یکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت، ربنا لاتؤآخذنا ان نسینا او اخطأنا، ربنا ولاتحمل علینا اصرا کما حملته علی الذین من قبلنا، ربنا ولا تحملنا ما لا طاقة لنا به، فاعف عنا واغفرلنا وارحمنا، انت مولانا فانصرنا علی القوم الکافرین »    به ترجمۀ این آیه که کلام خود خداست وبه زبان بندگان شایستۀ خود آن را جاری می کند توجه فرمائید :     خداوند تبارک وتعالی می فرمایند : خداوند تکلیفی برکسی بار نمی کند، مگر به قدرتوانائی اودرآن صورت کردارخوب وبد نسبی او له وعلیه او خواهند بود ( خداوند فرموده است که امر به معروف ونهی از منکر کنید ولی هرکسی تکلیفی درآن را ندارد مگر اینکه آگاه وتوانائی دراین کاررا داشته باشد تا با رعایت جمیع جوانب قضایا به هدایت کژاندیشان وگم راهان پردازد . وگرنه به قول معروف ممکن است نا مسلمان کرده طرف کافرشود ! یا درامر انفاق : کسی مکلف به دادن نفقه وصدقه است که توانائی داشته باشد که آنهم یک امر نسبی است که دریک جا لازم می آید شخصی گرسنگان شهری راسیر کند وزمانی یک نفررا ویا درامر عبادات اگرکسی توانائی گرفتن روزه را نداشته باشد، با رعایت ضوابطی معاف از آن خواهد بود .و یا درکیفیت خواندن نماز هم تسهیلات متناسب با نمازگزار درنظرگرفته شده است وامثال اینها درتمام زمینه ها حتی دردفاع درجنگهای تحمیلی صدراسلام )  

   ادامۀ ترجمه :پروردگارا ! اگر(دراجرای اوامر ونواهی تو ) فراموش کردیم ویا به خطا ترک کردیم مارا مؤاخذه مکن ( ملاحظه می فرمائید که قبح عقاب بلا بیان را تا چه اندازه پیش می برد ! خدایا اگر ازقانونی که وضع کرده وان را لازم الاجرا فرموده ای، فراموش کردیم که اجرا کنیم، یا با آنکه آگاه به آن هستیم به خطا مسیری غیر آن رفتیم مارا تعقیب مکن . درحالی که درتمام دنیا جهل به قانون حتی درمورد کسانی که تابعیت دولت آن تقنینیه را نداشته باشند رافع مسؤولیت نخواهد بود . ویا خطا دربه کارگیری آن هم بی حساب نمی تواند باشد )  

    پروردگارا!تکلیف وباری که برامتهای گذشته گذاشتی ( تا انان را بیازمائی ) برما قرار مده .( یعنی مارا بگذار هرکاری که می خواهیم انجام دهیم که خداوند هم چنین محضوراتی مانند ناقۀ صالح درمورد قوم او، وتحریم شنبه بر بنی اسرائیل را برمسلمانان محمدی اعمال نفرموده اند .    

    پروردگارا ! بار وتکلیفی بالاتر از توانائی ما برما بار مکن ( شاید تصورشود که این قسمت از آیه با صدرآن تکراری است، درحالی که چنین نیست . زیرا قسمت صدر رفع تکلیف بما لا یطاق از فرد نا توان است، درحالی که این درخواست دررفع تکلیفهای سنگین غیر قابل تحمل کلی وبرعموم حکایت دارد .

    درمورد اول مانند رفع تکلیف ازدفاع دربرابر دشمن برای فرد ناتوان است، ولی درمورد دوم منع عموم ازجنگ وآتش افروزی برای توسعۀ اسلام است )     پس از( خطاهای ما) درگذر و مارا ببخش و بما لطف و محبت کن !     تو مولی ویارمائی، پس( دردفاع دربرابر جنگ کفار) مارا یاری فرما ! »  

     آیۀ ۱۳۱ سورۀ الانعام « ذالک ان لم یکن ربک مهلک القری بظلم واهلها غافلون – ( فراستادن پیامبران ) برای این است که خداوند اهل دیاری را ( تا اتمام حجت برآنها نیاشد ) وغافل ( ازاحکام ) باشند، بابت ستم وخطائی که می کنند، هلاک نخواهد کرد » قبح عقاب بلا بیان!  

    آیۀ ۵۹ سورۀ القصص « وما کان ربک مهلک القری حتی یبعث فی امها رسولا یتلوا علیهم آیالتنا، وما کنا مهلکی القری الا واهلها ظالمون – وپروردگارتو اهل هیچ شهرودیاری را نابود نمی کند تا اینکه درمرکز آن شهر پیامبری فرستد وآیات واحکام مارا برای آنان بخواند ( ابلاغ کند ) وما مردم هیچ شهر ودیاری نابود نمی کنیم مگراینکه مردم آن ستم گرباشند » ( قبح عقاب بلا بیان )   

      آیۀ ۱۵ سورۀ الاسراء « من اهتدی فانما یهتدی لنفسه ومن ضل فانما یضل علیها ولا تزروازرة وزراخری وما کنا معذبین حتی نبعث رسولا – هرکس که به راه خدا هدایت شود، برای خود هدایت شده ( وبهرۀ آن را می برد ) وهرکس گم راه گردد برعلیه خود گمره شده است .وهیچ کس بار گناه دیگری را بردوش نخواهد کشید . وما کسی را مجازات نخواهیم کرد تا اینکه پیامبری ( برای ارائۀ احکام الهی ) فرستیم. ( قبح عقاب بلا بیان )  

     آیۀ ۷۸ سورۀ الحج « ... وما جعل علیکم فی الدین من حرج ... در تکالیف دینی عسر وحرجی برای شما ایجاد نشده است »          آیۀ ۳۸ سورۀ الانفال « قل للذین کفروا ان ینتهوا یغفرلهم ما قد سلف، وان یعودوا فقد مضت سنة الاولین – به کافران بگو اگربه کفروعصیان خود پایان دادند، خداوند از گذشتۀ آنان صرف نظر می کند وکردار سوء انان را را می بخشد . ( این حکم مبتنی بر قاعدۀ جُب است ) واگر به کفرخویش برگشتند، گرفتارعواقب سنت های پیشینیان خواهند شد »  درجوامع متمدنۀ کنونی، روابط بین انسان ها مبتنی برقواعد و قوانین موضوعه ای است که توسط آ نها تصویب و به اجرا درمی آید . وتا عمل کردی ازنظرقانون ممنوع شناخته نشود، مذموم وقابل تعقیب نخواهد بود . این ممنوعیت تعقیب مبتنی برقاعده ای بنام قبح عقاب بلا بیان است .     اما درصورت وضع قانونی درموردی خاص، پس ازلازم الاجرا شدن آن، همۀ مردم دربرابرآن مسؤول شناخته می شوند، وجهل به وضع چنین قانونی هم رافع تکلیف نخواهد بود .     جالب اینکه این شمول مسؤولیت وعدم رفع تکلیف درجعل به آن درامورکیفری و حتی پاره ای ازقوانین مدنی مانند قراردادها ، فراترازافراد ملت بوده وحتی شامل بیگانگانی خواهد بود که سفری کوتاه به حوزۀ اجرائی آن قانون خواهند داشت .     بطوری که ملاحظه می فرمائید : قبح عقاب بلا بیان درجوامع مدنی دارای محدودیت خاصی است، وبه تعمیم آن هم نمی توان نظر داد .      اما این قاعده دراسلام دارای دامنۀ بسیار وسیع وگسترده ایست که ذیلا به آن می پردازد :           دراسلام نه تنها جهل به احکام بلکه حتی عدم توانائی دراجرای آنها هم رافع تکلیف خواهد بود . بنابراین گرچه قوانین شرع مانند قوانین مدنی عمومیت دارند ولی تا زمانی که آگاهی های فردی ونه اجتماعی حاصل نگردد، مسؤولیت شخصی تحقق نخواهد یافت که با توجه به آیۀ ۲۸۶ سورۀ البقره که ازمأخذ این مطلب ذیلا نقل می شود، گویای این واقعیت خواهد بود .          آیۀ ۲۸۶ « لا یکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت، ربنا لاتؤآخذنا ان نسینا او اخطأنا، ربنا ولاتحمل علینا اصرا کما حملته علی الذین من قبلنا، ربنا ولا تحملنا ما لا طاقة لنا به، فاعف عنا واغفرلنا وارحمنا، انت مولانا فانصرنا علی القوم الکافرین »  

     به ترجمۀ این آیه که کلام خود خداست وبه زبان بندگان شایستۀ خود آن را جاری می کند توجه فرمائید :     خداوند تبارک وتعالی می فرمایند :

    خداوند تکلیفی برکسی بار نمی کند، مگر به قدرتوانائی اودرآن صورت کردارخوب وبد نسبی او له وعلیه او خواهند بود ( خداوند فرموده است که امر به معروف ونهی از منکر کنید ولی هرکسی تکلیفی درآن را ندارد مگر اینکه آگاه وتوانائی دراین کاررا داشته باشد تا با رعایت جمیع جوانب قضایا به هدایت کژاندیشان وگم راهان پردازد . وگرنه به قول معروف ممکن است نا مسلمان کرده طرف کافرشود ! یا درامر انفاق : کسی مکلف به دادن نفقه وصدقه است که توانائی داشته باشد که آنهم یک امر نسبی است که دریک جا لازم می آید شخصی گرسنگان شهری راسیر کند وزمانی یک نفررا ویا درامر عبادات اگرکسی توانائی گرفتن روزه را نداشته باشد، با رعایت ضوابطی معاف از آن خواهد بود .و یا درکیفیت خواندن نماز هم تسهیلات متناسب با نمازگزار درنظرگرفته شده است وامثال اینها درتمام زمینه ها حتی دردفاع درجنگهای تحمیلی صدراسلام )     ادامۀ ترجمه :پروردگارا ! اگر(دراجرای اوامر ونواهی تو ) فراموش کردیم ویا به خطا ترک کردیم مارا مؤاخذه مکن ( ملاحظه می فرمائید که قبح عقاب بلا بیان را تا چه اندازه پیش می برد ! خدایا اگر ازقانونی که وضع کرده وان را لازم الاجرا فرموده ای، فراموش کردیم که اجرا کنیم، یا با آنکه آگاه به آن هستیم به خطا مسیری غیر آن رفتیم مارا تعقیب مکن . درحالی که درتمام دنیا جهل به قانون حتی درمورد کسانی که تابعیت دولت آن تقنینیه را نداشته باشند رافع مسؤولیت نخواهد بود . ویا خطا دربه کارگیری آن هم بی حساب نمی تواند باشد )  

   پروردگارا!تکلیف وباری که برامتهای گذشته گذاشتی ( تا انان را بیازمائی ) برما قرار مده .( یعنی مارا بگذار هرکاری که می خواهیم انجام دهیم که خداوند هم چنین محضوراتی مانند ناقۀ صالح درمورد قوم او، وتحریم شنبه بر بنی اسرائیل را برمسلمانان محمدی اعمال نفرموده اند .  

      پروردگارا ! بار وتکلیفی بالاتر از توانائی ما برما بار مکن ( شاید تصورشود که این قسمت از آیه با صدرآن تکراری است، درحالی که چنین نیست . زیرا قسمت صدر رفع تکلیف بما لا یطاق از فرد نا توان است، درحالی که این درخواست دررفع تکلیفهای سنگین غیر قابل تحمل کلی وبرعموم حکایت دارد . درمورد اول مانند رفع تکلیف ازدفاع دربرابر دشمن برای فرد ناتوان است، ولی درمورد دوم منع عموم ازجنگ وآتش افروزی برای توسعۀ اسلام است )     پس از( خطاهای ما) درگذر و مارا ببخش و بما لطف و محبت کن !     تو مولی ویارمائی، پس( دردفاع دربرابر جنگ کفار) مارا یاری فرما ! »     علاوه براین آیه با توجه به آیۀ ۳۸ سورۀ الانفال هم این دامنه وسیعترمی شود وکفاری که مسلمان می شوند، علیرغم خطاهای آگاهانۀ آنان مثلا زنای ... نادیده گرفته می شود که این امرمبتنی برقاعده ای بنام جُب خواهد بود . بنابراین اسلام با توجه به مفاد آیۀ ۷۸ سورۀ الحج هیچگونه تکلیف شاقی را نه برپیروان خود ونه برغیرآنانی که مقیم درحوزۀ حاکمیت آن هستند، نمی پذیرد، واگربازهم کسی مرتکب خطای قابل تعقیبی گردد، وتوبه نماید ازآن خطا با درنظر گرفتن شرائطی هم بری خواهد شد . ( به بخش چهارم باب اول درآمدی برمفاهیم نظری اسلام درمورد توبه مراجعه فرمائید ) .     

    با توجه به توجیه داده شده ایرانیان که ازیک فرهنگ غنی برخوردار بوده اند، گرچه با حملۀ اعراب با این دین آشنا می شوند، ولی با توجه در آزادی گزینش دین وپایۀ فرهنگی خود، آن را با پاس نهادن بردین اباء واجدادی خود می پذیرند، ودرتاریخ اسلام هم بزرگانی مانند حافظ ومولوی وبسیازی از امثالهم را تربیت می کند، و به جهانیان عرضه می دارد، به گونه ای که تصورمی شود این دین ازایران به پا خاسته ونه عربستان!

    با این کیفیت تصور تحمیل آن درست نمی تواند باشد، کما اینکه هنوز گروهی از هم میهنان عزیز ما در آئین زردشتی خود ازادانه با مسلمانان زیست مسالمت آمیز داشته وکسی هم متعرض آنان نمی شود

 



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۸ | 17:14 | نویسنده : عبدالمجید زرگر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.